آرمان ملی آنلاین - از سوی دیگر مشخص هم نیست که دولت این توان را دارد که از فردای روز اجرای برجام از این فرصت استفاده کند. هدایت آقایی فعال سیاسی و عضو سابق حزب کارگزاران سازندگی در این ارتباط و در گفتوگو با «آرمان ملی» اعلام کرد که برجام نمیتواند تمام موانع توسعه را بردارد. با هم این گفتوگو را میخوانیم.
امید به احیای برجام بعد از عدم ارسال پالس منفی از سوی ایران و اروپا افزایش یافته است. از این منظر برخی و مجددا در مخالفت علیه برجام حرف میزنند و برخی هم بهشدت از آن حمایت میکنند. این دوگانگی در ارتباط با توافق وین ریشه در چه دارد؟
نگاه به برجام باید تغییرکند. طیفهای سیاسی در ایران هرکدام انتظارات خاص خود را از این توافق نامه دارند. برخی معتقدند برجام معجزه فوقالعادهای است و بعد از بازگشت آمریکاییها و احیای برجام آن منابع سرشار به کشور سرازیر میشود. در نتیجه این منابع اتفاقات خاصی و فوقالعادهای در زندگی مردم و توسعه چرخ اقتصاد در ایران خواهد افتاد. برخی هم چنان به برجام با دید ناامیدی نگاه میکنند که گویا برجام یک ضرر است و هیچ گونه کارایی ندارد. هر دو دیدگاه در ارتباط با این توافق نامه، اشتباه است. برجام توافق نامهای است که اگر کاملا اجرا شود یک چالش را از پیش پا بر میدارد. در این معنا که به علت برخی تحریمهای آمریکا علیه ایران دست اندازهایی در داد و ستد ایران به وجود آمده که بر مبنای برجام قابل حل و فصل خواهد بود، اما این در آن معنا نیست که با امضای برجام تمامی مشکلات اقتصادی ایران چه آنهایی که بعد داخلی دارد و چه آنهایی که بعد خارجی دارد؛ حل و فصل خواهد شد.
درنهایت قدرت برجام بعد از اجرا چه میزان است و آیا میتوان با اتکا به برجام سایر حوزههای اختلافی با غربیها را هم کاهش داد؟
اگر برجام اجرایی شود مشکلات دیگری وجود دارد که تعامل اقتصادی ایران با اروپا ادامه یابد. با برجام تنها چالش هستهای کنار خواهد رفت و سایر تحریمهای مربوط به حقوق بشر و... علیه تهران باقی است. به طوری که با وجود برجام هنوز در حال چالش با برخی کشورها بر سر موارد اختلافی خواهیم بود. این موارد در معنای باقی ماندن منازعه ایران با این کشورها به رغم تصویب برجام است. چالشهای دیگری هم پیش روی ایران حتی با برجام وجود دارد. چالشهای فکری و در حوزه اندیشه هم پیش روی تهران باقی است. جمهوری اسلامی برخی از مواضع غرب را قبول ندارد و علیه آن مواضع، موضع دارد. برجام هم دارای درون مایه فنی در ارتباط با مساله هستهای است و نمیتواند بر سایر حوزههای تنشی ایران با این کشورها اثرگذارد.
درسایر حوزههای تحریمی مانند تحریمهای حقوق بشری و نفتی و... چه باید کرد تا چماق تحریم از سر حوزه صادرات انرژی در ایران برداشته شود و ایران بتواند از ظرفیتهای صادراتی خود استفاده کند؟
برجام قدم مهمی است و میتواند هزینههایی ایران را کاهش دهد. خریدهای خارجی ایران در شرایط تحریم با هزینه بالاتری باید صورت گیرد اما چالشهای گذشته ایران همچنان باقی است. از این منظر باید چنین مسائلی در سطح ملی مطرح شود و مورد بازنگری قرار گیرد. از این منظر باید در سطح ملی بازنگریهایی در برخی امور صورت گیرد.
برجام در دولت روحانی حداقل در حوزه روانی توانست اثرگذار باشد، اکنون اما در آستانه تصویب برجام نیز شاهد تحول شگرفی در بازار نیستیم. آیا تصویب برجام میتواند حداقل از نظر روانی بر اقتصاد اثرگذار باشد؟
در قبل از تصویب برجام تنها چند سال تحریم بودیم، جهان امروز هم با جهان آن روز تفاوتهای آشکاری دارد. امروز ایران بهخاطر تحریمهای ظالمانه بسیاری از بازارهای صادراتی خود را از دست داده است. بازارهایی که در حوزه انرژی دارا بودیم توسط برخی کشورها مصادره شده است. همچنین در طول سالهای گذشته مشکلات بسیاری ایجاد شده که بعد از برجام باید رفع گردد. بسیاری از طرحهای عمرانی در سالهای اخیر به علت فقدان بودجه خوابیده و سالانه حداقل10 درصد هم مستهلک شدهاند. در این معنا که برخی سرمایهگذاریها در پروژهها عملا از بین رفته است و باید جایگزین شوند. حتی اگر از بین نرفته باشند، باید تکمیل شود. در صنایع نفت و گاز نیز باید ارقام خیلی کلانی سرمایهگذاری کرد تا از فضای ایجاد شده بتوانیم به خوبی استفاده کنیم. امروز حتی روسیه هم وارد بازار ایران در حوزه انرژی شده است. کار بسیار مشکلتر از زمان آقای روحانی است و دولت فعلی با مشکلات زیادی روبهروست. برخی از مدیران فعلی دولت هر مقدار هم بخواهند دلسوزانه و پرتلاش کار کنند اما توان مدیریتی مطلوبی ندارند.
چرا دولت نمیتواند از فضای پسا برجام همانند دولت روحانی استفاده کند؟
دولت در نوع پیگیری مسائل فرهنگی در حوزههایی مانند موسیقی و تعامل با هنرمندان و حجاب و... با نقدهایی روبهرو است. ضمنا برخی نیروهای اجرایی که به تازگی وارد امور اجرایی شدهاند دارای تجربه کار اجرایی در سطح کلان نیستند. برخی مدیران اقتصادی یا کارنامه و یا تجربه مشخصی در این حوزه ندارند. این عدم ظرفیت برای مسئولیتهای کلان باعث خواهد شد نتوانیم از فضای ایجاد شده از برجام استفاده کامل کنیم یا حداقل با چالشهای حوزه ارز و نقدینگی برخورد کنند تا وضعیت اقتصادی در مقایسه با قبل بهتر شود.
با وجود این نقدها به دولت اما برخی معتقدند امروز هم ساختار حاکمیت به سه قوه همراهی تام دارند و سران سه قوه نیز از یک جنس هستند. از این رو دولت میتواند باسرعت و قدرت بیشتری مشکلات را حل کند. این مورد تا چه میزان منطقی است؟
هیچگاه یکدستی در حاکمیت به نفع رفع مشکلات کشو نبوده است. تصور میکنیم که اصولگرایان سه قوه کشور را در دست دارند و مشکلی با هم ندارند اما به وضوح محسوس است که انتظارات آنها از هم بسیار زیاد است. برخی همراهی سه قوه با هم را موجب اقدام دولت در حذف ارز 4200 تومانی میدانند. حال اینکه چارهای جز حذف آن نبود. ظرفیت ارز بری ایران چنان بالاست که همه چیز نیازمند ارز است و در شرایط تحریمی نیز امکان تحصیل ارز زیاد نبود. در نتیجه به تزریق ارز4200 تومان به اقتصاد پایان دادند تا مصرف ارز کمتر شود. در گذشته هم مجلس و دولت با وجود اینکه دو طیف متضاد هم بودند، اما در بسیاری از مواقع به راهحل مشکلات کشور میرسیدند. از این رو یک دستی قوا را از باب نکات و چالشهایی که همه به آن مبتلا هستند، صحیح میدانم و از باب اینکه این یک دستی باب اختلاف نظر جدیدی نباشد، خیر. همین مجلس و همین دولت که یکدست هستند در درون خود اختلاف نظر دارند.
بعضا از سوی برخی مسئولان فرهنگی اعلام میشود که لیستی چند نفره از ممنوع التصویرها منتشر خواهد شد یا برای برگزاری یک کنسرت مشکلاتی ایجاد میشود. چنین اقداماتی برای هر دولتی تا چه میزان اثر منفی دارد؟
امروز برخی از شخصیتهایی فرهنگی که در حوزه سیاست هم چندان ورود نمیکنند در مسائل صنفی خود وارد مسائل سیاسی شدهاند. دولت نباید اجازه این رویکرد را در مواجهه با هنرمندان بدهد. قشرهای دیگر هم نیازهایی دارند که باید توسط دولت مد نظر گرفته شود. بازنشستگان و معلمین از جمله این افراد هستند که در حال حاضر درخواستهای صنفی دارند. باید به طوری از فضای نسبتا مناسبی که بین قوا وجود دارد در جهت رفع و رجوع کردن مشکلات استفاده کنند. البته مشکلاتی وجود دارد و ممکن است در سایر سطوح دولت با مشکلاتی روبهرو شود که نیازمند یاری جامعه باشد.
پس این احتمال را میدهید که دولت مثلا در سال آینده بخواهد قیمت حاملهای انرژی را آزاد کند و در نتیجه نیازمند تعامل با جامعه است و تعامل با گروههای صنفی مانند هنرمندان و.... را از هم اکنون باید در دستور کار قرار دهد؟
شاید همان طور که چارهای جز حذف ارز 4200 تومانی نبود فردا روزی دولت به این نتیجه برسد که قیمت حاملهای انرژی از گاز و برق تا بنزین و... را اصلاح کند. در این صورت نیازمند تعامل با جامعه است و دولت باید با گروههای مرجع در ابتدای راه تعامل کند، سپس با مردم تعامل کند. مشکل آن جاست که در این کشور رئیسجمهور از گران شدن بنزین تا شب عملیاتی شدن خبر ندارد. در نتیجه مردم هم آماده نیست. به اقتصاد هم شوک وارد میشود و اقتصاد به هم میریزد.