بستن
کد خبر: ۶۵۷۲۲

نوعدوستی هیجانی، نوعدوستی عقلانی

نوعدوستی هیجانی، نوعدوستی عقلانی
عباس نعیمی جورشری - جامعه‌شناس

آرمان - بلایای طبیعی به‌عنوان یکی از بسترهای نمود کنش اجتماعی مطرح است، بستری که بحران را بازنمایی می‌کند؛ بحرانی که زندگی روزمره را مختل و حیات فردی و جمعی را مخدوش می‌کند. در این بستر کنش جمعی معنای متفاوتی پیدا می‌کند. هم معنای متفاوت و هم نمود متفاوت. معنایابی ذهنی از طریق رفتارشناسی عینی قابل ارزیابی است. براین اساس وقوع فاجعه طبیعی نظیر زلزله، بستر اجتماعی خاصی را تولید می‌کند که مردم روی آن به کنش می‌پردازند. کنش مذکور یکی از مهم‌ترین منابع جامعه‌شناسی برای تحلیل و تخمین ویژگی‌های آن مردم است. زلزله کرمانشاه -علاوه بر همه ابعادش- واجد این خصیصه است. الف؛ دولت: ۱. نوع خرابی‌ها بعضا بیانگر برخی مناسبات فساد دولتی است. نامقاوم‌بودن مسکن مهر به‌عنوان مسکن دولتی در قیاس با مسکن‌های شخصی‌ساز از این دسته است. پیام واضحی که مخاطب از این تمایز دریافت می‌کند، فساد موجود در برخی نهادهای دولتی است که در قالب قراردادهای پیمانکارانه بروز می‌یابد. این امر به بی‌اعتمادی مردم به نهادهای دولتی می‌انجامد. حجم گسترده واریز وجوه نقدی کلان (بیش از یک‌میلیارد و سیصد‌میلیون تومان) به چهره‌های برجسته جامعه مدنی نظیر دکتر صادق زیباکلام نیز موید همین نکته است. ۲. مدیریت بحران توسط نهادهای اجرایی استان ضعیف بوده است. مواجهه مسئولان، اقدامات و اعلام موقعیت، بیانگر ناکارآمدی دست‌کم بخشی از این مدیران و دستگاه‌های اجرایی است. پیام مشخصی که مخاطب از این نکته دریافت می‌کند، همانا فساد موجود در روابط سازمانی است که در قالب انتصاب‌های نادرست و عزل و نصب‌های رانت‌محور ظهور می‌کند. همچنین این دستگاه‌ها که دستشان به سمت مردم و کمک‌های مردمی دراز است، چنان از مدیریت مالی بحران ناتوانند که همواره ملت بایستی بخشی از بار دولت را به دوش بکشد. این نکته نمود دیگری است از ناکارآمدی. ب. مقصد اصلی این نگاشته همانا مواجهه توده مردم با وضعیت بحرانی است که حداقل از دو باب می‌توان بدان ورود نمود:

۱. اقبال عمومی به کمک‌رسانی به حادثه‌دیدگان بیانگر حس نوعدوستی موجود در فرهنگ ملی ایران است. لوازم اخلاقی موجود در این فرهنگ کلان موجد کنشگری خاصی است که به‌تعبیری دقیق می‌توان آن را «کنشگری وجدانی» نامید. خرده‌فرهنگ‌های قومی و هویت‌طلبی‌های سیاسی به‌نفع وجدان انسانی کمرنگ و بلکه بیرنگ می‌شوند و میل کمک‌رسانی، فزاینده می‌شود؛ مولفه‌ای مثبت. ۲. این اقبال عمومی اگرچه ترجمان وجدان جمعی است، اما آسیب‌شناسی خاص خودش را دارد. تعداد قابل‌توجهی از موسسات، گروه‌ها، انجمن‌ها، محفل‌ها و حتی افراد منفرد اقدام به جمع‌آوری کمک‌های نقدی و غیرنقدی نمودند. بخش مهمی از شماره‌حساب‌های این گروه‌ها شخصی و به نام فرد حقیقی بوده است. درواقع این میل لگام‌گسیخته مهرورزی و نوعدوستی و میهن‌گرایی در ساختاری بی‌شکل و ناموزون متجلی شده است. در اینجا من مایلم از دوگانه نوعدوستی هیجانی در تقابل با نوعدوستی عقلانی سخن بگویم. درواقع اقبال عمومی مردم برای امداد و آن شکل بی‌شکل و پراکنده کمک‌رسانی که هر کسی در هرجایی به هر شکلی به جمع‌آوری کمک‌ها بپردازد، بازنمایی مشخصی از نوعدوستی هیجانی و غیرعقلانی مردم بوده است. مکانیزم این کمک‌رسانی‌ها کاملا مبهم و مبتنی بر روابط فردی است. مشخص نیست توزیع اقلام چگونه در مناطق زلزله‌زده رخ می‌دهد؟ مکانیزم ارسال و استفاده از اقلام چیست؟ کجا و کی این اقلام پخش می‌شود؟ جایابی آسیب‌دیدگان و تعادل پراکندگی چگونه انجام می‌شود؟ مبالغ نقدی در کدام فرایند به مصرف آسیب‌دیدگان می‌رسد؟ امانتداری اقلام و ارقام نقدی چه ضمانتی دارد؟ همه‌ اینها ابهاماتی است که در کمک‌رسانی‌های مردمی وجود دارد؛ می‌توان یادآور شد که بحران‌هایی نظیر زلزله بم و رودبار را. پس از فروکش‌کردن آن بحران‌ها گاه مشاهده می‌شد که برخی کمک‌های مردمی یا کمک نهادها در بازار نقطه دیگری از کشور به فروش می‌رسید! انسان یاریگر، به مثابه یک سوژه معنایی، چنان متاثر است و از خود بی‌خود که فقط می‌خواهد وجدان خویش را آرام کند و در ثواب عمل خیر شریک شود. بی‌توجه به ‌اینکه نیت خیر و نوعدوستانه‌اش به مصرف عملی فرد نیازمند می‌رسد یا خیر. این همان نوعدوستی هیجانی است که سازوکار عقلانی و مدبرانه در آن وجود ندارد. نمونه دیگر همانا حجم نفراتی است که بر اساس همین نوعدوستی راهی مناطق زلزله‌زده می‌شوند غافل از اینکه اسکان و تغذیه خود این افراد بر دشواری‌ها خواهد افزود. نیت یاری مبدل به بار می‌گردد. در یک جمع‌بندی می‌توان بیان داشت که در تحلیل جامعه‌شناختی بحران زلزله با دو قلمرو فراخ دولت و ملت مواجهیم. الف. قلمرو دولت با دو گزاره ۱. ناکارآمدی پیمانکاری دولتی در مرحله پیش از بحران و ۲. ناتوانی دستگاه‌های اجرایی در مدیریت بحران قابل اشاره است. ب. قلمرو ملت ناظر بر خصایص ملت و نوعدوستی هیجانی است که در فقدان نوعدوستی عقلانی به بازنمایی بحران می‌انجامد.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی