آرمان ملی آنلاین - سهیـل ثـابت: صدور قطعنامه ضد ایرانی از سوی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی باعث شد تا حدی موضعگیری آمریکا و تروئیکای اروپایی در خصوص ایران مشخص شود و صحبتهایشان مبنی بر پایبندی به برجام احیای توافق هستهای با این قطعنامه رنگ ببازد. به همین جهت بود که ایران نیز در راستای این اقدام غیرسازنده غربیها به اقدام متقابل دست زد و به نصب سانتریفیوژهای پیشرفته و غیرفعالسازی دوربینهای فرا پادمانی همت گمارد که این واکنش ایران موجبات نارضایتی غربیها را فراهم آورد. در این راستا برای بررسی علل صدور قطعنامه شورای حکام، تاثیرات آن بر احیای برجام و واکنش متقابل ایران «آرمانملی» با شعیب بهمن تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
پس از چند روز گذشته از نشست شورای حکام بالاخره این شورا تحت تاثیر صهیونیستها و غربیها شامگاه چهارشنبه قطعنامهای ضد ایرانی را تصویب کرد که با واکنش متقابل کشورمان همراه بود؛ اساسا اهداف و علل صدور این قطعنامه را چگونه ارزیابی میکنید؟
علت اصلی صدور قطعنامه علیه ایران به گره خوردن و به نتیجه نرسیدن مذاکرات وین مرتبط میشود. بدین معنا که پس از سفری که انریکه مورا به تهران داشت و ایران عملا ابتکار عمل خود را مجددا برای پیشبرد و پیشرفت مذاکرات به طرف اروپایی اعلام کرد و این پیشنهاد با استقبال اروپاییها مواجه شد ولی آمریکاییها عملا این ابتکار عمل را نپذیرفتند و بهخاطر اینکه مقصر اصلی در زمینه به انسداد رسیدن مذاکرات به شمار نیایند عملا با کشورهای اروپایی اقدام به طراحی این قطعنامه کردند و تلاش کردند که از این طریق ایران را مقصر اصلی به بنبست رسیدن مذاکرات جلوه دهند. بنابراین به نحوی میتوان گفت که خود صدور قطعنامه یک بازی مقصرنمایی از سوی آمریکا و کشورهای اروپایی است برای اینکه بخواهند توپ را به زمین ایران بیندازند و مواضع ایران را به چالش بکشند که خب قاعدتا با توجه به پاسخ درخور توجهی که ایران به این اقدام داد یک بار دیگر عملا توپ را در زمین خود غربیها انداخت و به هر حال سرنوشت و آینده مذاکرات منوط و مشروط به تصمیم سیاسی است که در آمریکا گرفته خواهد شد و نه در تهران. به این دلیل که در تهران تصمیم سیاسی از همان ابتدا و از زمانی که عملا به پای میز مذاکرات رفت گرفته شده بود. لذا این طرف آمریکایی است که باید تحریمها را بهطور کامل لغو کند و اساسا بدون لغو کامل تحریمها احیای برجام امکان پذیر نخواهد بود. یعنی اینکه اگر آمریکاییها بخواهند صرفا برخی از تحریمها را لغو کنند و برخی دیگر را نگه دارند این مساله به انتفاع اقتصادی ایران از احیای برجام منتهی و منجر نخواهد شد.
قطعنامه صادره از سوی شورای حکام به لحاظ حقوقی بر کشورمان تاثیرگذار خواهد بود؟ برجام چه تاثیری از این قطعنامه خواهد پذیرفت؟
در حال حاضر این قطعنامه شورای حکام قطعنامهای نیست که بخواهد برای ایران الزام خاصی ایجاد کند یا پرونده هستهای ایران را به شورای امنیت ارجاع دهد. حتی اگر در کشورهای غربی در مراحل بعدی بخواهند کار را از این مسیر دنبال کنند آنجا بازهم در شورای امنیت با موانع بسیار محکمی مواجه خواهند بود و احتمال اینکه به هر حال قطعنامه یا طرح پیشنهادی آنها از سوی چین یا روسیه رد یا وتو شود بسیار است. در عین حال باید به این نکته نیز توجه داشت که اساسا اگر هدف کشورهای اروپایی از بین بردن برجام بود میتوانستند به مکانیسم ماشه روی آورند. بنابر این به نظر میرسد که در شرایط فعلی غربیها تمایل ندارند که مرگ برجام را اعلام کنند به این دلیل که برجام را برگهای میبینند که از طریق آن بتوانند فشارهای سیاسی و حتی اقتصادی بر ایران وارد کنند اما در عین حال خواهان اعلام مرگ آن هم نیستند. بنابر این قطعنامه خیلی تاثیری روی آینده دستکم پرونده هستهای ایران ندارد. ولی به هر حال میتواند شکافهای بین ایران و طرفهای مذاکراتی به ویژه طرفهای اروپایی و آمریکا را بیش از گذشته تقویت کند و قاعدتا هر چه این فشارها افزایش پیدا کنند دستیابی به یک توافق هم میتواند سختتر باشد.
عدهای معتقدند که هدف غربیها از صدور این قطعنامه ایجاد فشار بر ایران برای گرفتن امتیازاتی است که از پیش به دنبال آن بودهاند؛ اما اقدام متقابل ایران شرایط را تغییر داد؛ اساسا در حال حاضر با توجه به این اتفاقات فضای حاکم بر روابط ایران با آژانس و طرفهای برجام را چگونه تحلیل میکنید؟
قبل از اینکه این قطعنامه بخواهد در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی مطرح شود ایران هم به آژانس و هم به طرفهای غربی اعلام کرده بود که چه نوع واکنش و چه پاسخهایی را خواهد داد. بنابر این برای طرفهای مقابل کاملا واضح و روشن بود که ایران واکنش قاطع و محکمی نشان خواهد داد. ولی به رغم ترسیم این شرایط برای طرفهای غربی آنها عملا وارد حوزه تنشزایی شدند و در چنین شرایطی وضعیت مذاکرات میتواند پیچیدهتر شود. هر چند که ایران همچنان اعلام میکند که آمادگی دارد مذاکرات را پیش ببرد اما این طرف آمریکایی است که چنین تمایلی ندارد یا مساله فشارهای سیاسی در داخل کشور خود را دائما مطرح میکند و میگوید که نمیتوانیم برخی امتیازها را به ایران بدهیم و در حالی که اگر همه طرفین بخواهند به برجام بازگردند باید به همان سند امضا شده برگردند و نمیشود از آن برجام بندی کم یا اضافه کرد. لذا این مذاکرات نیز در مورد اصل سند برجام نبوده بلکه مذاکراتی در مورد چگونگی بازگشت طرفین به تعهدات بر جامی خودشان بوده است.