آرمان ملی آنلاین - نوع رفتار سیاسی دولت حداقل به صورت شکلی به این صورت است که اصلا نیاز به برجام ندارد و همان نکتهای که رئیسجمهور مرتبا تکرار میکند، این است که اقتصاد ایران را شرطی نمیکنیم. مجموعه رفتار این را نشان میدهد که نمیخواهند اقتصاد ایران را به برجام وصل بکنند. اگر این راهبرد دولت را اصل بگیریم، بنابراین فروش نفت ایران با تخفیف بیشتر یا کمتر از روسیه یا هر مکانیزمی که بتواند منجر به افزایش فروش نفت بشود، دولت آن را انتخاب میکند. همچنان که وقتی میبینید طبق اطلاعاتی که منتشر شده طی سال گذشته مجموعه فروش نفت و فرآوردههای نفتی دوبرابر بیش از سال قبل از آن بوده است. یک دلیل این است که با آمدن رئیسجمهور جدید فضا برای فروش کمی بازتر و سهلتر شده ولی یک دلیل دیگر این است که بالاخره دولت با تخفیف دارد نفت و فرآوردههای نفتی را میفروشد. لذا میزان فروش نفت در سال گذشته دوبرابر سال قبلتر البته خود اصل فروش نفت سال گذشته سه برابر سال قبل شده است. این اطلاعاتی که الان در دسترس ما قرار دارد از طرف دیگر راهبردی که دولت انتخاب کرده که اقتصاد ایران را شرطی یا وابسته به برجام نکند در نتیجه این گزاره قابل پذیرش است که دولت در هر حالت چه با دور زدن تحریمها و چه با تخفیف فروش میزان نفت، میخواهد نفت بفروشد که به نظر میرسد به واقعیت نزدیک باشد. اما از طرف دیگر طبیعی است که فروش نفت ایران و کسب درآمدهای ارزی امروز نیاز اساسی کشور است. هم برای تامین کالاهای اساسی کشور و هم برای انجام پروژههای نیمه کاره کشور و هم اینکه ارزش دلار امروز مطمئنا بیشتر از ارزش دلار فرداست. همچنان که ارزش دلار دیروز بیشتر از دلار امروز به لحاظ قدرت خرید دلار در دنیاست. منظورم از بهکاربردن واژه دیروز یا فردا بهخاطر یک روز نیست بلکه منظور چند سال گذشته یا چند سال آینده است. بنابراین به نظر میرسد که هم به لحاظ اینکه کشور به درآمدهای ارزی نیاز دارد و هم به لحاظ اینکه ارزش منابع ارزی امروز قطعا بیشتر از درآمدهای ارزی آینده است و از طرفی دیگر هم با توجه به اینکه هدف این است که برجام را شرطی نکنند دولت میخواهد از همه ابزارها برای فروش نفت استفاده کند. اما همانطور که اوپک و دولت نیز اعلام کردند فروش نفت ایران در سال گذشته نسبت به سال پیش از آن افزایشی بوده و فروش نفت و فرآوردههای نفتی به 39 میلیارد دلار رسیده است. خود اصل فروش نفت هم سه برابر شده است اما اینکه در زندگی مردم هویدا و پیدا نیست بهخاطر اینکه وقتی دلار نفتی هم کسب میکنید، باید تبدیل به کالا شود و در اختیار مردم قرار بگیرد و برای این منظور دلار باید تبدیل به ریال شود ولی وقتی تفاوت قیمت هر دلار نیمایی با دلار آزاد بالغ بر هفت هزار تومان است، اثر خودش را روی گرانی کالاها میگذارد. به عبارت دیگر ما افزایش تورم را در رشد نقدینگی در اقتصاد میبینیم. مثالی میزنم؛ اگر دولت خودرو وارد میکرد و به قیمت آزاد به مردم میفروخت ولی سود بازرگانی یا حقوق گمرگی نمیگرفت، قیمتها کاهش پیدا میکرد ولی اینگونه نیست که کالا وارد کند و سود بازرگانی نگیرد. در همین موضوع حذف ارز 4200 تومانی و واردات کالا با ارز نیمایی، مصوبه دولت بود که منجر به این شد که هم سود بازرگانی کم شود و هم مجموع حقوق ورودی کاهشی شود.