آرمان - خاورميانه در حال حاضر آشفتهترين و ناامنترين نقطه جهان است، آشفتگي و ناامنيای كه مشكلات و درد رنج فراواني براي ساكنان اين منطقه ايجاد كرده است. هيچ منطق، دليل و منفعت بومي، ملي و منطقهاي كه توجيهكننده اين همه آشفتگي و ناامني در خاورميانه باشد را نميتوان يافت. پس، پرسشي كه ميتوان مطرح كرد اينكه ساكنان خاورميانه چه تفاوتي با مردم ديگر مناطق جهان دارند؟ چرا اغلب ساكنان و حاكمان در خاورميانه در ايجاد امنيت و ثبات در كشورهاي خود ناتوان هستند؟ با يك نگاه سطحي به اوضاع و احوال مردم ديگر نقاط جهان ميتوان دريافت كه مردم خاورميانه هيچ تفاوتي با مردم مناطق ديگر جهان ندارند. تنها و مهمترين دليل تفاوت و ریشه مشكلات مردم خاورميانه اين است كه در اين منطقه منابع سرشار انرژي وجود دارد. نياز به علم و دانش گسترده و عميق نيست تا متوجه شويم كشورهاي فرامنطقهاي (بهويژه غربي) با اعمال نفوذ سياسي، اقتصادي و نظامي در كشورهاي خاورميانه (کردستان عراق نمونه اخیر اینگونه دخالتهاست) به ايجاد آشفتگي و بيثباتي براي تصاحب ذخاير انرژي اين منطقه دامن ميزنند. كشورهاي غربي (به ويژه آمريكا و چند كشور اروپايي) با نفوذ خود در منطقه خاورميانه رفتار و عملكرد كشورها و شرايط امنيتي، سياسي، اقتصادي و... در اين منطقه را شديدا كنترل کرده و تحت تاثير قرار ميدهند. بر اساس شواهد عيني ميتوان منشأ آشفتگيها و ناامنيهاي خاورميانه را در دو موضوع خلاصه كرد: ۱- نفوذ و دخالت كشورهاي فرامنطقهاي با هدف تاراج منابع انرژي منطقه. ۲- فقدان خرد مشترك ميان حكومتهاي كاملا سنتي با ظاهري مدني و مدرن که اصلیترین مانع تفاهم و ایجاد راهکارهای مشترک میان کشورهای خاورمیانه است. با در نظر گرفتن شرایط عینی خاورمیانه میتوان دو پرسش مطرح کرد: چگونه میتوان ثبات و آرامش و توسعه را در خاورمیانه حاکم کرد؟ چه افراد یا نیروهایی باید سکاندار ثبات و آرامش شوند؟ تحلیل شرایط خاورمیانه به هیچ وجه دشوار نیست. اینکه در خارومیانه ذخایر سرشار انرژی وجود دارد و اینکه کشورهای غربی به ویژه آمریکا برای تاراج این منابع، اقدام به نفوذ، دخالت و آشفته کردن، بیثباتی، تنش میان دولتها و ملتهای منطقه میکنند. هیچ عقل سلیمی نمیتواند اثبات کند که کشورها و ملتهای خاورمیانه تضاد منافع یا اختلافات جدی و لاینحل دارند که موجب این همه تنش و آشفتگی در منطقه شود. بنابراین سادهترین پاسخ به پرسشهای فوق این است که کشورهای خاورمیانه باید به خرد، منطق و واقع بینی متوسل شوند؛ اینکه سیاست ورزانی آیندهنگر و فهیم باید سکاندار یا پیشگام در این امر مهم شوند. به منظور ایجاد ثبات و تنش زدایی میان دولتهای خاورمیانه میتوان از راهکار خود غربیها استفاده کرد. نهادهای بینالمللی و منطقهای مثل سازمان ملل، سازمان تجارت جهانی، بانک جهانی، سازمان همکاریهای اقتصادی آسیا- کشورهای اقیانوس آرام، اتحادیه اقتصادی آسیا- اروپا و دهها و صدها نهادهای بینالمللی دیگر در عرصههای دفاعی، فرهنگی، علمی، توریسم و غیره، همگی صرفا برای محقق کردن «اهداف ملی» یک یا چند کشور از طریق همکاری و مشارکت با دیگر کشورها ایجاد شدهاند. پر بیراه نیست اگر گفته شود مثلا سازمان ملل ابزاری برای تحقق انواع منافع سیاسی، اقتصادی، دفاعی، تجاری، و... آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه و چین است. آقای ظریف اعلام کرده اند در چهار سال آینده، «وزارت خارجه در دولت دوازدهم دو ابراولویت خواهد داشت، یکی بحث اقتصاد و دیگری بحث همسایگان است». اهداف اعلام شده به عبارتی، مستقیم یا غیر مستقیم همه امور داخلی و روابط خارجه را متاثر میکنند. روابط اقتصادی پویا، پایدار و سودمند منوط به ایجاد روابط سیاسی عاری از تنش با همه کشورها به ویژه کشورهای همسایه است. همانگونه که در فرایند محقق شدن برجام مشخص شد، دیپلماتهای ایرانی هیچ چیز از دیپلماتهای کشورهای استثمارگر غربی و شرقی کم ندارند. به باور نگارنده به منظور تسریع، کم هزینه و عملی شدن دو ابر اولویت وزرارت خارجه بسیار ضروری است تا آقای ظریف ایجاد موسسه صلح خاورمیانه در تهران را در اولویت کاری وزارت خارجه قرار دهد. چرا و چگونه نهاد صلح خاورمیانه در تهران منطقی و سودمند و درشرایط کنونی عملیترین ابزار تحقق دو ابراولویت وزارت خارجه (ارتباط سودمند و عاری از تنش) است؟ اولا باید گفته شود اینکه ایجاد چنین نهادهای منطقه ای یا بینالمللی کاری جدید نیست بلکه صرفا حاکی از بلوغ، اراده و دوراندیشی نخبگان و حکومت ایران خواهد بود. ثانیا به باور نگارنده ایجاد موسسه صلح خاورمیانه در تهران به منظور سامان دادن روابط کشور با دیگر کشورها بهویژه کشورهای همسایه و ایجاد شورای عالی منافع ملی به منظور سامان دادن و هدفمند کردن روابط جناحها در عرصه مدیریت کلان داخلی (به منظور جلوگیری از کارشکنی بیسوادان و سوداگران در تحقق منافع ملی)، قابلیت توسعه همه جانبه کشور در کوتاه مدت حتی به سطح کشورهای جهان اول را داراست. آمریکا و رژیم صهیونیستی بیشک تلاش خواهند کرد بر سر راه تحقق ابراولویتهای وزارت خارجه موانعی جدی ایجاد کنند. باید در مقابل آمریکا و دیگر بدخواهان ایران زمین اقدام عملی انجام شود. منظور از اقدامات عملی، طرحهای نرم و دیپلماتیک موثر و کارساز و نه اقدامات سخت پرهزینه، بیحاصل و مخاطره آمیز است. ایجاد موسسه صلح خاورمیانه اقدامی انقلابی از سوی آقای ظریف خواهد بود. انقلابی از این جهت که بدخواهان ایران زمین به هیچ وجه انتظار اینگونه اقدامات نرم که حاکی از انسجام نظام مدیریتی، تدبیر و خرد محوری دیپلماتها و سیاست ورزان ایران زمین است را ندارند. به دلیل شرایط خاص منطقه و وجود رئیس جمهور روان پریش آمریکا، ضروری است تا آقای ظریف بهطور جدی پیگیر تاسیس موسسه صلح خاومیانه در تهران باشد. به باور نگارنده ایجاد موسسه صلح خاورمیانه در تهران میتواند دو ابر اولویت بسیار کاربردی وزارت خارجه را بهطور کم هزینه و در مدتزمان کوتاه عملیاتی کند. در جوامع بشری مهمترین ابزار تحقق اهداف ملی استفاده از ابزار خرد است. خرد انسانی قویترین و کاربردیترین صلاحی است که میتوان با آن نیت و رفتار دشمنان و بدخواهان ایران را خنثی کرد.