آرمان - در هر جریان سیاسی فرازونشیبهای زیادی دیده میشود و این جریانها بهویژه در ایران تحولات زیادی از سر میگذرانند. گروههای سیاسی در دورههای مختلف انشعابهایی را شاهد بودند که در یکی از مهمترین آنها مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز تفکیک شد. در ایران به جای حضور قدرتمند احزاب مانند کشورهای پیشرفته با جبهههای اصولگرایی و اصلاحطلبی مواجهیم که این اتفاق موجب تنوع و تکثر درونی بسیاری میشود. یکی از ابزار توسعه مدرن داشتن احزاب قوی است که متاسفانه هنوز روند تکاملی آن درعین برداشتهشدن برخی قدمها طی نشده است. جریان اصولگرایی هم در یک دوره خاص بهدلیل زاویهاش با اصلاحطلبان بهجای تکیه بر نامزدهای باسابقهاش، بهدلیل مقتضیات زمانی و منافع عاجل بخش عظیمی از نیروی خود را پشت احمدینژاد قرار داد. برخی او را نظرکرده دانستند و حمایت از وی را در راستای اصول دینی دانستند، تا جایی که بعضا در مورد وی نوعی مقدسنمایی روی داد. هرچند جریان اصولگرایی سعی دارد آن حمایتها را معطوف به همان دوره کند، اما حافظه تاریخی ملت رویکرد آنان را فراموش نخواهد کرد. اصولگرایان بعد از برخی اتفاقاتی که افتاد و مشکلات جدی منتج از مواضع احمدینژاد، خطر آنان را گوشزد کردند و از آنان با لقب جریان انحرافی نام بردند. اکنون این جریان را در رویکردشان نسبت به احمدینژاد میتوان به سه گروه تقسیم کرد. یک گروه تلاش دارد حمایتهای آن زمان را بر اساس رویکرد دولت اول احمدینژاد بداند و اینگونه عنوان میکند که در آن زمان اشتباه نکرده است. گروه دیگری در مجموعه اصولگرایی از همان هنگام هم با وجود عدممرزبندی جدی نسبت به احمدینژاد، با احتیاط به جریان وی نگاه میکردند و امروز هم نقد آنان به جریان احمدینژاد منتج از دورنگری پیشین آنان ارزیابی خواهد شد. آنان تاکید دارند احمدینژاد تغییری نکرده و از ابتدا چنین فردی بوده است و صرفا اکنون بارزتر شخصیت خود را نشان میدهد. بخشی از جریان اصولگرایی هماکنون در نوعی حیرت به سر میبرد، چراکه آنان انتظار دیگری از جریان احمدینژاد داشتند و در فرصت زمانی کوتاه دگرگونی مواضع آنان را برای خودشان قابل باور ندیدند. بخشی از سکوت امروز اصولگرایان ناشی از بیتحلیلی است؛ آنها تصور نمیکردند این جریان به این سرعت دچار دگرگونی شود. جریان اصولگرایی باید صادقانه به مردم اعلام کند که حمایت شتابزده از احمدینژاد با هدف حذف رقیب از عرصههای تصمیمگیری اشتباه بود. جریان احمدینژاد هرچند در دورهای بهخاطر شعارهای عوامفریبانهاش در بخشی از جامعه محبوب شد، اما هویت و ماهیت آنان در طرح پرسروصدای خودشان است. این جریان نباید خیلی مورد توجه قرار گیرد، چراکه حیاتش در برخی رفتارها و گفتارهایی است که بتواند توجه افکار عمومی را به خود جلب کند. مطمئنا ردشدن بیتوجه رسانهها از کنار اقدامات هیجانی این افراد موجب طیکردن مسیری کاهنده از سوی جریان احمدینژاد خواهد شد.