آرمان - مسعود بارزانی اوایل ماه سپتامبر جاری در پاسخ به سوالی درباره چرایی برگزاری رفراندم 25 سپتامبر، که از دید او سوالی بیجا بود، برآشفت و گفت: «میگویند الان وقت مناسبی برای این رفراندوم نیست. پس چه وقتی مناسب است؟ وقتی که داعش بخش بزرگی از خاک عراق را تصرف کرد و درصدد حمله به کردستان بود گفتند الان وقت جنگ است و وقت مناسبی برای این کار نیست. الان داعش در معرض فروپاشی است دوباره به ما میگویند الان وقت رفراندوم نیست.» دلیل برآشفتگی بارزانی از یک سوال طبیعی و حرفهای مشخص نیست اما از آن مهمتر استدلال نهفته در پاسخ است که به وضوح لایههای پنهان دیدگاههای وی از حدود 3 سال پیش را روشن میکند. آنگاه که مترصد بود از بیتفاوتی نیروهای نظامی تحت فرمانش نسبت به جابهجاییهای شبه نظامیان داعش در شمال عراق و نهایتا سقوط موصل در ژوئن 2014 ارتش و دولت عراق را ضعیف و نهایتا پروژه جداسازی خود را تکمیل کند (داستان سقوط موصل بسیار شنیدنی و مهم است). به همین دلیل کیفیت و چرایی مبارزه او با داعش که ترکیه در آن بیتقصیر نبوده، تا حدی زیادی فاقد اصالت ذاتی است. در ارتباط با تحولات 25 سپتامبر، با نگاهی تاریخی، مشکل بتوان قبول کرد بارزانی الزاما نماینده همه کردهای عراق است. حتی از نتیجه رفراندوم هم نمیتوان به چنین نتیجهای رسید. شاید نظرات او در منطقه کردستان گفتمانی غالب باشد اما از آنجا که تنها گفتمان جاری در کردستان تلقی نمیشود، منطقا باید با نگرانی فزاینده پذیرفت شرایط عادی در انتظار اقلیم کردستان قرار دارد. شرایطی تحت تاثیر کشمکشهای داخلی میان منابع قدرت سنتی و مدرن محلی که مستقل از بارزانیها، مطالبات خاص و سنتی خود را دنبال میکنند. به همین دلیل بارزانی و دولت اقلیم قادر به کشیدن دیوار دور سرزمین اقلیم کُرد نیستند. چندی پیش درمقالهای به نقل از یک مسئول سیاسی کُرد به همین نکته بسیار مهم اشاره کردم. این مقام که یک عضو ارشد حزب دموکرات کردستان عراق و از مخالفان تحولات کنونی است اما از بیم جانش ترجیح میدهد هویتش افشا نشود میگفت: «بارزانی فکر میکند چنانچه جامعه جهانی را در برابر کار انجام شده قرار دهد، همه تسلیم او خواهند شد. اگر اینگونه است لطفا تبعات آن را هم قبول کند.» اکنون که رفراندوم مورد نظر بارزانی با مصوبهای غیر قانونی از پارلمانی غیر قانونی برگزار شده، آیا واقعا کار تمام و همه در برابر عمل انجام شده و ناچار به وقوع پیوسته؛ قرار گرفتهاند؟ واقعا نمیدانم! اما پاسخ منفی نگران کننده و پاسخ مثبت به شدت تنش آفرین خواهد بود. تنها میدانم شرایط به سمت بحرانی سخت و با عواقبی ناروشن پیش میرود. آنگاه بارزانی در ورای اقدامات پوپولیستی خود حق ندارد بگوید «به من مربوط نیست!» تا آنجا که به انتخابات روز دوشنبه مربوط میشود، از جنبه آمارهای اعلام شده، حدود 76 درصد رای دهندگان به خواست دولت اقلیم و شخص بارزانی پاسخ مثبت دادهاند. اما این حل کننده مشکلات نخواهد بود. با نگاهی تجربی و تاریخی و نیز مخاطرات پیش روی منطقه خاورمیانه، 25 سپتامبر میتواند شروع گردش چرخه نگران کنندهای از ناامنیها و بحرانهای داغ باشد که همه، منجمله دبیرکل سازمان ملل نسبت به آن ابراز نگرانی کردهاند. ما با یک شوخی لوس و بیمزه که مواجه نیستیم و آقای بارزانی و دولت اقلیم قادر به گریز از مسئولیتهای خود در قبال شرایط آتی نیستند آنچنان که ملامصطفی بارزانی در دهههای 60 و میانه 70 نتوانست از مسئولیتهای خود پس از کنار آمدن با صدام حسین گریزان باشد. چند سال پیش یک مسئول محلی کردستان عراق در تهران به من گفت: «ریشه پارهای مشکلات اقلیم و مردم کردستان عراق به نگاهها و باورهای شخصی مسعود بارزانی باز میگردد. مسعود مانند ملامصطفی تاریخ ملت کرد را در خود خلاصه و تجلی یافته میبیند. شرایطی که در گذشته عملا منجر به جداشدن جلال طالبانی از دایره مبارزات کردهای عراق در نیمه دهه 70 میلادی و عدم همراهی با مرحوم ملامصطفی شد. جلال طالبانی و نیروهای نسبتا مستقلتر کرد مانند فواد معصوم هیچ وقت قرائت بارزانیها را از تاریخ مردم کردستان عراق نپذیرفتند و کنار آمدن ملامصطفی با صدام حسین را برنتابیدند. آنها بازیچه صدام حسین و حکومت وقت ایران شدند و عواقب آن را هم دیدند».