بستن
کد خبر: ۶۵۹۰۱

شکست‌ناپذیران شکست را بپذیرند

شکست‌ناپذیران شکست را بپذیرند
پدرام سلطانی - نائب رئیس اتاق ایران

آرمان - بیش از 10سال از شروع واگذاری‌ها (بخوانیم خصوصی‌سازی) می‌گذرد و اقتصاد کشور بیش از پیش در این باتلاق فرو رفته است و هنوز همان آش و همان کاسه. ما ملتی هستیم که نیازمند درک مفهوم شکست هستیم و نیازمند شجاعت قبول شکست. آنچه در رابطه با شکست در فرهنگ و ادب ما وجود دارد، بیشتر از مفهوم مجسم شکست نیست؛ یعنی شکست در یک جنگ یا یک نبرد و دست آخر یک مسابقه. چون از این مفهوم گریزانیم، بازه قضاوت ما در خصوص اعمالمان از بیشینه پیروزی مطلق شروع می‌شود و تا کمینه ‌اشتباه کشیده می‌شود و در آنجا پایان می‌یابد؛ یعنی ما یا کاملا پیروزیم، یا نسبتا پیروزیم یا توهم پیروزی داریم و یا در حد نهایت شجاعت و صداقت خود، اشتباهی مرتکب شده‌ایم. از این نکته نگذرم که در قضاوت کردن شکست دیگران بسیار مهارت داریم. برای اینکه اهمیت درک و قبول شکست را آشکارتر کنم، لازم است بدانیم که شکست در ورای خود حداقل سه پله دیگر دارد؛ تخریب، ویرانی و نابودی. وقتی شکست را بپذیریم، در آن نقطه می‌ایستیم و سپس باز می‌گردیم. ولی اگر شکست را نپذیریم، سلسله ‌اشتباهات خود را ورای آن ادامه می‌دهیم و تا نابودی هم می‌توانیم پیش برویم. نپذیرفتن شکست علاوه بر این، پیامدهای دیگری هم دارد. فردی که شکست را نمی‌پذیرد به تدریج در خصوص توانمندی‌های خود دچار توهم می‌شود و آن‌ها را بیش از واقع می‌پندارد و به تصور خود از عهده اصلاح انبوه ‌اشتباهات برمی‌آید و لذا اشتباه از پس اشتباه. اگر او در جایگاه بالاتری باشد، مانند یک مدیر یا یک مسئول، این رفتار موجب بروز و تقویت بی‌‌‌اعتمادی ذی‌نفعان به او می‌شود و مجموعه تحت امر او دچار تشویش و پریشانی می‌شود. نگاهی به وضعیت بنگاه‌های اقتصادی‌مان بیندازیم! از آنجا که شکست را، در این معنا ورشکستگی، حاضر نیستیم بپذیریم، بنگاه‌های خصوصی و دولتی فراوانی داریم که هر روز بدهکارتر، غیربهره‌ورتر و فرسوده‌تر از روز قبل می‌شوند و به مراحل تخریب و ویرانی وارد شده‌اند و بسیاری حتی به ورطه نابودی افتاده‌اند. وضعیت خانواده‌ها را نگاه کنیم! ازدواج‌های ناموفق شکست، در این معنا طلاق، را نمی‌پذیرند. زوجین سال‌ها با بی‌‌‌مهری، بغض، کینه و نفرت ادامه می‌دهند و روح روان یکدیگر را به مرز نابودی می‌کشانند. وقتی به کارنامه كشورى خود نگاه می‌کنیم، مصادیق زیادی پیدا می‌کنیم که جای پذیرش شکست در آن‌ها خالی است. از خصوصی‌سازی گفتم. در حوزه اقتصادی از این شکست‌های نپذیرفته کم نداریم؛ یارانه‌ها، سیاست ارزی، طرح‌های نیمه‌تمام، سیاست‌های اشتغال، سهام عدالت، توسعه صادرات، قاچاق کالا، سرمایه‌گذاری خارجی، بهره‌وری و... به حوزه‌های دیگر نگاه کنیم! آب و محیط زیست کشور، محرومیت‌زدایی، مبارزه با قاچاق مواد مخدر، مهاجرت مغزها و سرمایه‌ها، قانونگذاری، سلامت اداری، سیاست‌های فرهنگی، توسعه روابط با همسایگان و... در همه موارد بالا کار ما این بوده است که نهایتا درصدد اصلاح اشتباهات باشیم و چینی شکسته را مرتبا بند بزنیم، حال آنکه با پذیرش برخی واقعیت‌ها می‌توانستیم جلو مشکلات جدید را بگیریم. به‌جای انحراف دائم به چپ یا راست، و به خیال خود اصلاح اشتباه، باید برمی‌گشتیم و از صفر شروع می‌کردیم. کار ما این شده است که مرتبا از شکست دیگران بگوییم و از پیروزی خود. خاکروبه‌های ناکامی‌هایمان را زیر فرش پنهان می‌کنیم و به خودمان مدال افتخار می‌دهیم. ما سال‌هاست که از خودمان داریم شکست می‌خوریم؛ انگشت اتهام را به سوی دیگران نگیریم و تا به نقطه بی‌‌‌بازگشت نرسیده‌ایم واقعیت‌ها را بپذیریم و با پذیرفتن واقعیت داشته‌هایمان را از نابودی نجات می‌دهیم.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی