آرمان - موضوع ترامپ فقط برای ایران یک پدیده نیست بلکه برای اروپا و بسیاری از کشورهای جهان حتی برای همسایهاش مکزیک هم یک پدیده است. آنچه که از زمان روی کار آمدن ترامپ تا امروز به افکار عمومی دنیا گزارش شده این نکته کلیدی است که ترامپ یک آدم عادی و قابل پیشبینی نیست و از طرف دیگر شایسته نمایندگی مردم آمریکا هم نیست. مهمترین ویژگی کشورهای توسعه یافته این است که حکمرانان آنها رفتارشان مثل اقتصادشان قابل پیشبینی باشد. وقتی رفتار ترامپ قابل پیشبینی نیست لذا یکی از مهمترین ویژگیهای حکمرانی کشورهای توسعه یافته محل سوال است. از طرف دیگر امروز مواضع ترامپ همانطور که توضیح داده شد، مختص به ایران نیست. کره شمالی را تهدید جدی کرده بود ولی همانطور که دیدیم طی دو، سه هفته گذشته نه تنها تهدیدش در مورد کره شمالی عملیاتی نشد بلکه عقب نشینی هم داشت. به نظر میرسد که ترامپ همین ویژگی را تا پایان دوره خواهد داشت. یعنی تهدیدهای پیاپی نه تنها کره شمالی، مکزیک و روسیه بلکه برای کشورهای مختلف چنین اقداماتی تهدیدی انجام خواهد داد. اما اگر بخواهیم به این سوال جواب دهیم که این تهدیدها چه عوارضی بر ایران دارد باید نخست به این سوال جواب دهیم که مگر رابطه و وابستگی اقتصادی ایران با اقتصاد ایران به چه میزان است؟ ما تقریبا میتوانیم بگوییم که روابط اقتصادی ایران در حد نزدیک به صفر است. آنچه که محل بحث است، همین روابط اقتصاد ایران با دلار است که در سنوات گذشته نوع معاملاتی که امروز ایران با کشورهای اروپایی و آسیای جنوب شرقی انجام میدهد، کم کم از دلار به یورو یا سایر ارزها انتقال پیدا کرده. اساسا قیمت دلار در طول سنوات گذشته تحت تاثیر سیاستهای آمریکا با ایران نبوده. یا اگر هم واقع بینانه بحث کنیم کمترین اثر را داشته، حتی در دوره تحریم هم اگر دلار در ایران دچار نوسان شد به دلیل سیاستهای آمریکا نبوده بلکه به شاخصهای پولی ایران، به نرخ تورم ایران و نرخ رشد نقدینگی ایران، نرخ سود یا بهره ایران و به نرخ رشد اقتصادی کشور و مربوط میشد. لذا اینکه این تهدیدها چه تاثیری دارد به بیان ساده باید بگوییم همان تهدیداتی که طی 40 سال گذشته داشتهایم و در این سالها اگر از سیاستهای غرب متاثر شدیم، زمانی سیاستهای غرب اثر منفی قابل توجه بر اقتصاد ایران گذاشت که اجماع جهانی شکل گرفت. یکی از خسارتهایی که ما در دوره قبل از برجام دیدیم، این بود که اتحادیه اروپا و آمریکا و سازمان ملل به یک وحدت مشترک در خصوص سیاست هستهای ایران رسیدند. آن وحدت و اجماع جهانی که علیه ایران شکل گرفت حتی دوستان قدیمی ایران را هم متاثر کرد. یعنی با اینکه روسیه همیشه در سالهای بعد از انقلاب روابط اقتصادی و سیاسی خوبی با ایران داشت وقتی قطعنامههای دوره تحریم را بررسی میکنیم در هیچ یک از قطعنامهها روسیه یا چین از حق وتو استفاده نکردند. یعنی میخواهم این نکته مهم را اشاره کنم که دوره قبل از برجام آن اجماع منجر به این شد که ما آسیبهای جدی اقتصادی ببینیم. اما الان نه تنها آن اجماع نیست نه تنها روسیه و چین دنباله روی سیاستهای آمریکا نیستند بلکه امروز چین و روسیه در مقابل سیاستهای آمریکا و ترامپ هستند و مضاف بر این دو کشور اتحادیه اروپا هم امروز مقابل سیاستهای ترامپ قرار دارد. گزارش آژانس و مصاحبهای که از خانم موگرینی پخش شد مبنی بر اینکه آژانس در هشت دوره بازرسی از تاسیسات هستهای تائید میکند که ایران مفاد برجام را اجرایی کرده، منجر به این میشود که اتحادیه اروپا، چین و روسیه و بقیه کشورها، سیاستهای ترامپ را همراهی نکنند. بنابراین به نظر میرسد که تهدیدات ترامپ از همان منطقه داخلی کشور خودش فراتر نخواهد رفت و اثری بر اقتصاد ایران نخواهد گذاشت هم به دلیل اینکه ما رابطه حداقلی با آنها داریم. ثانیا سایر کشورها در این تهدیدات مشارکت نمیکنند و در نهایت هم باید به این نکته اشاره کنم که اگر ما شاخصهای اقتصادیمان را اصلاح کنیم که در دولت یازدهم بخشی از آن اصلاح شد، و سیاستهای داخلی درستی در حوزه بانک، مالیات و تولید کشور اتخاذ کنیم، اینگونه تهدیدات اثری بر اقتصاد ملی نخواهد گذاشت. عدد 1 در 1+5 اینبار خود آمریکاست و آن 5 کشور روابط تجاری و سیاسی عادیشان را با ایران شروع کردهاند. قراردادهایی که اصطلاحا خط اعتباری فاینانس با برخی از کشورهای اروپایی منعقد کرد یا قراردادی که توتال در پارس جنوبی منعقد کرد بیانگر این است که سیاستهای ترامپ نه تنها مورد پذیرش ایران نیست که مورد پذیرش 5 کشور دیگر هم نیست. امروز 1+5 را باید به این تصحیح کنیم که 5 کشور یعنی فرانسه، انگلیس، آلمان، چین و روسیه و آن «یک» آمریکاست که خارج از 1+5 است لذا آن «یک» اثرگذار بر سیاستهای اقتصادی ایران نیست. نه فقط بر سیاستهای اقتصادی ایران بلکه بر سیاستهای سیاسی ایران در ارتباط با روابط بینالملل و سیاست خارجی ایران اثرگذار نخواهد بود. به نظر میرسد سیاستهای ترامپ بیشتر منجر به منزوی شدن آمریکا در خصوص ایران خواهد شد. یعنی هرقدر ترامپ این مواضعی که در سازمان ملل علیه مردم ایران گرفت و این سیاستها را ادامه دهد، سیاستهای آمریکا در خصوص ایران منزوی خواهد شد. نکته کلیدی اینکه بزرگترین ویژگی ممتاز که به عنوان یک حقیقت از کشورهای صنعتی نام میبریم این است که شاخصهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی حاکمانشان قابل پیشبینی است. یعنی الان اقتصاد آمریکا، اروپا، فرانسه و چین قابل پیشبینی است که امسال به چه عددی و سال بعد به چه عددی میرسد. ولی امروز کسی در آمریکا حاکم است که هیچکس نمیتواند رفتار او را پیشبینی کند. یعنی در هنگام تبلیغات بزرگترین حملات را به عربستان میکند اما بعد از ریاست جمهوری عربستان اولین مقصد سفر اوست. وقتی این آدم قابل پیشبینی نیست طبیعی است که دنیا بر روی حرفها و رفتارهای او حسابی باز نخواهد کرد. معمولا وقتی رئیس جمهور آمریکا در سازمان ملل سخنرانی میکرد، آثار منفی یا مثبت آن در بازارها پیدا میشد. یعنی هربار که رئیس جمهور آمریکا در سازمان ملل سخنرانی میکرد چه مثبت چه منفی، آثارش را در بازارها میدیدیم. با اینکه ترامپ بزرگترین تهدیدها را در صحن سازمان ملل انجام داد اما بازارهای جهانی هیچ واکنشی نشان ندادند. علت این است که سخنان او بیمایه و بدون پشتوانه سیاسی است.