آرمان ملی آنلاین - خبر درگذشت آقای نویسنده در غربت، بسیار ناراحت کننده بود. هرچند که همه میدانستند که او از بیماری سرطان رنج میبرد اما باز هم غم از دست دادن هنرمند نخبهای که هنوز، سالهای دیگری برای آفرینش، زمان داشت، بر قلبها سنگینی میکرد. معروفی، رماننویس، نمایشنامه نویس، شاعر، ناشر و روزنامهنگاری بود که در کشور آلمان اقامت داشت. متولد اردیبهشت ماه سال 1336 بود و نخستین مجموعه داستان خود با نام «روبهروی آفتاب» را در سال 1359 در تهران منتشر کرد. او فعالیت ادبی خود را زیر نظر هوشنگ گلشیری و محمدعلی سپانلو آغاز کرد و در دهه 60 با چاپ رمان «سمفونی مردگان» در عرصه ادبیات ایران به شهرت رسید. آقای معروفی، مدیرمسئول و سردبیر مجله «گردون» هم بود که محل انتشار آثار روشنفکران ایرانی در سالهای بین 1369 تا زمان توقیف در سال 1374 بود. او چندین بار در زمان زندگیاش در ایران، بهخاطر رویکرد روشنفکرانه و منتقدانه تحت فشار برخی جریانهای فکری قرار گرفت و سرانجام پس از توقیف مجله گردون مهاجرت کرد. خودش دلیل ابتلایش به بیماری سرطان را غصه خوردنهایش میدانست. زمانی که میخواست از بیماری خود خبر بدهد، در صفحه اینستاگرامش نوشت: «سیمین دانشور به من گفت: غصه یعنی سرطان! غصه نخوری یکوقت، معروفی!» و من غصه خوردم.
ایام تلخ جامعه ادب وهنر کشور
مهاجرت؛ این واژه غریب و حالا دیگر کشنده. آنچه روز به روز، شماری از نخبگان سرزمینمان را به کام خود میکشد تا هم کشور از حضور و وجود شایستهترین فرزندانش محروم شود، هم سرنوشتی نامعلوم در آن سوی مرزها انتظارشان را بکشد. آمار مهاجرت از ایران و آنچه از آن تحت عنوان فرار نخبگان یاد میشود، رو به افزایش است. و این تنها مربوط به اقشار هنرمند جامعه نیست. همین چند وقت پیش، رئیس کل سازمان نظام پزشکی کشور، گفته بود که «کشوری مثل عمان مثل جارو برقی درحال جذب گروههای پزشکی ما در رشتههای مختلف است.» او به مشکلات این قشر از جامعه اشاره کرده بود و با بازکردن میزان درآمد آنها و تنگناهایی که در آن قرار گرفتهاند، توجیه کرده بود که درصد بسیار بالایی از ورودیهای پزشکی در دانشگاه تهران، که درواقع صد نفر اول کنکور سراسر و از نخبگان و ژنهای خوب کشور محسوب میشوند، مهاجرت میکنند. روز گذشته هم رئیس سازمان نظام پزشکی اهواز، خبر داده بود که «در یک سال اخیر300 گواهی برای مهاجرت کادر درمان صادر شده است.» او با بیان اینکه آمار دقیقی از مهاجرت پزشکان در ایران وجود ندارد، گفته بود که «با توجه به نقش پزشکان در تامین سلامت و نجات جان مردم و همچنین تلاشهایی که در زمینه خودکفایی پزشکی انجام شده، مهاجرت پزشکان بسیار مهم است و باید ببینیم چرا داریم افرادی را که برای بهرهبرداری آماده کردهایم، از دست میدهیم.»محمدعلی ابطحی، روحانی شناخته شده اصلاحطلب که با انتشار پستی در اینستاگرام، به مرگ عباس معروفی واکنش نشان داده بود با ما از مهاجرت نخبگان سخن میگوید. او درگذشت آقای معروفی را خبر تلخی دانسته و گفته بود که «چه ایام تلخی بر جامعه ادب وهنر کشور میگذرد.»
برخی از مهاجرت نخبگــــان و فرهیختگان، منتفع میشوند
معاون پارلمانی دولت اصلاحات، به «آرمانملی» میگوید: بخشی از مهاجرت برای زندگی بهتر است که از همه جای دنیا و همه کشورهای پایینتر به سمت کشورهای توسعه یافتهتر انجام میشود اما بخشی از آن به آسیبی مربوط میشود که در اثر کوچ کردن مغزهای تربیت شده درون کشورها متوجه جامعه میشود و این بخش، بیشتر آن کشور را اذیت میکند.»او ادامه میدهد که «کل دوران آموزش با امکانات و اموال ایران انجام میشود و موقع بهرهبرداری، آنها به خارج از کشور میروند و در حقیقت اینجا مرکزی میشود برای تربیت نخبه برای سایر کشورها و این خیلی به کشور آسیب میرساند. و این طبیعی است که باید خیلی نگران موجهای مهاجرت نخبگان و فرهیختگان کشور بود.» به گفته محمدعلی ابطحی، ما کلاس و تعلیم و تربیت برای پیشرفت کشورهای دیگر نباید باشیم و باید به فکر پیشرفت کشور خودمان باشیم. ابطحی با اشاره به اینکه هر زمان مشکلات در کشور بیشتر میشود، مهاجرت هم بیشتر میشود، توضیح میدهد که «زمانی که نخبگان و فرهیختگان جامعه حس کنند که در مدیریت کشور نقش ندارند و یا برای آنها آینده قابل قبولی در کشور وجود ندارد و کسی و جایی وجود ندارد برای اینکه از تحصیلات و تخصص آنها استفاده کند، طبیعی است که دست به مهاجرت میزنند و این باید نگرانی اولیه و اصلی مسئولان کشور باشد که این اتفاق را مهار کنند.»این روحانی میگوید: «کسانی هم هستند که ممکن است تصور کنند، رفتن چهرههای نخبه و مهاجرت آنها، به نفع آنهاست یا حداقل ضرری برای آنها ندارد بهخاطر اینکه ممکن است بحثها و انتقاد کمتری در میان فرهیختگان و نخبگان به وجود میآید و این روند، میتواند به نفع آنها باشد.» ابطحی به بحث مهاجرت عباس معروفی، نویسنده تازه درگذشته ایرانی اشاره میکند و میگوید: «در دورهای در سالهای قبل از دولت اصلاحات، فشاری بر روی بخشهای ادبی و نویسندگان گذاشته شد. مسئلهای که منجر به تعطیلی مجله گردون(به مدیرمسئولی و سردبیری عباس معروفی) و فضای سختی برای نویسندگان به وجود آورد و ادامه آن تا اوایل دوران آقای خاتمی کشیده شد که خب البته مهار شد. آن فشارها آقای معروفی را به خارج از کشور کشاند.»البته ابطحی به این نکته هم اشاره میکند که «آقای معروفی ارتباطشان با داخل کشور قطع نشده بود و کلاسهای ثابت و آنلاینی برای داخل کشور داشت و آموزشهای آنلاین و از راه دوری گذاشته بود برای خیلی از افراد در داخل کشور و تلاش خوبی داشت.»اما چه باید کرد که مهاجرتها کمتر بشوند؟ به گفته ابطحی، «مسئولین باید از نخبگان خود قدرشناسی کنند و بپذیرند که این چهرهها و اندیشهها و این صاحبان تفکر میتوانند آینده ایران را بسازند. مسئولین باید سختگیریهای مدیریتی را به مباحث فنی و آشنایی با محتواهای فنی و علمی تبدیل کنند و از این راه بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.»اما پس از مهاجرت چه اتفاقی میافتد؟ آقای معروفی از غصهای یاد کرده بود که منجر به بیماری سرطانش شده بود. ابطحی در این مورد میگوید: «طبیعی است برای هیچکسی در هیچ جای دنیا، زندگی خارج از کشورش شیرین نیست، به خصوص وقتی امکان بازگشت وجود نداشته باشد. و سخت خواهد گذشت. هنوز هم خیلی از خانوادهها تصورشان از مهاجرت زندگی بهتری است که متأسفانه به آن نمیرسند.»