آرمان - بهتر است حداقل در قبال تحولات خاورمیانه قدری واقع بین باشیم. واقعبینی میتواند آزار دهنده باشد، اما متدی کاربردی در اندیشه سیاسی و به تبع آن دیپلماسی کاربردی است که منطقا به ساختار فکری و اکت سیاسی جهتی واقعگرایانه میدهد. ازمنظر همین واقعگرایی است که باید رفتار سعودیها را سنجید. اگرچه آنها به هیچ وجه محق نیستد، اما رفتارشان قابل درک است. سرمایه گذاریهای هنگفت سیاسی و امنیتی آنها در منطقه طی 7 سال تماما از بین رفته است. سعودیها طی سالهای اخیر با سیاستی عملگرایانه و نه واقعگرایانه، با رویکردی تهاجمی با هدف حذف ایران از خلیج فارس، خاورمیانه و آفریقای عربی در پیش گرفتند. اما اینک حاضر به پذیرش تبعات شکست خورده آن نیستند. مشکل این بوده و هست که رهبران این کشور اساس استراتژی جدید خود راحول 3 محور عجیب و ناکارآمد تعریف کردند که از همان آغاز شکست آن محرز بود. نخست، محدود کردن و سپس حذف ایران از صحنه معادلات منطقه. دوم، به بازی گرفتن ترکیه با هدف محدودسازی موقعیت حیاتی و تنفسی ایران در عرصه دیپلماسی منطقهای. سوم، نفی هویت سیاسی و حاکمیتی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس که سعودیها خود از آن با عنوان پروژه یکسانسازی یاد میکنند. یک مقام دیپلماتیک عرب در بروکسل و آشنا به امور خلیج فارس میگوید: «از جنبه تئوریک و جلب توجه پارهای محافل عربی و غربی، این طرح کارآمد به نظر میرسید. اما از جنبه عملیاتی طرحی به شدت ناکارآمد و از پیش شکست خورده بود. آنها در معادلات خود استراتژی هوشمندانه تهران را محاسبه نکرده بودند. ما و عمانیها و قطریها هوشمندی ویژه و عجیب ایرانیها را به ریاض یادآوری کردیم. تحولات سوریه و عراق را ببینید، حالا هم سعودیها پای لبنان را به وسط کشیدهاند. باورم نمیشود نتیجهای بهتر از سوریه و عراق نصیب عربستان شود»، اما تا آنجا که به استراتژی متزلزل و نگاه مجرد سعودیها به منطقه مربوط میشود مشکل اصلی در سختی پذیرش شکست از جانب آنهاست. چنین گریزی از پذیرش مسئولیت و معطوف کردن علل آن بهایران، تبعات قابل توجهی به همراه داشته که رهبران عربستان را به شدت عصبانی کرده است. آن دیپلمات عرب در پاسخ بهاین سوال که اگر ریاض به چنین حد توانایی از ایران اعتقاد دارد چرا با آنها وارد مذاکره نمیشود، میگوید،«پاسخ این سوال خیلی روشن و واضح است. اولا، عربستان تا به یک پیروزی چشمگیر در منطقه دست نیابد و قدرت چانه زنی خود را بالا نبرد به هیچ وجه از موضع ضعف با تهران وارد مذاکره نخواهد شد. ثانیا، از نگاه آنها مذاکره با ایران عملا به مثابه صحه گذاشتن برنقش این کشور و تقسیم قدرت در منطقه است. ثالثا، سعودیها مترصدند حل و فصل مشکلات خود با تهران را طی پروژهای مشترک با غرب دنبال کنند. اما متقابلا معتقدم عربستان مایل به رودرویی تنها با ایران نیست. حال در عرصه دیپلماسی، یا جنگ نیابتی یا رویارویی نظامی مستقیم که البته آن را بسیار بعید میدانم. در یک چنین بن بستی از دیپلماسی تنش آلود عربی، عربستان برای گریز از بن بست موجود ونیز ایجاد و تحمیل هزینههای کمرشکن مضاعف سیاسی به تهران، مترصد باز کردن دو جبهه جدید علیهایران در لبنان و یمن شده است. اینکه موفق خواهد شد یا نه، باید اندکی صبور بود. اما در اثباتیترین حالت ممکن، با تکیه بر تجربه 40 سال اخیر مناسبات عربی- ایرانی، دلیلی در دست نداریم که تصور کنیم عربستان موفقیتی در این زمینه به دست خواهد آورد. اکنون در فقدان ارزشهای وجودی یک عقل سیاسی متعارف، جامعه بینالمللی در نگرانی عمیقی فرو رفته و از خود سوال میکند:«بالاخره چه خواهد شد؟». برخی منابع سیاسی و دیپلماتیک مقیم بیروت در پاسخ بهاین سوال که آینده را چگونه پیشبینی میکنند و آیا واقعا باید منتظر وقوع یک جنگ جدید در خاورمیانه باشیم، میگویند:«نبرد مستقیم کلاسیک ومتعارف میان ایران و عربستان در خلیج فارس تقریبا غیرمحتمل است.ایرانیها با هوشتر از آنند که در این تله خود را گرفتار کنند. اما به همان نسبت در لبنان کاملا محتمل به نظر میرسد. نه بهاین دلیل که تهران خواهان آن است بلکه بهاین علت که ریاض مصرانه و برای شکست بن بست فعلی مخاطره آمیز آن را دنبال میکند. به باور من دیدگاههای این محافل عربی تا حدود زیادی منعکس کننده واقعیت شرایط آتی است. باز شدن جبهه جدید لبنان در جنگهای نیابتی 6 سال گذشته دو کشور تقریبا به امری قطعی تبدیل شده است. کما اینکه دبیر کل حزبا... لبنان روز جمعه در بیروت گفت طبلهای جنگ در بیروت با حمایت عربستان و توسط اسرائیل به صدا درآمده است. به گفته سیدحسن نصرا... این نه یک تحلیل که یک خبر موثق است.