آرمان - تحلیلها و نظرات گوناگون و متعددی پیرامون ناآرامیهای اخیر از سوی جناحها، شخصیتها و صاحب منصبان ارائه شد. شاید وجه مشترک بیشتر تحلیلها این بود که اینگونه ناآرامیها منافع و امنیت ملی را به مخاطره میاندازد. اینکه شهروندان به خیابان آمدند چون کانالهای قانونی، اداری و مدنی برای انتقال نظرات شهروندان در امور گوناگون به مسئولان ارشد مسدود یا ناکارآمد هستند. صداقت و اراده در ارزیابی امور موجب کشف و درک شفاف ریشههای دشواریها میشود. به عبارتی، بدون صداقت و اراده صرفا اندیشهها و اظهارات نامفهوم، بیربط و غیر منطقی از اذهان تحلیلگران وقایع سیاسی و اجتماعی بیرون میآید. اجازه دهیم خرد جمعی (فارغ از تمایلات و اندیشههای ساده انگارانه جناحی) در مورد ناآرامیها قضاوت کند. ناآرامیها در شهرهای کثیری رخ داد. عدهای به خیابانها آمدند نظراتی توسط تجمعکنندگان بیان شد، شعارهایی داده شد، رفتار نامطلوبی (تخریب اموال عمومی) از سوی تعداد اندکی با هویت مجهول و مشکوک صورت گرفت. نیروهای انتظامی و اطلاعاتی دخالت کردند و در نهایت ناآرامیها فروکش کرد. سوالی که باید مطرح شود این است؛ چرا شهروندان به خیابانها آمدند؟ برای اینکه میخواستند با مسئولان حرف بزنند. آیا خیابان مکان مناسبی برای صحبت با مسئولان است؟ خیر. اما واقعیت این است که کانالهای ارتباطی میان شهروندانی که دچار انواع دشواریها هستند با مسئولان مسدود یا بسیار ناکارآمد است. شهروندانی که به خیابانها آمدند، پیرامون چه موضوعاتی میخواستند با مسئولان صحبت کنند؟ شهروندان میخواستند و میخواهند به مدیریت کلان سیاسی و مقامات بگویند که آنها زیر بار فشار اقتصادی، معیشتی، بیکاری، افسردگی، اضطراب، ناامیدی، بیعدالتی، تبعیض، فساد اداری، بهداشت و آموزش ناکارآمد و... در حال خم شدن هستند. شهروندان در خیابانها میخواستند به صاحب منصبان بگویند ما شما را در جایگاهی که هستید گذاشتیم. میخواستند بگویند نباید جز اهداف جمعی (ملی) هدف دیگری داشته باشید. شهروندانی که به خیابانها آمدند میخواستند و میخواهند به صاحب منصبان بگویند در عصر اطلاعات دیگر ممکن نخواهد بود که با اندیشهها، راهکارها، طرحها و راهبردهای ناکارآمد کشور را اداره یا نیازها و خواستههای شهروندان را محقق کرد. شهروندان در خیابانها گفتند و میگویند که منافع جناحی باید تابع منافع جمعی و ملی باشد. شهروندان و مستضعفان در خیابانها گفتند و میگویند که زیست شهروندان باید تنها دغدغه تمامی عناصر نظام مدیریت کلان سیاسی باشد. شهروندان میخواستند به مسئولان بگویند ما دارای فهم بوده و توان تشخیص و درک امور گوناگون را داریم. برخی از مدیران درک روشنی از چیستی و اهمیت منافع ملی ندارند. هر وطن دوستی باید از ناآرامیهای اخیر نگران و عمیقا به فکر راهبردی عملی به منظور حل و فصل چالشهای جدی اجتماعی باشد. صداقت، اراده و باور ذهنی به منافع ملی یگانه مسیر عملی، منطقی و کم هزینه حل وفصل ریشههایی است که شهروندان را برای شنیده شدن به خیابانها کشاند. حل و فصل چالشهای گوناگون اجتماعی نیازمند درک و قضاوت منصفانه و فراجناحی همه نخبگان است. بدون صداقت، اراده و تقدم مصالح ملی بر مصالح جناحی هیچجناحی توانایی برطرف کردن دشواریهای اجتماعی و هدایت شهروندان و کنترل امور کلان را در بلندمدت نخواهد داشت. اندیشه و عملکرد جناحی ورای چارچوب منافع و امنیت ملی بیشک بازی در زمین دشمن است. دشمنان تنها کسانی هستند که تلاش میکنند در ایران درگیری جناحی و ناکارآمدی مدیریت سیاسی ایجاد شود. دولت آقای روحانی برآمده از امید و آرزوهای شهروندان و تنفیذ مقام معظم رهبری است، بنابراین تضعیف دولت برآمده از رأی شهروندان و تنفیذ شده توسط مقام معظم رهبری بیشک خواست، آرزو و هدف دشمنان منطقهای و فرا منطقهای ایران است. نسبت دادن ناآرامیها به کشورهای دیگر منطقی و توجیه پذیر نیست. چراکه این گفته به معنی ضعف نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در مقابله و پیشگیری از نفوذ و دخالت بدخواهان بیگانه در امور داخلی است. در این صورت باید فکری عاجل برای تقویت نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کرد. اینکه کشورهای بیگانه و بدخواه ایران پیوسته در صدد نفوذ، دخالت و تاثیرگذاری بر اراده، اهداف، برنامهها و تصمیمهای نخبگان سیاسی، اقتصادی، اعتقادی و... هستند چیز جدیدی نیست و اینکه امری بسیار رایج در روابط بینالملل است و اما اینکه گفته شود ناآرامیها صرفا نتیجه نفوذ، دخالت و هدایت بیگانگان است امری ساده لوحانه یا شانه خالی کردن از قبول مسئولیت و پاسخگو بودن بخشی از مدیریت کلان سیاسی در قبال چالشهای گوناگون و درد و رنج شهروندان است. کشورهای بیگانه و بدخواه ایران به تنهایی مسئول فساد اقتصادی، اداری و ناکارآمدی در عرصههای گوناگون که ریشه به خیابان آمدن شهروندان شد، نیستند. شاید مقصر دانستن بیگانگان برای انواع چالشها و مشکلات داخلی صرفا ندیدن و انکار مسئولیت برخی مدیران برای حل و فصل درد و رنج شهروندان باشد. بهکارگیری واژههایی چون خس و خاشاک و آشغال برای توصیف و تبیین ناآرامیها نه فقط غیر اخلاقی، غیر دینی و غیر دیپلماتیک بلکه متاسفانه حاکی از عدم درک و پذیرش واقعیت عینی، ملموس و انکارناپذیر شرایط اجتماعی و ناکارآمدی مدیریت کلان سیاسی است. صاحب منصبان به ویژه آن دستهای که خود را صاحب و وارث انقلاب میدانند باید بپذیریند که در کشور فقر، فساد، ناکارآمدی، ناامیدی، انواع فشارهای روانی، بیکاری و ناهماهنگی وجود دارد. با توجه به وجود دشمنان بیگانه که پیوسته در پی برهمزدن و تضعیف حاکمیت ملی هستند، برای حفظ منافع و امنیت ملی چارهای جز صداقت، پاسخگو بودن و دریافت درک کاربردی از چیستی و اهمیت منافع ملی از سوی سیاستورزان به عنوان تنها مسیر عملی و کمهزینه ایجاد ثبات، توسعه، امنیت، رفاه و آرامش و کارآمدی مدیریت سیاسی وجود ندارد.