آرمان - مخاطبان این نوشته آن دسته از شهروندان ایران زمین هستند که به دلایل گوناگون معتقدند نباید در انتخابات شرکت کرد یا مردد هستند. با توجه به شرایط معیشتی دشوار اقشار مختلف و عدم رضایت از برخی امور دیگر که محصول ناکارآمدی، خودخواهی و متوهم بودن برخی سیاستورزان رسمی و غیر رسمی است، عدم تمایل برخی شهروندان به شرکت در انتخابات قابل درک است، اما با وجود این، ضرورتا باید گفته شود منافع و امنیت ملی، اموری مقطعی، جناحی یا فردی نیستند. دشواریهای گوناگون کشور هم قابل لمس و هم قابل درک هستند و اینکه صرفا بیان آنها، راهکارهای ضروری برای حل و فصل آنها را در اختیار ما نمیگذارد. بنابراین نه بیان یا انگشت گذاشتن بر دشواریها، کاستیها و آرزوهای شهروندان، بلکه کاندیداها موظفند راهکارها، طرحها و راهبردهای واقعبینانه، کارآمد، عملی و قابل ارزیابی برای حل و فصل دشواریها ارائه کنند. سوالی که میتوان پرسید اینکه چه کسانی قرار است راهکارها و راهبردهای ضروری برای برطرف کردن درد و رنج شهروندان را به ما بدهند؟ راهکار مخالفان شرکت در انتخابات برای بهبود امور ملموس و دشوار شهروندان چیست؟ آنها باید توضیح دهند با شرکت نکردن در انتخابات چگونه انتظار دارند شرایط بهبود یابد؟ نکند آنهایی که مخالف شرکت در این وظیفه مهم هستند خیال میکنند دشمنان خارجی این کشور دلسوز آنها هستند و قرار است راهکارهایی برای حل و فصل درد و رنج شهروندان عرضه کنند؟ شاید بزرگترین عامل دشواریهای کشور، عدم واقعبینی و رفتار، اندیشهها و عملکرد احساساتی برخی نخبگان کشور باشد. در هیچ کجای تاریخ و جهان سیاستورزی، اندیشهها و عملکرد احساساتی موجب توسعه، آرامش، امنیت و رفاه شهروندان نشده است. شرکت نکردن در انتخابات به معنی پایان آیندهنگری، امید، سختیهای بیشتر، دخالت بدخواهان شرقی و غربی در امور داخلی و تقدیم کردن مدیریت کشور به افرادی است که آگاهانه یا ناخودگاه منافع و امنیت ملی را فدای منافع فردی و گروهی میکنند. اینکه برای بهبود شرایط داخلی امید به غیر از نیروهای داخلی داشته باشیم یک خطای تاریخی و تشخیصی با پیامدهای ویرانکننده و غیر قابل جبران خواهد بود. با وجود بدخواهان منطقهای، فرامنطقهای و برخی سیاستبازان سوداگر داخلی، منافع و امنیت ملی شدیدا نیازمند مشارکت تکتک شهروندان در انتخابات است که به این گفته باور دارند: «چو ایران نباشد، تن من مباد»؛ بنابراین من رای میدهم، چون معتقدم مشکلات گوناگون و متعددی در حوزهای گوناگون از جمله اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، آموزشی، بهداشتی، معیشتی و... وجود دارد. معتقدم این مشکلات صرفا راه حلهای داخلی دارند و هیچ کس جز خود مردم نمیتوانند و قرار نیست چالشهای گوناگون را برطرف کنند که بعضی از آن مشکلات منشأ بیرونی دارد. بنابر این من به آقای روحانی به دلایل زیر رای میدهم: میخواهم به آینده امید داشته باشم. میخواهم به آینده بچههایم و بچههای ایرانزمین امیدوار و دلگرم باشم. رای میدهم تا ناعدالتیهایی که برخی سیاستوزران رسمی و غیر رسمی موجب آنها هستند برچیده شود. رای میدهم تا همه شهروندان، صرف نظر از تعلق فکری، جایگاه اجتماعی، داشتن یا نداشتن ارتباطات با مراکز قدرت و پول، در مقابل قانون بهطور یکسان قضاوت شوند. رای میدهم تا همه افرادی که مناصب عمومی را در اختیار دارند در مقابل قانون پاسخگو باشند. رای میدهم چون اعتقاد راسخ دارم حل مشکلات گوناگون کشور با قانونمند کردن برخی سیاستبازان قانونگریز میسر است. به روحانی رای میدهم تا بدخواهان کشور مایوس شوند. رای میدهم تا سیاستورزانی را که معتقدند منافع و امنیت ملی صرفا از طریق بهرهگیری و ساماندهی خرد جمعی میسر است، انتخاب کنم. رای میدهم تا از ورود افرادی که مناصب سیاسی را ابزاری برای تحقق منافع فردی و گروهی تلقی میکنند، جلوگیری کنم. به روحانی رای میدهم تا افرادی که به این درک نائل نیامدهاند که در جهان معاصر یگانه راهبرد کمهزینه و عملی سیاست خارجه، دیپلماسی است، سکان وزرات خارجه را در دست نگیرند. به روحانی رای میدهم تا ثبات، آرامش و حاکمیت قانون جایگزین بینظمی، نگرانی و بیقانونی شود. رای میدهم چون اعتقاد راسخ دارم سربلندی، عزت و اقتدار ایرانزمین نیازمند مشارکت همه شهروندان، صرف نظر از دیدگاههای سیاسی و اجتماعی است. رای میدهم تا خرد جمعی جایگزین خودبینی و خود شیفتگی برخی سیاستبازان شود. رای میدهم چون بر این باورم توسعه همه جانبه کشور صرفا به دست زنان و مردان دلسوز این آب و خاک میسر است. به روحانی رای میدهم چون میخواهم به ایران رای بدهم.