آرمان ملی آنلاین -فرانسه، آلمان و بریتانیا روز شنبه اعلام کردند در خصوص تعهد تهران برای دستیابی به نتیجه مثبت در مذاکرات احیای توافق هستهای 2015 موسوم به برجام تردید جدی دارند و تهران در واکنش به بیانیه برجامی تروئیکای اروپایی باید مسئولیت نتایج را نیز بپذیرد. واقعیت این است که با هر روز که زمان میگذرد، مذاکرات احیای برجام سختتر و پیچیدهتر میشود ولی هنوز به معنی خاتمه روند مذاکره نیست بلکه دارد وارد یک مرحله پیچیدهتری میشود که احتمالا روش و قاعده بازی باید تغییر بکند. به نظر میرسد ایران و آمریکا محاسباتشان در مورد یکدیگر خیلی درست نبوده و شاید ایران حساب میکرد چنانچه آمریکا به انتخابات میان دورهای نزدیک شود به موفقیت در مذاکره نیاز دارد بنابراین اگر به آمریکا فشار بیاورد آنها کوتاه میآیند و قبل از انتخابات شاید نتیجه بهتری حاصل شود. متقابلا آمریکاییها فکر میکردند ایران تحت فشار اقتصادی است و اگر بر خواستههای خود سختگیری و پافشاری کنند، نهایتا انعطاف نشان خواهد داد اما هیچکدام از این دو درست از آب درنیامد و چون محاسبات اشتباه از آب درآمد، خروجی این شد که فعلا مذاکرات نتیجه بخش نباشد. ولی هنوز نمیتوان گفت که مذاکرات قطعا شکست خورده و دیگر صورت نخواهد گرفت. برای اینکه گزینه بعدی یا پلان B دو طرف بسیار پرهزینه است و نهایتا آمریکا و ایران نمیخواهند روابط و مسائل مربوط به پرونده هستهای وارد آن مرحله شود. اگر مرحله احیای برجام صورت نگیرد، بلافاصله آمریکا با کمک اروپاییها که با این بیانیه نشان دادند آمادگی زیادی دارند وارد یک اجماع جهانی میشوند که فعالیت هستهای ایران را از نظر صلحآمیز بودن کلا زیر سوال ببرند و به عنوان یک موضوع تهدید صلح و امنیت بینالمللی مطرح کنند و در صورتی که در شورای امنیت موفق نشوند اقدامی انجام دهند قطعا مکانیسم ماشه را فعال خواهند کرد. ضمن اینکه مرتبا به ایران تکرار خواهند کرد که تمام گزینهها از جمله گزینه نظامی روی میز است. در این صورت یا آمریکا و متحدانش باید تسلیم ایران شوند که امر بعیدی است و اگر تسلیم نشوند، باید واکنش شدیدی که بازدارندگی قطعی داشته باشد از آنچه آنها ادعا میکنند - یعنی از دستیابی ایران به سلاح هسته ای- انجام دهند. بنابراین آن مرحله بسیار پیچیده و پرهزینه و تبعاتش غیرقابل پیش بینی است. از این رو به نظر میرسد طرفین ترجیح میدهند فعلا وارد آن مرحله نشوند از این جهت شکست و پایان مذاکرات را اعلام نمیکنند. فشارهای دیپلماتیک و روحی و روانی به همدیگر وارد میکنند ولی هنوز شکست را قطعا اعلام نخواهند کرد و مسیرهایی برای ادامه مذاکرات باز خواهند کرد. محاسبه اشتباه دیگری که از سوی ایران انجام شد این بود که گمان میکرد اروپاییها با نزدیک شدن به فصل سرما به نفت ایران نیاز دارند درحالی که اولا، نفت ایران بلافاصله به آن صورت قدرت افزایش ندارد و به هیچ وجه هم امکان جایگزینی به جای روسیه را ندارد چون روسیه در روز حداقل شش تا هفت میلیون بشکه تولید میکند و ظرفیت بالاتری هم دارد. ایران درصورتی که خیلی تلاش کند در کوتاه مدت بتواند یک میلیون بیشتر از تولید فعلی به بازار وارد کند و معلوم نیست چقدر از این میزان به اروپاییها برسد. بنابراین اروپاییها از این جهت خیلی آنگونه تحت فشار نیستند یا حداقل روی ایران این حساب را باز نمیکنند که بتواند مشکلشان را حل کند و به دنبال جایگزینهای دیگری هستند و احتمالا هم مطالعاتی کردهاند که از کجا بخشی از انرژی مورد نیاز خود را تامین کنند. در این صورت ایران نمیتواند از این اهرم استفاده خیلی زیادی ببرد هرچند که به ایجاد آرامش در بازار کمک میکرد ولی نمیتواند جایگزین شود و مشکلات را حل کند. بنابراین در محاسبات باید میزان اهمیت جایگزینی نفت ایران یا ورود نفت ایران به بازار بینالمللی درست محاسبه میشد. کارشناسان ایران که مورد مشورت تیم مذاکره کننده هستند در انجام مذاکرات دقت خوبی به کار نبردند و شاید یکسری دلایلی باشد که باعث شد مذاکرات تا اینجا به نتیجه نرسد.