آرمان - بجز انتصاب دکتر رضا فرجیدانا به عنوان مشاور رئیسجمهور، من ویژگی خاصی در این انتصابات نمیبینم. مهندس اکبر ترکان در دولت قبل آقای روحانی فعال بودند و ریاست دبیرخانه مناطق آزاد را برعهده داشتند و دست کم، من اطلاعی از عملکرد ایشان ندارم و البته نمیتوانم قضاوت خاصی نیز در اینباره داشته باشم. درباره آقای علی یونسی نیز میتوان اینگونه گفت؛ تا جاییکه من بهخاطر دارم، از آقای یونسی در جایگاه دستیار ویژه رئیسجمهور در امور اقوام و مذاهب آبی گرم نشد. جز تعدادی تعارف درباره احقاق حقوق اقوام در چارچوب قانون اساسی و حقوق شهروندی که عملا به همه وعدهها عمل نشد. ایشان شعارهای بسیاری دادند ولی تا جاییکه من بهعنوان یک ناظر میبینم، هیچ تصمیم اجرایی که بشود اسم «تصمیم خوب» و یا «سیاست خوب» را روی آن گذاشت، به منصه اجرا در نیاورد! عملکرد ایشان بیشتر شعاری بود و امور مرتبط با اقوام و یا اقلیتها با حضور ایشان دچار تحول عمدهای نسبت به گذشته نشد. باید از ایشان پرسید که ایشان چگونه دستیاری بود که حتی نتوانست در حد یک صندلی در مراسم تحلیف، جای بیشتری برای وعدهها و شعارهایش باز میکرد تا بزرگان مذاهب نیز میتوانستند در این مراسم شرکت کنند؟ جایگاه ایشان بهعنوان مشاور یا دستیار ویژه، هیچ تفاوتی در راستای احقاق حقوق اقلیتها نمیتواند داشته باشد. اما امیدوار کنندهترین انتصابی که میبینم، انتصاب دکتر فرجیدانا است که دیدگاههای بسیار باز و روشنی نسبت به آموزش عالی و حقوق دانشجویان دارند و امیدوارم که با این انتصاب، قدری از عوارض معرفی آقای غلامی بهعنوان وزیر علوم در میان دانشجویان بکاهند. البته مشاور در دولت ایران، در بسیاری از موارد عملا هیچکاره است. اما امیدوارم که در قبال دکتر فرجیدانا، به چنین چیزی بدل نشود. اما چیزی که من مهمتر از این انتصابات میدانم، این است که آقای دکتر روحانی باید شور و مشورت بیشتری با اعضای هیات دولت داشته باشد و از وزرای خود درخواست رایزنی کند. در کابینه آقای روحانی فرد خوشفکر و نیرومندی از نظر توان اجرایی و مدیریت وجود دارد بهنام اسحاق جهانگیری. نمیدانم که آقای جهانگیری در دولت دوم آقای روحانی چقدر نقش دارد، اما به هر میزان که احساس نزدیکی فکری بیشتری با آقای جهانگیری میرسم، با آقایان نوبخت، نهاوندیان و واعظی، احساس نزدیکی در اندیشه و عمل ندارم. امید به موفقیت دولت دکتر حسن روحانی در گرو بهکارگیری تمام ظرفیتهای اسحاق جهانگیری است. اما اگر این آرزوی من برآورد نشود و اسحاق جهانگیری در جایگاه واقعی خود در این دولت حضور نداشته باشد، بسیاری از امیدها نسبت به رویه آینده دولت از میان خواهد رفت. در واقع من توصیه میکنم که رئیسجمهور مبنای خود را بر روی بهکارگیری ظرفیتهای وزرای کابینه بگذارد و از موازیکاری و ایجاد پستهای همعرض مشاورهای خودداری کنند. دولت نباید به سه تفنگدار محدود شود. باید از کلانتری، ظریف، زنگنه، قاضیزاده و سایر وزرای قوی دولت، بیشتر درخواست مشورت از جانب رئیسجمهور صورت بگیرد. آقای روحانی بیشتر از حضور در جلسات مشاوره، باید در جلسات هیات دولت و شوراهای عالی تخصصی حضور یابد و بحثها را بهطور جدیتری در همین حلقه کابینه و شوراهایعالی تخصصی دنبال کنند تا بتوانند مطالبات مردمی و وعدههای خود را سریعتر محقق کنند.