آرمان - آرای خاکستری، آرای افرادی است که عوامل انگیزشی آنها متفاوت است. بعضی از افراد هستند که به لحاظ سیاسی شاید تصور میکنند که شرکت آنها در انتخابات تاثیری ندارد، بعضی هم ممکن است به لحاظ اقتصادی تحت تاثیر برنامههای پیشنهادی قرار بگیرند. در مجموع مناظرههایی که در صدا و سیما انجام شد و برنامههایی که نامزدها اعلام کردند، باعث شد بسیاری از افرادی که جزو آرای خاکستری محسوب میشدند، به این جمعبندی رسیده باشند که در انتخابات شرکت کنند و نامزد مورد نظر خودشان را انتخاب کردند. در عین حال توصیه میشود کسانی که وابستگی به احزاب و جریانهای سیاسی ندارند و صرفا به صورت شخصی تصمیم میگیرند به برنامهها و شعارها نگاه کنند و اینکه عملکرد این جریانها در این مدت ۳۸ سال آیا در جهت توسعه و پیشرفت یا در جهت بازگشت به قهقرا بوده است، مشکلاتی برای مردم ایجاد کردند یا موانعی را از سر راه مردم برداشتند؟ با ملاحظه سوابق افراد در بخشهای مختلف حکومت، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی رویکردهایشان را مورد بررسی قرار دهند و با لحاظ کردن این برنامهها و رویکردها تصمیم خود را بگیرند و نامزد مورد نظرشان را انتخاب کنند. منظور از نامزدها، فقط ریاستجمهوری نیست و انتخابات شوراها هم مد نظر است. به دلیل اهمیت انتخابات ریاستجمهوری نمیتوان از انتخابات شوراها غفلت کرد. در انتخاب نامزدهای شوراها هم لازم است با همین رویکرد وارد شویم، یعنی کسانی که پاکدست هستند و در مسئولیتهایی که قرار میگیرند با فساد مبارزه میکنند، در جهت توسعه شهرها خدمت کنند و در جهت حفظ محیط زیست، حل مشکلات ترافیک، توسعه شهرنشینی و روستانشینی و توسعه اقتصادی و رونق اقتصادی کشور برنامه دارند. فراموش نشود در قبال آیندگان، زندگی و محیط زیست خود مسئول هستیم. مردم دیدگاه نامزدهایی که شعارشان دقیقا همان شعارهای ۱۲ سال قبل است و با وعده تقسیم کردن سرمایه اقتصادی کشور که از پول نفت و مالیات بهدستآمده را در کنار آن نگاهی بگذارند که میگوید ما اگر قرار باشد پول بلاعوض پرداخت کنیم به آن دهکهای پایین وابسته به کمیته امداد و بهزیستی میدهیم که قادر به انجام کار نیستند. کما اینکه در برنامه ششم توسعه و بودجه سال ۹۶ تصویب شد و دولت آقای روحانی از اول فروردین آن را اجرا و حقوق ماهانه و یارانه دریافتی تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی را ۳ برابر کرده است. همچنین میگوید آنچه بهعنوان سرمایه تهیه و پول وارد خزانه میشود را بهعنوان سرمایه تلقی کنیم و سرمایه را در سرمایهگذاریهای کلان، خرد، توسعه راهها، صنعت هوایی، ریلها، کشاورزی، مکانیزه کردن کشاورزی، آباد کردن روستاها، تقویت طرح سلامت اجتماعی روانی، سلامت درمان جسمی مردم و توسعه فرهنگی و اجتماعی کشور هزینه کنیم. این دو نگاه متفاوت است؛ یکی میگوید هرچه پول میآید من آن را خرج میکنم، یعنی مدیریتی که در ضعیفترین سطح خود شکل بگیرد که در هیچجای دنیا اینچنین نیست. در مقابل، نگاهی مطرح است که بودجه را صرف سرمایهگذاری میکند. آیا اینها با هم تفاوت ندارد؟ رأی دادن هم حق است، هم تکلیف است؛ حق است از این جهت که بالاخره کشور برای ماست. این آب و خاک متعلق به همه ماست؛ ۸۰میلیون ایرانی در برابر خون شهدا و سرزمین خود مسئول هستیم و نمیتوانیم نسبت به آن بیاعتنا باشیم.