آرمان - همیشه خودبینی مانع پیشرفت است. افرادی که خودبین هستند، حاضر نیستند عیوب خود را ببینند، لذا همیشه درجا میزنند و دیگران هم از آنها دور میشوند. اما سوال این است که در سطح اجتماعی هم ممکن است خودبینی وجود داشته باشد و آیا اگر داشت، مانع توسعه نیست؟ در بسیاری از موارد میشود که کشوری فقط به داخل توجه میکند و از آنچه در خارج میگذرد، بیخبر است و یا اینکه اغلب آنهایی که مدیریت را در دست دارند، بیخبرند و یا خود را به بیخبری میزنند و بقیه مردم هم رها هستند که یا کار به این کارها ندارند و یا اصولا غرق در شگفتیهای دیگران هستند و همیشه آرزو دارند کاش در جای دیگر بودند و دائما کشور خود را تحقیر میکنند. البته این گروه، هم حق دارند و هم ندارند؛ حق دارند که زیباییهای دیگران را تحسین کنند ولی حق ندارند که از کشور خود دست شسته و گمان کنند که هموطنانشان دیگر توان کار ندارند.مساله اینجاست که مسئولان دلسوز کشور حق ندارند صرفا فعالیتهای کشور خود را با خودش مقایسه کنند. اگر چنین شد، آنوقت زمان درجازدن و از خود راضیبودن و از خود سپاسگزاریکردن فرامیرسد. بسیار دیده شده که گفتهاند هیچکس را با هیچکس نباید مقایسه کرد. این از جهتی درست است تا نکند فردی سرخورده شود و از استعدادش در جهتی که میتواند، حداکثر استفاده را نکند. ملت هم همینطور است؛ ممکن است هر ملتی استعدادهایی داشته باشد که در نوع خودش بینظیر باشد و بتواند در سطح جهانی در آن صفات بدرخشد. اما اگر درها را به روی خود بست و فقط خودش را با خودش مقایسه کرد، آنوقت زمان عقبافتادگی فرامیرسد. بنابراین ضمن خودباوری باید با بیرون ارتباط داشت، جهان را دید، پیشرفتها را مقایسه کرد، نقد و انتقادها را شنید و با انتخاب بهترین گزینهها و با حفظ استقلال به کوشش پرداخت. بعضی برنامهها هست که هر ملتی با هر سلیقهای بهعنوان زیرساخت به آن نیاز دارد و نمیتواند از آن غافل باشد. بهطور مثال، آمایش سرزمینی و یا اجرای طرح کاداستر چیزهایی نیست که کسی بتواند از آنها غافل باشد. اگر در همین دو مورد ما خودمان را با کشور همسایه، ترکیه، مقایسه کنیم آنوقت میبینیم که چقدر عقب هستیم. حال هر چند مقاله بنویسیم و از رشد مقالاتمان سخن بگوییم، به جایی نمیرسیم. از این رو فقط خود را با خود مقایسهکردن، عُجب میآورد، و شاید بعدش هم تکبر، اما تکبری که خیلی زود به خجالت تبدیل میشود! آدم خودش را قبول داشته باشد، بد نیست ولی اندازه دارد. نه خودکمبینی و نه خودبزرگبینی، بلکه واقعبینی. در بحث ملی هم همین است. خودبینی فردی و خودبینی اجتماعی هر دو بد است. عُجب از خود راضیبودن و از خود متشکربودن است، چه فردی باشد و چه اجتماعی! بسیاری از برنامهها هست که جمعی را قانع میکند و همه از هم تعریف میکنند و وقتی دولتی رفت، و دولتی دیگر آمد آنوقت معلوم میشود چه خبر است. وقتی خودمان را با خودمان مقایسه میکنیم به هم تبریک میگوییم، به هم جایزه میدهیم و برای هم جشن میگیریم و یا یک فرد را در چندجا پشت سرهم تقدیر میکنیم، از خدمات یکدیگر تمجید، و یا بدهبستان میکنیم؛ نظیر خوداستنادی بیحد در کارهای پژوهشی! این هم یک نوع خودبینی است و یا شاید فریبکاری! اما وقتی خودمان را با پیشرفتهای دنیا مقایسه میکنیم، سرافکنده میشویم و اینکه ما تا رسیدن به وضع مطلوب و کار در بازار رقابت چقدر فاصله داریم. بحث تجارت در سطح منطقه و بینالملل هم از آن موارد است. چه فرصتهایی که ما داریم و آن را بهراحتی میسوزانیم و کسی هم به کسی بد نمیگوید و همواره آن را توجیه میکنیم؛ نمونه آن بازار قطر و روسیه و عراق!! ولی درعوض میبینیم همیشه جلسات ما برای دادن جایزه پررنگ است و کمتر جلسهای است که آخرش به دادن جایزه ختم نشود، ولی در صحنه عمل میبینیم که دستاوردی نداشتهایم. این یعنی خودبینی، چه فردی باشد و چه ملی!