آرمان - در ایران ویژگیهای وجود دارد که شاید در سایر نقاط جهان وجود نداشته باشد. مدیری بعد از هزینه شدن حداقل دوهزارمیلیارد تومان برای رسیدن به هدفی، خیلی راحت میگوید «مساله این پروژه فقط منابع مالی نیست، و برای حل مساله ابعاد اجتماعی پیچیدهای باید در نظرگرفته شود» اندکی قبل در همین پروژه ادعا میشد دلیل به هدف نرسیدن پروژه، کمبود منابع مالی است و کمیته اجتماعی پروژه خیلی زود تعطیل شد و منابع تخصیص یافته به بخش اجتماعی پروژه حدود دو دهم درصد اعتبارات کل پروژه بوده است. حتی از این هم بگذریم، بارها گفته شده بود تحقق اهداف این نوع پروژهها در همه جهان، مستلزم شناخت و فعالیت اجتماعی، سیاسی و مشارکتی بسیار سنگین، پیچیده اما به نسبت کمهزینه است. نکتهای که میخواهم روی آن تاکید کنم این است که در این کشور مبالغ گزاف برای «هزینههای فهمیدن» خیلی راحتتر از هزینههای اندک توجیهپذیر هستند. مراکز تحقیقاتی اغلب تحقیقاتی با قیمتهای بیست،سیمیلیون تومان تا برای مثال صدوپنجاهمیلیون تومان را به محققان واگذار میکنند. هزینه پروژههای تحقیقات اجتماعی اغلب در همین محدوده است و اعتباراتی که دانشگاهها برای تحقیقات در اختیار دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری قرار میدهند نیز از کف این مبالغ گاه بسیار بسیار کمتر است. این گونه مراکز برای رسیدگی به نتیجه تحقیقاتی با این مبالغ چندین جلسه نظارت تشکیل میدهند و گاه محقق بهدلیل خطا در گردآوری داده یا در نظر نگرفتن ابعادی از مساله مواخذه میشود. نتیجه ندادن یک تحقیق گاه سبب میشود دیگر هیچ تحقیقی به محقق واگذار نشود یا آن دسته از تحقیقات به کلی کنار گذاشته شود. این عبارت را حتما شنیدهاید که «تحقیقات این دانشگاهیها هم به درد نمیخورد.» البته از حق نگذریم «بساز و بفروش» آکادمیک هم کم نیست اما نکته قابل تأمل آن است که در عرصه تحقیقات، «هزینه فهمیدن» اینکه فلان روش درست نیست یا فلان محقق اهل کار و تخصص نیست، زیاد نیست اما حسابکشی در تحقیقات بسیار بیشتر است. هر کس یک بار از کمک مالی پژوهشی دانشگاه استفاده کرده باشد دشواریهای کار را میداند. «هزینه مالی فهمیدن» اما در نظام اجرایی کشور بسیار بالاست (در حد اعتبارات چندهزار میلیاردی) و به همان میزان مدیران بهراحتی میگویند «برای ما مشخص شده است که این روش به نتیجه نمیرسد و ابعاد دیگری را هم باید مد نظر داشت.» جالب اینکه اغلب آنچه از این مسیر فهمیده شده (اگر شده باشد) قبلا در جهان آزموده شده و جهان هزینههای فهمیدن آنها را پرداخته است. فقط به هزینههای فهمیدن نادرستی ساخت صنایع آببر در مناطق خشک و نیمهخشک، گسترش کشت گیاهان آببر در حوضههای آبریز، ساخت برخی سازههای آبی، ساخت برخی سازههای حمل و نقلی، توسعه کمی آموزش عالی، اعمال برخی رویهها در نظام سلامت، و دهها مورد دیگر دقت کنید. «هزینه فهمیدن» هر کدام از اینها چند دههزارمیلیارد تومان بوده است. گاه یک دانشجوی دکتری بابت کمک مالی پژوهشی به پایاننامهاش بیشتر حساب پس میدهد تا مدیرانی که هزارانمیلیارد تومان اشتباه میکنند.