آرمان - مجتبی اسکندری: در خواست گفتوگوی دونالد ترامپ با رئیسجمهور کشورمان در حاشیه نشست سازمان ملل متحد به علت اظهارات مداخلهجویانه و توهینآمیز دونالد ترامپ نسبت به ملت ایران توسط حسن روحانی رد شد. درباره کموکیف این مساله که در روزهای اخیر فاش شده و بحثهای زیادی را به دنبال داشته، دکتر داود هرمیداس باوند، دیپلمات بازنشسته و استاد روابط بینالملل دانشگاه تهران با «آرمان» گفتوگو کرده است که در ادامه میخوانید.
چند روز قبل سخنگوی وزارت خارجه ایران از رد درخواست ملاقات ترامپ با آقای روحانی در سازمان ملل خبر داد. همچنین خبرگزاری فرانسه و روزنامه واشنگتنپست، از ارسال پیام ترامپ توسط فرانسه مبنی بر درخواست ملاقات وی با آقای روحانی گزارش دادند. آیا رد هر دو درخواست از جانب ایران میتواند تبعاتی داشته باشد؟
ببینید، در دنیای امروز مجموع روابط کشورها بر 3 شکل استوار است. حداقلش همزیستی، متعارفش همکاری و فراتر از آن همگرایی است. این شکل حداقلی روابط میان کشورهاست. اکنون که به دلایلی مشکلاتی وجود داشته و ارتباطات سازندهای وجود نداشته است، گفتوگو سرآغاز رفع نگرانیها و ارزیابیهای مبالغهآمیز است. طبق ماده 33 فصل یک منشور سازمان ملل، مصوب شده است که کشورهایی که اختلافاتی دارند، برای رفع اختلافات باید نخست از طریق مذاکره و سپس از اهرمهای دیگری نظیر پایمردی، میانجیگری، کمیسیون سازش، داوری و تصفیه قضائی استفاده کنند. مذاکره همواره در طول تاریخ آثار و پیامدهای مطلوبی داشته است. برداشتهایی که طرفین از یکدیگر داشتند که بعضا مبالغهآمیز هم بوده است. طرفین مذاکره نکات اصلی نگرانی خود را مطرح میکنند. بنابراین من فکر میکنم غیر از مذاکره راهی وجود نداشته باشد. یا باید میانجیگری وجود داشته باشد که یک کشور دوست پیامهایی را میان دو کشور متخاصم مبادله میکند، یا باید از طریق پایمردی، مذاکرات ادامه داشته باشد. البته در این میان ممکن است پیشنهاد و راهکاری نیز ارائه دهند. نفس مذاکره اولین گام لازم است؛ نه تسلیم است و نه تهدید، بلکه با اراده طرفین صورت میگیرد و بنابراین در اغلب موارد حلال مشکلاتی است که گریبانگیر کشورهاست.
با توجه با مواضع تند ترامپ تا چه حد میتوانیم این درخواست را بهنوعی از ژستهای سیاسی خاص او تعبیر کنیم؟
شعارهایی را که آقای ترامپ در دوران انتخابات ایالات متحده داده است، باید بیشتر حمل بر همان فرمت شعار کنیم. ضمنا فردی همچون ترامپ که از تجربه سیاسی نیز برخوردار نیست و با مذاکرات دیپلماتیک آشنایی ندارد، بسیاری از مسائل را نمیداند. به هر روی وحدت استراتژیک در ایران بهصورت کامل در ایران وجود ندارد. هرچند رئیسجمهور منتخب ملت و دومین فرد کشور است و شعارهای انتخاباتیاش مورد تایید رأیدهندگان بوده است. در غیر این صورت اگر قرار باشد شما وارد مذاکره نشوید، این ارتباطات غیردوستانه و این هزینهها تداوم دارد. اگر مذاکره صورت بگیرد و نگرانیهای متقابل برطرف شوند، هزینه بسیار پایینتری صرف رفع تهدیدها خواهد شد و باعث بذل توجه بیشتر دولت به مسائل اساسی و قواعد مرتبط با تجارت و اقتصاد خواهد شد.
رئیسجمهور در مجلس عبارتی درباره مذاکره با آمریکا به کار بردند که ناظر بر بیاعتبار دانستن مذاکره با آمریکا بود. چنین سخنانی از کدام منظر قابل ارزیابی است؟
جناب رئیسجمهور با توجه به شعارهای ترامپ این مواضع را اتخاذ کردهاند. به هر حال آمریکا در منطقه ما حضور دارد و با کشورهایی که از قدرتیابی ایران نگرانند، روابط خوبی دارد. پایگاههای نظامی بسیاری نیز نظیر پایگاه دریایی پنجم آمریکا که در بحرین است و پایگاه هوایی اینجرلیک در ترکیه دارد. بنابراین آمریکا در تصمیمگیریهای همسایگان بهصورت جدی و یا نسبی تاثیرگذار است. در این شرایط واقعیت امر سیاسی اقتضا میکند که اگر فرصتی پیش آمد و بهخصوص طرف مقابل اظهار آمادگی کرد، درخواست مذاکره پذیرفته شود. اگر کشور قدرتمندتر پیشنهاد مذاکره را داده است، باید در اوج قدرت پذیرفت. کشوری که قدرت کمتری دارد، هنگام طرح موضوع مذاکره، با موضع ضعف مواجه خواهد شد. معمولا از نظر واقعیت روانی هم وقتی طرف مقابل درخواست مذاکره کرده، بهتر است که با شروطی این درخواست پذیرفته شود. لذا وقتی آمریکا اظهار علاقه میکند، پذیرش آن دال بر شکست نیست.
در دوران اوباما، ایالات متحده از کشور عمان درخواست میانجیگری برای پذیرش مذاکره از سوی ایران را داده بود، اما در حال حاضر این درخواست آمریکا از طریق فرانسه به ایران ابلاغ میشود. چه اتفاقی افتاده که سطح میانجیها تغییر کرده است؟
ما از سال 1975 با آمریکا در محاکم قضائی مذاکره کردیم و بسیاری از مسائل از طریق سازش در مکانیزم داوری حلوفصل شده است. وقتی که میشود در عرصه قضائی مسائل را حلوفصل کرد، میتوان در عرصه سیاسی نیز با گفتوگو مسائل را حل کرد. ببینید یک زمانی ما با موضعگیری و اظهارات پر ادعا و تهدیدآمیز مواجه میشویم، این یک حرف دیگری است. اما هنگامی که طرف مقابل ابراز تمایل به مذاکره میکند، این به معنای امکان برای حل تهدیدات است.
اجازه بدهید سوالم را از یک منظر دیگر بپرسم. شیفت کردن میانجیگری از عمان و منطقه خاورمیانه به فرانسه چه معنایی میتواند داشته باشد؟
اروپا از نظر ارزشی و رابطه نزدیکی که با آمریکا داشته، زبان یکدیگر را بهتر میفهمند. درست است که ماکرون جدیدالورود، پیشتر هم وزیر بوده، اما مایل است اقداماتی انجام دهد که هم بهنفع کشورش باشد، هم بازتاب بینالمللی داشته باشد. رابطه چین و ایالات متحده در این زمینه مثالزدنی است. این رابطه بهگونهای بود که بهطور مثال در سال 1954 در کنفرانس بینالمللی ژنو که با حضور مولوتوف، چوئن لای، جان فاستر دالس و ژیسکار دستن از فرانسه بود، هنگامی که چوئن لای دستش را دراز کرد که با فاستر دالس دست بدهد، دالس امتناع کرد، اما بعدتر با میانجیگری کشوری مثل فرانسه و رومانی و پاکستان، زمینه مذاکرات به وجود آمد و وزیر خارجه چین به آمریکا رفت و سپس نیکسون به چین سفر کرد. در حالی که از سال 1949 تا 1970 روابط دو کشور بهطور کامل قطع بود. اما بعد از آن روابط دو کشور بهگونهای پیش رفت که در ماجرای تقابل با شوروی، چین طرف آمریکا را گرفت. میخواهم بگویم مذاکرات میتواند دیوار بیاعتمادی میان کشورها را از بین ببرد.