آرمان - یکی از ویژگیهای بارز آیتا... هاشمی به عنوان یک سیاستمدار زیرک و باهوش، که نه تنها دوستان و حبیبان، بلکه، منتقدان و رقیبان منصف وی نیز اذعان دارند، واقعگرایی و درک درست ایشان از فضای سیاست بود. شخصیت و رفتار سیاسی هاشمی، پا به پای تحولات داخلی، منطقهای، و جهانی هر روز در حال پویایی و تکوین بود. هاشمی بعد از تحولات خرداد ۷۶به درستی دریافت که جامعه، اکنون وارد مرحله جدیدی از گفتمان سیاسی، اجتماعی شده است. ایشان با درک درست و اجتهاد فقهی در خصوص حکومت دینی، به لحاظ شناخت شناسی، معرفتی عمیق پیدا و دریافته بود که اراده و خواست مردم باید پایههای مشروعیت و اقتدار حکومت را تشکیل دهد و حاکمیت دینی موظف به زمینه سازی، جهت این خواست عمومی است. هاشمی خصوصا بعد از تحولات ۸۴، غایت مطلوب خویش را در رضایت مردم میدید و انتخابات آزاد را عاملی برای فعلیت بخشیدن به این غایت مطلوب میدانست. این نگاه موید شناخت واقعیت عینی جامعه ایران است. لذا برای اثبات واقعگرایی این شخصیت سیاسی، میتوان به گفتمان امنیت ملی در سیاست خارجیجمهوری اسلامی ایران در دوران ریاستجمهوری هاشمی اشاره کرد. برای ورود و بررسی گفتمان امنیت ملی، ابتدا باید تعریف علمی و دقیقی از امنیت ملی را ارائه دهیم و سپس به بررسی این مقوله بپردازیم. در واقع میتوان گفت، امنیت ملی، یعنی بر آیند تمامی وظایف و کارکردهای دولتها در یک نظام دموکراتیک برای تامین امنیت تمامی شهروندان جامعه. اگر بخواهیم از این منظر، شخصیت و کارآمدی هاشمی را مورد بررسی قرار دهیم، درخواهیم یافت که مزیت نوع نگاه هاشمی در حفظ منافع ملی که با نگاهی معطوف به امنیت ملی در سیاست خارجی انجام میشد، کشور را با ریل گذاری درست در مسیر توسعه قرار داد. آیتا... با واقعگرایی که مهمترین مولفه در روابط بینالملل است، نوع گفتمان حاکم بر سیاست خارجی را که با احساسات سالهای اولیه انقلاب همراه بود، و ایدئولوژی، گفتمان امنیت ملی ما را در سیاست خارجی تبیین میکرد و صدور انقلاب را به جهان و منطقه در راس اولویتها قرار داده بود، از بسط محوری به گفتمان، حفظ محوری تغییر داد، زیرا هاشمی معتقد بود گفتمان بسط محور که با احساسات انقلابی و ساختارشکن همراه بود، در عرف و ماهیت روابط خارجی مشکلاتی را به وجود آورده که کشور را متحمل خسارات فراوانی نموده است. با پایان یافتن جنگ تحمیلی و آغاز ریاستجمهوری هاشمی، کشور عملا وارد مرحله جدیدی شد که متعاقب آن گفتمان غالب سیاسی به تبع تحولات، داخلی و منطقهای و نیاز به جبران خسارات ناشی از جنگ و لزوم تعامل با فضای بینالملل، وارد مفصل بندی جدیدی حول دال مرکزی گفتمانجمهوری اسلامی ایران گردید. از این رو، فضای خالی و شناور این گفتمان برای تعیین شاخص رفتار حاکمیت، در فضای بینالمللی دچار تغییراتی اساسی گردید، از جمله مهمترین این تغییرات آن بود که آرمانگرایی انقلابی، جای خودش را به واقعگرایی خردورزانه در سیاست خارجی داد و این تغییرات را میتوان مهمترین مدعا برای واقعگرا بودن شخصیت هاشمی دانست. از این رو عناصر تشکیلدهنده هویت گفتمان امنیت ملی در سیاست خارجی را تغییر داد تا ماموریت جدیدی برای دستگاه دیپلماسی کشور تعریف کند و از گفتمان بسط محوری و صدور انقلاب را تغییر داد و به جای آن دست دوستی را به سوی کشورهای جهان و منطقه دراز کرد تا به جهان خصوصا منطقه و همسایگان بقبولاند که انقلاب ۵۷ تهدیدی برای منطقه نخواهد بود و صرفا انقلابی است در درون مرزهای جغرافیایی ایران و ایران حاضر به همکاری و برقراری رابطه با تمامی کشورهای جهان خواهد بود. اتخاذ این سیاست توانست ایران را در مسیر توسعه قرار داده و خسارتهای ناشی از جنگ را به مرحله بازسازی برساند و از طرفی نیازهای اساسی و زیربنایی کشور در تعامل با جهان خارج حل و فصل شد تا در مسیر شکوفایی اقتصادی گام برداریم. لذا آنچه موجب شد تا هاشمی، این انقلابی واقعگرا، به این درک درست برسد، تنها ضرورت حفظ منافع ملی بود. هاشمی هر چند پایگاه و خاستگاه خودش را در جریان محافظهکار سنتی میدید ولی نیک دریافته بود که ادامه گفتمان سالهای اولیه انقلاب موجب میشود که عملا ایران در انزوای کامل جهانی قرار گیرد که نه تنها مشکلی از مشکلات عدیده کشور حل نخواهد شد بلکه هر روز مشکل دیگری را بر کشور تحمیل میکند. آیتا... هاشمی در فرایند انتقال ریاستجمهوری به دولت اصلاحات این اطمینان خاطر را داشت که سیاست خارجی در مسیر درست قرار خواهد گرفت. هرچند، آیتا... هاشمی توفیق آن را نیافت که در سال ۸۴ مجددا به ریاستجمهوری برسد و ادامهدهنده سیاست خارجی دولت اصلاحات گردد، دولتهای نهم و دهم، دستگاه دیپلماسی کشور به لحاظ گفتمانی یک رجعت به سالهای اولیه انقلاب داشت و مجددا، صدور انقلاب گفتمانی غالب شد و با ایدئولوژیک کردن سیاست خارجی، از مدلهای غیر مرسوم که هیچنوع انطباقی با واقعیتهای سیاسی و بینالمللی حاکم بر جهان نداشت موجب شد که این عدم درک از فضای جهانی ما را به انزوا ببرد و در مناسبات داخلی با عدم پاسخگویی به انتظارات جامعه مواجه شد و در واقع دولت از وظیفه اصلی خود که همانا تولید امنیت داخلی و ملی کشور است دور ماند زیرا ما در تقابل با ساختار حاکم بر جهان و رویارویی آشکار با آن و ماجراجویی در سیاست خارجی و مجموعهای از این دست، موجب به حاشیه راندن کشور شد و میتوانست برای کشور تهدید باشد. در پایان اضافه نمایم، هاشمی سیاستمداری بیبدیل و مردی برای تمام فصول سیاست و تضمینکننده منافع و امنیت ملی کشور بود.