آرمان - رئیس سازمان حفاظت محیط زیست که دیروز در همایش مبارزه با سرطان شرکت کرده بود با اشاره به تاثیر آلودگیهای زیست محیطی بر ابتلا به انواع سرطان عنوان کرد که زور رئیسجمهور هم به مافیای خودروسازی نمیرسد! آیا این سخن به معنای این است که هرکس در این مملکت سرمایه داشت زور بیشتری دارد؟ جناب عیسی کلانتری براساس قولشان به منظور شرکت در جشنواره کاکاییها باید به شهسوار و تنکابن سفر میکرد اما بعد از آن قرار شد معاونشان، آقای کاوه مدنی شرکت کند و در نهایت هیچکدام نرفتند! شهردار و فرماندار درحالی که شرمنده شده بودند از بنده دعوت به عمل آوردند که با هواپیما راهی شدم اما به دلیل خرابی هوا، خلبان نتوانست باند را پیدا کند و به تهران بازگشت و بالاجبار هشت ساعت با سواری رفتم چون قول داده بودم. پس در ابتدا ذکر این نکته ضروری است که وقتی قول میدهیم پای قولمان بمانیم. دوم اینکه ما ستایش میکنیم که جناب کلانتری صریح اللهجه هستند و این را در هنگام انتخابشان هم عنوان کردیم. اما فرقی بین کهرم و کلانتری هست و آن اینکه من باید معایب را بگویم ولی کاری از دستم برنمیآید و کارهای نیستم. اما ایشان که با مقامات تماس دارند انتظار میرود که غر نزنند و کار بکنند. آقای کلانتری معاون رئیسجمهور است و میتواند از رئیسجمهور سوال کند که این کامیونها چیست؟ خودروسازان خون مردم را در شیشه کردهاند و قیمتهای سرسامآور با تکنولوژی 20 سال قبل را به مردم ارائه میدهند. آقای کلانتری عامل کار، کارگزار و فعال هستند و انتظار نمیرود که ایشان هم انتقاد کنند. اما وظیفه بنده به عنوان یک کارشناس محیط زیست و استاد دانشگاه این است که مطالب را بگویم ولی شما هم دارید همین کار را میکنید، درحالی که باید یک تفاوتی بین من و شما باشد. اما سومین نکته گلایه ایشان از بودجه کم سازمان محیط زیست است که به درستی بدان اشاره میفرمایند. برخی نهادها برای تبلیغات اسلامی، 22 برابر بودجه سازمان محیط زیست با هفت هزار نفر پرسنل از دولت پول گرفتهاند اما جناب کلانتری آگاهانه این مسئولیت را پذیرفتهاند. جناب آقای کلانتری! چه چیز شما را جذب کرد؟ میز بزرگ سازمان حفاظت محیط زیست! برو و بیا و طیاره؟
چرا آن روزی که قرار شد کلید سازمان را تحویل بگیرید و پشت میز صدارت بنشینید، به بودجه کم سازمان اعتراض نکردید؟ ما هم میدانیم که بودجه کم است اما شما چرا پذیرفتید؟ آن موقع وقتش بود که از این مقام چشم پوشی کنید و به جناب رئیسجمهور بگویید که با این بودجهها نمیتوانید کار کنید ولی نکردید. حالا که پشت میز نشستهاید، تفرقه نیندازید. در بدو ورودتان عنوان کردید که سازمان چهار تا یوز را میخواهد چکار؟ ما دنبال آب هستیم! درحالی که سازمان نه تجهیزات آب را دارد و نه کارشناسان متخصص آب و از طرفی وزارت نیر در این میان چکاره است؟ آیا میخواهید موازی کاری کنید؟ آقای کلانتری در همایش مبارزه با سرطان شرکت میکنند اما در جلسهای که مربوط به حوزه کاریشان در شهسوار برگزار شد و به دفن زباله مربوط بود، شرکت نکردند. مگر در زمان آقای محمود احمدینژاد قرار نشد که زبالهها را در جنگل دفن نکنند؟ ما در جنگلهای هیرکانی که سه میلیون سال از دوران سوم زمین شناسی قدمت دارند و چشم دنیا به دنبال آن است، زباله میکاریم! و به اینکه شیرابه زبالهها ریشه درختان را میپوساند، بیتوجه هستیم. خانم ابتکار در زمان ریاستشان بر سازمان به خاطر سوءاستفادههایی که از جنگلهای خجیر و سرخه حصار میشد به دفتر رئیسجمهور وقت رفت و گفت که یا مرا مختار میکنید که جلوی این تجاوزات زمینی را بگیرم یا آن منطقه را حفاظت نمیکنم و نیروهایم را بیرون میکشم. خانم ابتکار در عمل مناطق را با چنگ و دندان، با کمبود بودجه، با کمبود نفرات اداره کرد اما آقای کلانتری رها کردهاند در حالی که به عمل کار برآید، به سخندانی نیست. در پایان دوره ریاست خانم ابتکار بر سازمان گمان میکردم که قدر ایشان بعد از شش ماه تا یکسال شناخته شود اما در ظرف یکماه از روی کار آمدن رئیس جدید، موج نارضایتیها به راه افتاد در حالی که قبل از آن لابیهای زیادی برای روی کار آمدنشان در سازمان وجود داشت. ولی با اولین مصاحبه که یوزپلنگ را محلی از اعراب ندانستند به بیراهه رفتنشان هم چندان دور از ذهن نبود. معمولا کسانی که رئیس سازمان محیط زیست میشوند هم برای شنیدن درد و دل همکارانشان در استانها و هم دیدار با انجیاوهای فعال محیط زیست به سفرهای استانی میروند و تصمیمهای مرتبط میگیرند. احتمالا ایشان علاقه چندانی به این گونه سفرها ندارند! ضمن آنکه زمانی هم که رئیس کمیته احیای دریاچه ارومیه بود، گلی به این دریاچه نزد و خیلیها اصلا جناب کلانتری را در زمانی که وزیر کشاورزی بود، مقصر میدانند که پایههای دریاچه ارومیه سست شد و تاکنون هم ادامه دارد.