آرمان - انسانها در زندگی با توجه به شیوه تربیتی و آموزشی که برمبنای آن شخصیت اختصاصی یا اصطلاحا کاراکتر و منش متفاوتی از دیگران پیدا میکنند، در برخورد با مسائلروزمره اعم از خانوادگی و اجتماعی، قدرت مقاومت و واکنشمتفاوتی متناسب با سازمان روان و روحیه خود بروز میدهند. مسلما زندگی هر انسانی پر از فرازونشیب، زشتیوزیبایی، نگرانی و آرامش است. هر سنی از زندگی انسانها موجب بروز واکنشهای مختلف دربرخورد با حوادث میشود. توانایی افراد حتی در سن مشابه، باتوجه به نوع تربیت فرهنگی و اقتصادی یکسان نیست. بهعبارتدیگر، فشارهای روحی و روانی ناشی از زندگی اجتماعی در افراد همسن موجب واکنشهای متفاوت و افتراقی خواهد بود. چرایی خودکشی براساس مطالعات بستگی به نوع زندگیفردی، خانوادگی و اجتماعی اشخاص دارد. برخی بهدلیل شکستعاطفی، بعضی بهعلت مشکلات اقتصادی، عدهای برای فرار از واکنشهای اجتماعی و بعضی دیگر بهدلیل ناامیدی ناشی از افسردگی مبادرت به سلبحیات از خود میکنند. طبیعتا این اقدام هم در ادیان و هم از لحاظ اجتماعی و اخلاقی عملی مطرود و نشانهناتوانی و ضعف افراد تلقی میگردد. اما درمواقعی ما با انواعی از این اقدام مواجه میشویم که ارتباط مستقیمی به پارامترهای پیشگفته ندارد، بلکه شرایطعمومی حاکم بر زندگیشخص، او را به شخصی آسیبپذیر تبدیل نموده که با کوچکترین فشار معمولی قدرتمقاومت خود را از دست داده و برای فرار از مسئولیت و بهعلت احساس ناتوانی در حل معضلات و مشکلات پیشآمده، مبادرت به چنین اقدامی میکند. در مورد موضوع مطروحه تحتعنوان گروه نهنگ آبی عوامل دیگری را باید از لحاظ آسیبشناسی مورد پایش و بررسی قرار داد. آنچه مسلم است نوجوانان و جوانان بهدلیل گسست نسلی، کمشدن رابطهعاطفی و ظرفیتی والدین با نوجوانان بهویژه در دوران بحران بلوغ بهدلیل استقلالطلبی، هویتخواهی و فاصلهگرفتن از والدین، طعمهمناسبی برای صیادان فضایمجازی تلقی میشوند، ضمن آنکه در کنار این مولفه، حس کنجکاوی که از دیگر علتهای کجروی، انحراف، بزهکاری در نوجوانانوجوانان میباشد، در این خصوص هم عامل دیگری میتواند تلقی شود. ادمین این گروهها معمولا با شناسایی کاربران یا افراد سرگردان در فضایمجازی، ابتدا با طرح چندسوال ضمن خروج از تنهایی این نوجوانان، جاذبیتی بهعنوان همنشین اینترنتی ایجاد میکند که فاقد آمریت، تحکم و فشارهای متداول والدین میباشد و درعینحال ضمن تحریک حس کنجکاوی آنها را در محک آزمایش و قدرتنمایی قرار داده و با جریحهدارکردن روح، این افراد را برای حضور در یک فرایند که درعینحال در ظاهر نشانه قوهمقاومت و نیز رازداری است، وارد مینماید.
بهتدریج، با جمعآوری اطلاعات، ادمین به اوصاف و ویژگیهای روحی و روانی و نیازهای صید خود پی خواهد برد و بهتدریج او را به مجموعهای از اصطلاحات هدفمند معتاد میکند. ترسیم اشکال مختلف ازجمله شکل یک نهنگ بر اعضای بدن و زخمیکردن که ادامه آن موجب ایجاد پایداری و حس مقاومت در مقابل جراحات در نوجوان یا جوان خواهد شد، دلیلی بر پیروزی و توفیق صیاد بر صید و درعینحال ایجاد نوعی خودباوری کاذب در قربانی میشود. از این مرحله به بعد، با دادن اطلاعات، فرد قربانی به ورطه اقدام نزدیک میشود، بهگونهای که خودکشی بهعنوان تنها راه چاره تلقی میگردد. در این مقطع، نوجوان و جوان دیگر قدرت تسلط روانی بر خود و مدیریت بر افعال متعارف و متعادل نداشته و بهگونهای چون ربات عمل میکند و متاسفانه نهایتا آخرین صحنه طراحیشده توسط ادمین باتجربه است که با تسلط و قدرت روانی ناشی از تجارب موارد مشابه طفل را بهسوی پرتگاه هدایت میکند و در پایان با یک تلنگر روحی او را بهدست خود مجبور به سقوط ارادی و خودکشی مینماید. مطالعه سرنوشت این جوانان ثابت میکند معلمان فضایمجازی با بهرهبرداری از انزوا و عزلت کاربران سرگردان که احساس تنهایی آنها چارهای جز گردش بیهدف در این فضا برایشان باقی نگذاشته، باید تلنگری برای مدیران و والدین باشد. تصور ما این است که مراکز آموزشی و تربیتی در کشور با کمک نهادهای تخصصی باید در این زمینه ضمن پایش فضایمجازی با آموزش والدین توسط رسانهها یا نهادهای جامعوی یا مردمی و همچنین آموزش نوجوانانوجوانان در مدارس و دانشگاهها، چگونگی خنثیسازی اطلاعات مخرب در فضای مجازی را به حداقل رسانده و در صورت امکان بهصورت کامل به آنها منتقل نماید. در غیراینصورت هرچند خودکشی بهعنوان یکی از تبعات منفی فضایمجازی قطعا باید موردتوجه باشد، اثرات مخرب روحی و روانی، عاطفی و جسمی دیگری از طریق فضایمجازی که ظاهرا آثار خارجی ندارند، ولی درواقع مانند موریانه بر شخصیت اطفال اثر گذاشته و موجب اختلال شخصیت آنان میشود نیز باید بجد موردتوجه و پایش قرار گیرد.