آرمان ملی آنلاین - حمید شجاعی: بیش از سیزده ماه از روی کارآمدن دولت سیزدهم به ریاست سید ابراهیم رئیسی میگذرد و طی این مدت نیز عملکردهای مختلفی از سوی دولت در حوزههای متفاوت ثبت شده است. اما به روال دولتهای گذشته این عملکرد اقتصادی دولت است که برای مردم مهم است. لذا جامعه نگاه ویژه خود را به عملکرد اقتصادی رئیسی و مردانش دوخته است؛ عملکردی که با وجود تبلیغات پیرامون وجود برنامههای مدون اقتصادی در جهت حل مشکلات کشور و برون رفت از شرایط موجود به سمت وضع مطلوب اما هنوز آنطور که باید و شاید چندان مفید و موثر نبوده است. گرچه اقتصاد کهنه زخم دیرینه دولتهاست و صرفا متوجه این دولت نیست اما به نظر میرسد که با تدوین برنامهای دقیق و کارشناسانه مبتنی بر شرایط داخلی و بینالمللی و همچنین ایجاد تغییرات در بدنه اقتصادی دولت، اعم از تیم اقتصادی تا برخی وزارتخانهها بتوان شرایط را نسبت به قبل بهبود بخشید و میزانی از رضایتمندی را در جامعه ایجاد کرد. هرچه تمرکز دولت بر روی کارکرد خود باشد به نظر عملکرد بهتر و چنته پرتری خواهد داشت. البته به شرط تغییرات در سیاستها، برنامهها و برخی کارگزاران. در این راستا برای بررسی چرایی عدم تحقق وعدههای اقتصادی دولتهای مختلف و اقدامات موثر دولت مستقر برای برون رفت از شرایط موجود «آرمان ملی» با امیررضا واعظ آشتیانی، فعال سیاسی اصولگرا و معاون وزیر صمت در دولت نهم به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
طی سالهای پس از انقلاب دولتهای مختلفی روی کار آمدند؛ اما هیچ یک نتوانستند آنطور که باید و شاید در جهت عمل به وعدهها یا اهداف کلان حرکت کنند؛ از نظر شما این موضوع ناشی از چه علل و عواملی بوده است؟
من معتقدم که در گذشته دولتها از خودشان میراث خوبی برای دولتهای بعد به جای میگذاشتند. اگر ما این رویه را ادامه میدادیم و در گذشته و از بعد از دفاع مقدس این رویه جاری و ساری میشد که دولتها اتفاقات خوب را به عنوان میراثی برای دولت بعد میگذاشتند، هم دولتهای آینده میتوانستند راحتتر باشد و هم میتوانستند کارهای خود را بر اساس چشم اندازهای 5 ساله پیش ببرند. ولی متأسفانه گاهی شاهد بودیم که دولتها در حوزههای اقتصادی از خودشان نتوانستند میراث خوبی به ارمغان بگذارند تا جایی که باعث شده دولتهای بعدی به سختی بیفتند. البته همواره فراز و نشیب داشتیم و متأسفانه در حوزه اقتصادی همیشه سینوسی حرکت کردیم. به این دلیل که دولتها به برنامه پنج ساله کم توجه بودند. نکته بعدی اینکه در حوزه اقتصادی نتوانستیم به نقاط مشترکی بین دولتها برسیم. لذا اقتصاد در دولتهای مختلف به صورت سلیقهای اعمال شد و کمتر من خودم شاهد بودم که دولتها بر اساس برنامه 5 ساله جلو بروند. البته نه اینکه نرفتند بلکه توجه ضعیفی به برنامههای پنج ساله داشتهاند. چقدر خوب است که همه آنقدر منصف باشیم که مسائل را فارغ از نگاه سیاسی و مبتنی بر بحث کارشناسی دنبال کنیم. در مورد دولت فعلی نیز باید بگویم؛ نکته مهم اینجاست که دولت آقای رئیسی چالشهای اقتصادی که در گذشته ایجاد شده را آرام آرام برطرف میکند و برای برطرف کردن آن نیز باید تبعاتی را بپذیریم. اگر دولت یک اقتصاد سالم در اختیار داشت و حداقل به لحاظ نسبی مناسب در دست میگرفت آن زمان میتوانستیم قضاوت کنیم که دولت در مسیر درست حرکت میکند یا خیر. اما در اقتصادی که هیچکس مسئولیت را نمیپذیرد و هر دولتی موضوع را به گردن دولت قبلی میاندازد و دولت بعدی هم مشکلات را به دولت ماقبل خود منتقل میکند نمیتوانیم قضاوت داشته باشیم کارهایی که انجام میشود درست است یا نه. آنچه مسلم است ما در برنامهریزی 3 فاز داریم. فاز کوتاه مدت، فاز میان مدت و فاز بلندمدت. برخی از دولتها به صورت رندی برخی مسائل را به برنامههای بلند مدت حواله میدهند. در صورتی که اگر برنامههای بلندمدت داشته باشند؛ آن برنامهها امروز باید خود را نشان داده باشد. برنامهریزی میان مدت نیز باید در یک مقطع زمانی خود را نشان دهد. لذا نتیجه گیری میکنیم که تمام مباحث اقتصادی کشور کوتاه مدت و مسکنوار است. ای کاش مسکنی پیدا شود که درمان داشته باشد. برنامههای کوتاه مدت نیز همراه با درمان نیست. بلکه یک مسکن مقطعی است که به دلیل عدم نگاه کارشناسانه منجر به یک اتفاقات سختتری میشود.
از دیدگاه شما در دولت فعلی باید چه اقدامات و رویکردهای اقتصادی در دستور کار قرار گیرد تا شرایط کشور بهتر شود؟
به اعتقاد و باور من بزرگترین کار دولت آقای رئیسی این است که دولت را چابک کند و از این متورم بودن نجات دهد. درست است که رئیسجمهور وارث یک دولت فربه و چاق شده که همه چیز در اختیار دولت است. یا حداقل 85درصد امور در اختیار دولت است. لذا دولتی که 85 درصد اقتصاد را در اختیار دارد باید درباره گران شدن سیبزمینی و گوجه فرنگی و خیار گرفته تا بال مرغ و پای مرغ پاسخ دهد. چون یک اقتصاد دولتی را پیگیری میکنیم. من معتقدم در این فضا که منتقدین نسبت به عملکرد اقتصادی دولت ایراد میگیرند این مساله را در نظر بیاورند که اقتصاد دولتی است و اقتصاد دولتی را با چه سازو کاری به این سمت ببریم که طبق قانون اساسی بخش خصوصی غالب شود. قانون اساسی میگوید که اقتصاد مبتنی بر خصوصی، دولتی و تعاونی است. لذا دولت آقای رئیسی باید آن برنامهریزی را عملی کند که به سمت فعال سازی بخش خصوصی، کوچک کردن و چابکسازی کردن برنامه دولت حرکت کنند. یکسری مسائل در اختیار دولت است و بخش قابل توجهی از سازمانها و شرکتهایی که دولت دارد از گذشته تاکنون زیان میدهند و دولت نیز همه ساله رقم قابل توجهی به اینها سوبسید و تاوان زیان میدهد برای اینکه آن شرکتها فعال بمانند. نزدیک112 شرکت دولتی براساس برآوردهای انجام شده زیانده هستند حال شما نگاه کنید وقتی بخشی از بودجه را برای شرکتهای زیان ده اختصاص میدهیم انتظار دارید اقتصاد کشور چگونه شود؟ اینها همه به این مساله برمیگردد که اقتصاد ما بیمار است. لذا اگر پدر علم اقتصاد و پدر علم مدیریت را هم بیاوریم تازمانی که قانون اساسی را محقق نکنیم راه به جایی نخواهیم برد. اگر قرار باشد که با همین فرمان که در این دههها گذشته پیش رفتیم ادامه دهیم اقتصاد ما راه خود را پیدا نخواهد کرد و باید برویم به سمتی که راه مناسب را از طریق مسیریابی انتخاب کنیم و جراحی اقتصادی را به فربه کردن دولت نبینیم. بلکه جراحی را از اینجا شروع کنیم که خصوصی سازی را بهطور منطقی و منصفانه عملیاتی کنیم. تعاونیها را فعال کنیم. خیلی از کشورهای دنیا موفقیتهایشان در تعاونیها بوده است. دولتها همیشه سیاستگذار و نظارتگر بودند. امروز هم اگر میبینید مردم بابت مسائل اقتصادی در مشکل هستند برای این است که دولتهای ما دولتهایی نبودهاند که درد مردم را برطرف کنند. فقط به دنبال این بودند که در هر موردی موضوعی، مقطعی و مسکن وار عمل کنند؛ فارغ از اینکه این کار در آینده مشکلات عدیدهای را ایجاد خواهد کرد.
همه دولتها زمان روی کارآمدن و حتی در خلال گذران مدت زمان فعالیت خود صرفا شعارهایی را دادند و همه مشکلات را نیز میراث دولت قبل خواندند و هیچ گونه پاسخگویی هم نداشتند؛ این موضوع را چگونه آسیبشناسی میکنید؟
مقام معظم رهبری چه برای نمایندگان مجلس و چه برای روسای دولتهای قبل از اینکه انتخاب شوند فرمودند «حرفهایی را بزنید و شعارهایی را بدهید که به عمل نزدیک باشد» لذا چه در کاندیداهای ریاستجمهوری و چه مجلس صحبتهایی مطرح شود که جنبه عملیاتی داشته باشد و بتوانند همه موضوعات را که قابل حل است در کنار هم قرار دهند. ما فقط به دنبال حل کردن موضوعات در مقطع کوتاه مدت هستیم و ریشهای به مسائل نمیپردازیم. وقتی ریشهای به مسائل نمیپردازیم عاقبت این میشود که مشکلات را مثل درخت هرس کرده و بیشتر کنیم که علت این موضوع نیز دولتی بودن اقتصاد است. صاحب نظران باید بیایند این موضوع را به نحوی پیشنهاد دهند که این مشکل دولتی بودن با چه سازو کاری حل شود. ما میگوییم که مشکلات به دست مردم سپرده شود و یا بخش خصوصی کار را به دست بگیرد اما همه اینها ساز و کار دارد و اینگونه نیست که همه چیز به راحتی اتفاق بیفتد. مجلس و دولت باید مصمم باشند و به سمتی بروند که اقتصاد کشور را به سمت توسعه، رشد و پویایی حرکت کند. هرچند که این موضوع در یک دوره چهارساله مجلس یا حتی 8 ساله دولت امکان پذیر نیست و هر دولت و مجلسی اگر 10 تا 15 درصدکار را رقم بزند طی 30 سال آینده اقتصاد کشور در کانال درست و صحیحی خواهد افتاد. واقعیت امر این است که جز این اتفاق راهی نداریم. امروز یک اقتصاد به هم ریخته داریم که با هیچ معجونی نمیتوانیم مشکل را حل کنیم بهخاطر اینکه هر دولتی آمده این اقتصاد را به گونهای به ایدههای خود گره زده که حال باز کردن آن گرهها و ایدهها و اصلاح امور در بخش اقتصادی با چالش مواجه شده است.
همواره میان مطالبات مردم و آنچه دولتها میگویند شکاف زیادی وجود دارد و گرچه دولتها همواره بر رفع مطالبات مردم تاکید میکنند اما روند امور نشان دهنده عدم رفع مطالبات مردمی است؛ اساسا این دوگانه را چگونه تحلیل میکنید؟
متأسفانه به دلیل آنکه تحزب در کشور ما ضعیف است خیلی از این دست مسائل در آن دیده نمیشود. در کشورهای دیگر احزاب بهطور واقعی فعالند، تیم و برنامه دارند. یک حزبی که پیروز میشود در مسائل مختلف تیم کارآمد و برنامه دارند و همه نیروها را در عرصههای مختلف در اختیار دارند. اما تحرکات حزبی ما در کشور ضعیف است و اصولا کسانی که در انتخابات ریاستجمهوری در ایران انتخاب میشوند فاقد یک تیم منسجم و یکدست هستند و این خود آسیب میزند. از این جهت است که میگویم تحزب نقشی اساسی دارد. اگر ما تحزب داشته باشیم مردم میدانند که به کدام حزب رأی دهند و آن حزب چه برنامه و مباحثی دارد. لذا مردم با یک مطالعه جامع به برنامههای حزب رأی میدهند. مردم به قیافه کاندیدا یا طرز بیان خوب رأی نمیدهند بلکه به برنامه کاندیداها رأی میدهند. اگر تحزب فعالی داشتیم امروز شاهد آن بودیم که مردم به کسانی رأی میدادند که تیم و برنامه داشتند. اگر گاهی مطالبات مردم در ادوار گذشته مغفول و روی زمین مانده در اثر فقدان تحزب در کشور است. وقتی هر دولتی در مسائل مختلف به ویژه مسائل اقتصادی اعمال سلیقه میکرده بیشتر از این نباید انتظار داشت. امروز ما میبینیم مردم به لحاظ اقتصادی در تنگنا قرار دارند و سبد اقتصادی آنها کوچکتر شده و گزینههای اقتصادیشان تحلیل رفته است. منشأ همه اینها بدین جهت است که طی سالهای متمادی اقتصاد کشور سلیقهای اداره شده، تحزب و تیم هم نداشتیم.
دولت فعلی از زمان روی کارآمدن بارها مشکلات را به گردن دولت روحانی انداخته در حالی که خود آقای رئیسی در تبلیغات انتخاباتی گفته بود یک بار برای همیشه مساله دولت قبل بوده را کنار بگذاریم؛ از دیدگاه شما بهتر نیست دولت امروز پس از سیزده ماه به جای پرداختن به دولت قبل از کارکردها و عملکردهای خود بگوید؟
من فکر میکنم که رقبا گاهی بیاخلاقی کرده؛ انصاف را رعایت نمیکنند و چون انصاف رعایت نمیشود گرچه شعار این دولت این بوده که به دولت قبل کاری نداریم ولی عوامل دولت قبلی که خودشان مسبب به وجود آمدن وضع موجود در آن زمان بودند امروز مدعیالعموم شدهاند. لذا دولت هم باید از خود دفاع کند. آقای رئیسی ابتدای ریاستجمهوری خود تکلیف دولت قبل را روشن کرد. اما کسانی که متهمان و مقصرین دیروز بودند امروز در جایگاه خواهان نشستهاند. این باعث میشود که هم طرفداران این طیف و هم دولت برای روشن شدن افکار عمومی مطالبی را مطرح کنند چرا که اگر این رویه پیش گرفته نشود تمام آن اتفاقات و تصمیماتی که در آن مقطع گرفته شده به دولت فعلی سر ریز میشود. این منصفانه نیست که منتقدین به گونهای صحبت کنند که انگار آقای رئیسی یک دولت بیعیب و نقص تحویل گرفته و حالا آنها تخریب میکنند. نکتهای که وجود دارد اگر اخلاق سیاسی رعایت شود و حب و بغض سیاسی نباشد میتوان گفت که خودش یک گام رو به جلو است که کشور را رو به جلو اداره کنیم. از اینکه گاهی شاهدیم در یک دولتی موفقیتی به انجام میرسد و رقیب ناراحت میشود این خیلی بد است. این انصاف نیست چراکه به هر جهت همه ایرانی هستیم و باید برای انقلابمان ارزشها را مدنظر بگیریم و منافع کشور را فارغ از مسائل سیاسی و جناحی در نظر بگیریم.