آرمان - اخیرا بحثی پیرامون نحوه مقابله با آسبهای اجتماعی مطرح شده است و صاحبنظران و دلسوزان نظرات متفاوتی را در مورد آسیبهای اجتماعی و شیوههای کارآمد حل و فصل این آسیبها ارائه کردهاند. در این راستا و بهمنظور شفافسازی بیشتر توجه به چند نکته حائز اهمیت است. در همه عرصههای اجتماعی طرحهایی موفق هستند که مبتنی بر مطالعات و پژوهشهای میدانی، عینی و کاربردی باشند. بنابراین قبل از هرگونه اظهارنظر پیرامون مفید و کاربردی یا غیرکاربردی و بیثمر بودن طرح مقابله با آسیبهای اجتماعی، ضروری است تا درکی مشترک و عینی از آسیبهای اجتماعی وجود داشته باشد. آسیب اجتماعی چیست؟ وقتی یک فرد پول یا اموال فرد دیگری را بدون رضایت آن فرد غصب میکند یا برمیدارد، میگویم فعل دزدی انجام شده است. در فرایند دزدی یک فاعل و یک مفعول وجود دارد. دزد فاعل و فردی که اموالش به سرقت رفته مفعول و آسیب دیده نامیده میشود. مثال دیگر اینکه، وقتی صاحب منصبی از جایگاه عمومی که اشغال کرده به نفع منافع فردی یا گروهی استفاده کند، میگویم آن فرد عملکردی فراقانونی، مغایر اخلاق، برخلاف منافع جمعی و به زیان امنیت عمومی داشته است. در چنین شرایطی صاحب منصب فاعل و شهروندان مفعول و آسیب دیده تلقی میشوند. بنابر استدالال فوق کاربردی، منطقی، پایدار و سودمندترین شیوه مقابله با آسیبهای اجتماعی برخورد با فاعل و نه مفعول و آسیبدیدگان است. اگر استدلال فوق را بپذیریم آنگاه مقابله با آسیبهای اجتماعی دو وجهه خواهد داشت. 1- مراجعه به دخالت و کمک گرفتن از روانشناسان، جامعهشناسان و دیگر متخصصان علوم رفتاری بهمنظور درمان شهروندان آسیبدیده از انواع کمبودها و ناملایماتی که خود هیچنقشی در ایجاد آنها نداشتهاند. 2- برطرف کردن ابتداییترین نیازهای انسانی که آسیبدیدگان از آن محروم هستند، غذا، لباس، مسکن، اشتغال، آموزش، بهداشت، امنیت شهروندی و... بنابراین بهمنظور پیشگیری از اتلاف منابع و زمان، ضروری است تا اقدامات و طرحهای پلیسی، انتظامی و قضائی با فاعلان و نه مفعولان آسیبهای اجتماعی صورت گیرد. در بحث آسیبهای اجتماعی شاید بتوان مهمترین فاعلان را در عرصههای اقتصادی، مدیریت ناکارآمد شهری و ملی، سیاسی، باورهای منسوخ متافیزیکی، آموزشی، بهداشتی، اشتغال و... جستوجو کرد. ارازل و اوباش فرزندان همینجامعه هستند. این فرزندان محصول فقر اقتصادی، فقدان فرصتهای آموزشی و تربیتی و کمبودهای بسیاری دیگر هستند. فقر و کاستیهایی که برآیند بیقید و شرط ناکارآمدی در برخی زمینهها بوده است. بیشک دلسوزانی که طرح گشتهای خیابانی بهمنظور مقابله با آسیبهای اجتماعی را مطرح کردهاند صلاح و امنیت شهروندان را مد نظر داشته و دارند اما اگر مبتکران دلسوز اینگونه طرحها هزینههایی لازم برای اجرای چنین طرحهایی را صرف ایجاد اشتغال و شرایط و فرصتهای آموزش و تربیتی کنند بیشک تاثیر بلندمدت و پایدارتری در راستای بر طرف کردن آسیبهای اجتماعی خواهد داشت. شاید نکتهای مهم که ایجاب میکند دلسوزان و بزرگواران طرح مقابله با آسیبهای اجتماعی بحث معیشت و آموزش این دسته از شهروندان را به اقدامات پلیسی و انتظامی اولویت دهند، موضوعی است که در فیلم اخراجیها ساخته مسعود دهنمکی بهدرستی به آن اشاره شد که در صورت نیاز همین اراذلواوباش از کشور مهاجرت نمیکنند و در خط مقدم دفاع از وطن در مقابل هر بدخواهی که قصد پلیدی برای ایران زمین داشته باشد، همانند کوهی استوار میایستند و با ایثار و جانفشانی که ویژگی منحصربفرد تاریخی و روانی همه وطنپرستان این مرز و بوم است، هر دشمن و بدخواهی را پشیمان خواهند کرد. باید همه دلسوزان این آب و خاک کهن و همیشه پایدار بدون هیچتوجیهی بپذیرند که اراذل و اوباش همان مستضعفان هستند. شاید لازم است دلسوزان و بزرگوارن مبتکر طرح گشتهای خیابانی مقابله با آسیبهای اجتماعی به تاریخ انقلاب و بهویژه بیانات ماندگار امام خمینی(ره) که انقلاب را بهدرستی انقلاب مستضعفان نامیدند، مراجعه کنند. واژه مستضعف جایگاه خاصی در ادبیات انقلاب داشته و دارد. واژه و اندیشههای مربوط به مستضعفان اعتبار و توجیهکننده بسیاری اقدامات و دلیل وجودی بیشتر صاحب منصبان و مدیران ارشد فعلی با گرایشهای جناحی متفاوت است.