آرمان - در مورد کودکان ذکر چند نکته ضروری است؛ نکته اول اینکه ما کودکان را باید حداقل به دو گروه تقسیم کنیم. نخست کودکان کار که اگر بخواهیم بحث کودکان کار را داشته باشیم، قانون کار مبنای بررسی ماست. کودکان کار خود به دو دسته تقسیم میشوند؛ یک دسته کودکان کاری که زیر 15سال هستند و طبق قانون کار، کار بچههای زیر 15سال براساس ماده79 ممنوع است. باز طبق همین قانون کار در ماده80، 15 تا 18سالهها کارگر نوجوان نامیده میشوند و درواقع ما کار کودکان 15 تا 18سال را بهصورت رسمی پذیرفتهایم. ماده75 قانون کار هم مشخص کرده بچههایی که مشمول ماده80 میشوند، یعنی بچههایی که 15 تا 18ساله هستند، باید ساعت کار کمتری داشته باشند و کار به جسم و روحشان آسیب نزند. براساس مقابلهنامه182 سازمان بینالمللی کار که به امضای ایران هم رسید، کشورها متعهد شدند که منع مشاغل کودکان را تصویب کنند، یعنی مشاغلی که کودکان نباید اشتغال داشته باشند. این را هم دولت مصوب و ابلاغ کرد که کودکان چه کارهایی را نباید انجام دهند. پس ما گروهی از کودکان را داریم که کارگر نوجوانند و رسما میتوانند کار کنند، اما از انجام برخی کارها منع شدهاند. گروه دیگر کودکان خیابانی هستند. کودکانی که خانهشان در خیابان است. طبیعتا عوارض و پیامدهای کار برای این کودکان الزاما شبیه همدیگر نیست. نکتهای که در گزارش آقای قدیمی مبنی بر آزار 90درصد کودکان کار است، الزاما آزار جنسی نیست. این نکته که کارکردن در خیابان خودبهخود عوارض دارد را منکر نیستیم. از تحقیر کردن گرفته تا کار زیادی کشیدن از آنها، آزار محسوب میشود. لذا اگر از این زاویه نگاه کنیم، 90درصد آزارها، جنسی نخواهد بود و بهعنوان کسی که سالهاست در این حوزه کار کردهام، این آمار را مورد تایید نمیدانم و به نظرم باید کمی با دیده تردید به این عدد نگاه کرد.
واقعیت این است که اینگونه باصراحت و بااطمینان صحبت کردن از این آمار سخت است و این عدد را بهعنوان یک عدد واقعی نمیپذیرم. ما کودکانی را داریم که کار میکنند و هزینههای خانوادهشان را تامین میکنند، ولی اینکه مورد اذیت واقع میشوند، یا به آنها توهین شود، از مصادیق آزار است. ولی اینکه 90درصد کودکان کار مورد آزار جنسی قرار بگیرند، عددی است که باید روی آن تامل کرد و بعید است منظور آقای قدیمی آزار جنسی کودکان باشد. ضمن اینکه با فرض خوشبینی احتمالا کسانی که شناسایی شده و به مراکز مراجعه کردهاند، به این موضوع اشاره کرده باشند و این بدانمعنا نیست که الزاما همه کودکان کار مشمول این نوع تجزیه و تحلیل آماری باشند. براساس آییننامه ساماندهی کودکان خیابانی که سال84 در هیات دولت مصوب شد، 13سازمان مسئولیت دارند. مدیریت آن با بهزیستی است، ولی کمیته امداد، دادگستری، علوم پزشکی، آموزشوپرورش، شهرداری، فرمانداری و... مسئولیتهایی را برعهده دارند که در آییننامه مشخص شده و براساس آن وظایف هر دستگاه هم کاملا مشخص شده است و هیچ مورد غیرشفافی هم وجود ندارد. بیمه سلامت فعلی، فنی و حرفهای و حتی سیستم قضائی، در قبال این گروه کودکان مسئولیت دارند. نکته قابل توجه اینکه اصلا جمعآوری کودکان در هیچ کجای آییننامه نیامده و تنها از «جذب و شناسایی» یاد شده است. درواقع جمعآوری این کودکان کار اشتباهی است. بارها و بارها با نگاه سیاسی و فشارهایی که وارد میشود جمعآوری این کودکان در دستور کار قرار میگیرد تا بنا به ملاحظاتی در مقاطع زمانی خاصی به اصطلاح آبروداری کنند، اما واقعیت این است که اینها بچههای این مملکت هستند. ما هیچوقت نمیتوانیم کودک کار و خیابان را حذف کنیم و اگر بپذیریم که کودک کار و خیابان حذفشدنی نیست، باید سازوکار دیگری را پیشبینی کنیم که البته در آییننامه هم پیشبینی شده، ولی اجرا نشده است. والا کودک کار میتواند در کنار کار از سایر حقوق خود نیز بهرهمند شود، درس بخواند، بهداشت و بیمه و تغذیه مناسب داشته باشد و در کنارش مهارتی هم بیاموزد. وقتی این را بپذیریم که نسبت به کودک کار و خیابان هیچ نقشی نداریم، آن عواملی که باعث شده آنها کودک کار و خیابان شوند، همچنان باقی میمانند. بنابراین با جمع کردن آنها از خیابان و با پاک کردن صورتمساله کاری پیش نمیرود. اگر کار کودک را از او بگیرید به کار زیرزمینی رو خواهد آورد، چون خانواده به این درآمد نیاز دارد. اکثر این کودکان، کسانی هستند که برای تامین معاش خانواده مجبورند در خیابان کار کنند. از طرفی نظام تامین اجتماعی ما هم یک نظام فراگیر نیست و همین حالا که یارانهها سه برابر شده با خط فقر فاصله زیادی دارد. درواقع فاصله زیادی بین حمایت اجتماعی و پرداخت نقدی به خانواده نیازمند با خط فقر وجود دارد و در این صورت نباید انتظار داشته باشیم که بچههای خیابان و کار وجود نداشته باشند. درواقع یکجاهایی خیابان امنتر از خیلی جاهاست، لذا باید مدیریت کنیم و دسترسی به حقوقشان را تسهیل کنیم. آموزش، بهداشت، درمان، بیمه، امنیت و فراغتشان را تامین کنیم. درواقع این راهکار ما را برای مدیریت بهتر این بخش راحتتر خواهد کرد. کودک کار به خاطر تامین معاشش مجبور به کار است و حالا که قرار است کار کند، بهتر است یک کار امن داشته باشد. با جمعآوری کودکان مساله حل نمیشود و بارها این سیستم تجربه شده، اما جواب نداده، در عین اینکه اخلاقی، منطقی و حرفهای هم نیست. آزموده را آزمودن خطاست. در حوزه اجتماعی این روشها هیچگاه جواب نخواهد داد. ما با شیء سروکار نداریم، بلکه با یک انسان سروکار داریم. طبیعتا باید تدبیر مناسب با انسان را برای کارمان اتخاذ کنیم.