آرمان - موسسات مالی و اعتباری که در کشورمان قارچگونه به وجود آمدند، یکی از ایرادات و اشتباهاتی بود که در دولتهای نهم و دهم رخ داد. عدهای از وزارت کار و رفاه اجتماعی مجوز ایجاد تعاونی اعتباری گرفتند و این مجوزها بدون احراز اهلیت مالی و اخلاقی افراد داده شد. بعد از مدتی که از تشکیل تعاونیها گذشت، دو نظر مطرح شد؛ نخست اینکه دستگاهی که مجوز داده، باید بر موسسات نظارت کند و دوم اینکه کار نظارت برعهده بانک مرکزی است. اما از آنجا که مجوز تاسیس این موسسات از طرف بانک مرکزی صادر نشده بود، نظارتی هم از سوی این نهاد صورت نگرفت و وزارت کار و رفاه اجتماعی هم ابزاری برای نظارتهای مالی دقیق علمی در اختیار نداشت. بنابراین اینها هرکار که دلشان خواست، انجام دادند که منجر به بروز اتفاقاتی شد. اما از آنجا که امر نظارت در این میان مغفول بود، بعضا موسسات جایگاه خود را ارتقا دادند ولی باز هیچکس معترض نشد. حتی برخی در تابلوهایشان کلمه «بانک» را هم بهکار بردند. این موضوع باعث ایجاد هرج و مرج در مسائل پولی و مالی کشور شد، به طوری که هیچگونه نظارتی بر اینها نبود، اما تصور مردم این بود که حتما نهادی بر کار این موسسات نظارت میکند. بعضا استدلالشان این بود که مجمع امور صنفی بر هر صنفی نظارت میکند و چنانچه قصوری مشاهده شود، حتما دخالت میکند و این حساسیت همانطور که در شغلهای عادی هست، حتما در مورد موسسات مالی هم هست. لذا انتظار نظارت بر این موسسات مالی و اعتباری وجود داشت. اما بانک مرکزی با توجه به اینکه مجوزی صادر نکرده بود، نظارتی هم نمیکرد و وزارت تعاون و رفاه اجتماعی هم که مجوز داده بود، توان مهار این موسسات را نداشت.
ماجرا کمکم تبدیل به یک معضل شد، اما این موسسات با اینکه قرار بود کار قرضالحسنه انجام دهند، بعضا پای خود را فراتر گذاشته و به صدور دسته چک و کارهای اعتباری و مالی سنگین روی آوردند و شد آنچه شد و سررشته مسائل پولی و مالی از دست دولت خارج شد و از آنجا که روشهای نامطلوبی را پیش کشیده بودند، برخی به خرید املاک نجومی دست زدند و مجموع این مشکلات منجر به ورشکستگی آنها یکی پس از دیگری شد. اما مردم از دولت روحانی انتظار داشتند، درحالی که نطفه این کار در دولت قبل بسته شده و در واقع ارثیهای بود که به دولت تدبیرو امید رسیده بود. در عین حال مردم به اتفاقات گذشته کاری نداشتند و به دولت فشار آوردند. کار بسیار خوبی که بانک مرکزی انجام داد و به نظرم قابل تحسین است، این بود که از شماتت شماتتکنندگان و تهدید تهدیدکنندگان نهراسید و بهرغم اینکه جراحی این مشکل هجمهها و توهینهایی را به دنبال میداشت، اما مانند بانک مرکزیهای گذشته بیخیال از کنار این مشکل نگذشت و تصمیم به انجام جراحی گرفت. با ورود بانک مرکزی به ماجرا در ابتدا موسسات ریزتر در همدیگر ادغام شد و برخی را در بانکهای جدیدالتاسیس ادغام کردند و خوشبختانه این کار سنگین امروز دیگر کمکم به نتیجه میرسد. اقدام شجاعانه بانک مرکزی باعث شد که جلوی این روند نامناسب گرفته شود. البته هنوز برخی مشتریان این موسسات طلبکار و در انتظار پولهایشان هستند. اینها هم باید طبیعتا صبور باشند تا بانک مرکزی بتواند املاک بهدستآمده را به فروش رسانده و پاسخ طلبکاران را بدهد. درواقع دیر و زود دارد، ولی سوختوسوز ندارد. طبیعتا بانک مرکزی خودش را نسبت به پرداخت سپردههای سپردهگذاران متعهد میداند، ولی از فروش اموال خود این بانکها و موسسات. البته عدهای از افراد هم طمع کردند و وقتی صحبت از سودهای 25درصد به بالا شد، فکر نکردند که این میزان سود را از کجا میآورند؟ درواقع طمع باعث شد که عدهای حتی اموال خود را فروختند و پولهایشان را در این صندوقها سپردهگذاری کردند تا از سود این پول زندگی خود را اداره کنند اما این کار از نظر اقتصادی کار ناپسندی است. انسانها باید پولی را که در اختیار دارند در مسیر سرمایهگذاری استفاده کنند و نه مسیر امور ربوی. ولی در عین حال این اتفاق یکی از معضلات بسیار سنگین در ایام رکود تورمی اقتصاد کشور بود که مشکلی برمشکلات دولت و گرفتاری بر گرفتاریهای دولت افزود. خوشبختانه امروز جلو این مساله با صبر، تحمل و ممارست گرفته شد و سیل بنیانکن پولی و مالی مهار و در پشت یک سد جمع شده است. سودهای بیحسابوکتاب دادهشده متوقف شد. امیدوارم دولت بتواند در آینده قدمهای موثرتری بردارد و بانک مرکزی، همانطور که در مرحله اول در مهار و ادغام این مجموعه برای جلوگیری از این روند نامطلوب قدم برداشته، در آینده هم بتواند قدمهای موثرتری بردارد و مردم به حقوق حقه خود برسند.