آرمان ملی آنلاین - علیرضا پورحسین: نماینده دولت آمریکا در امور ایران در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ با انتقاد از رویکرد باراک اوباما استراتژی فشار حداکثری علیه ایران را موفقیتآمیز دانست! و گفت که تحریمهای ما برای این کشور 200 میلیارد دلار هزینه داشته است و میتوانید تصور کنید که ممکن بود چطور این پول را صرف کنند. این مقام پیشین آمریکایی با اشاره به مذاکرات رفع تحریمهای ایران و بازگشت آمریکا به برجام در وین اظهار کرد که آنچه دولت بایدن میتواند در مقطع کنونی انجام دهد این است که مرگ مذاکرات هستهای را اعلام و سیاستی در عرصه خارجی اتخاذ کند که بازدارندگی و فشار اقتصادی را برای ایران بازمیگرداند. در راستای بررسی آخرین وضعیت برجام و صحبتهای برایان هوک، «آرمانملی» گفتوگویی با دیاکو حسینی، تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی داشته است که در ادامه میخوانید:
آیا باید برجام را تمام شده دانست و هیچ مسیری برای احیای آن وجود ندارد؟
مشخصا تا زمانی که جایگزینهایی برای برجام ترسیم نشود، صحبت از مرگ برجام غیرمنطقی است و به همین علت سبب میشود تا بحرانهایی عمیقتر میان ایران و غرب به وجود آید. اشخاصی همچون برایان هوک همواره چنین صحبتهایی میکنند و مشخصا امروز این صحبتها بر تصمیمات دولت آمریکا تاثیر چندانی ندارد. مشخصا ارزش برجام نسبت به دو سال گذشته کاهش پیدا کرده اما همچنان بهترین گزینه برای حل اختلافات میان ایران و غرب است. به همین علت میتوان گفت که برجام هنوز ارزش احیا را دارد و باید پذیرفت که برجام به مرحلهای رسیده است که میتواند مسیری باشد تا طرفین به سایر مطالبات محقق نشده خود برسند. طبیعتا باید مذاکرات برای حل سایر اختلافات نیز تداوم پیدا کند تا بار دیگر با چالشهایی عمیق مواجه نشویم. اگر طرفین نگاهی غیر از این به برجام داشته باشند، بار دیگر پس از احیای برجام، عمر آن کوتاه خواهد بود و به بهانههایی دیگر برهم زده خواهد شد.
عدم احیای برجام میتواند برای دولت بایدن سنگین تمام شود؟
در سیاست داخلی آمریکا با توجه به اینکه احیای برجام مصادف نخواهد شد با جبران نقاط ضعفی که به برجام نسبت داده میشد، در چنین شرایطی احیای برجام در آستانه انتخابات آمریکا میتواند به ضرر دموکراتها تمام شود. باید توجه داشت که ترامپ نیز به علت همین نقاط ضعف ادعایی از برجام خارج شد. اگر در مذاکرات جدید این نقاط ضعف پوشش داده میشد، بایدن میتوانست ادعا کند که در حوزه دیپلماسی موفق عمل کرده و دستاورد جدیدی داشته باشد و از این مسئله میتوانست در انتخابات به نفع خود استفاده کند اما عملا این اتفاق نیفتاده است و احیای برجام میتواند به ضرر بایدن و همحزبیهای او در داخل آمریکا تمام شود. در چنین شرایطی باید توجه داشت که یک سوی دیگر مساله سیاست خارجی است که مشخصا در این حوزه هیچ راهحلی برای حل اختلافات وجود ندارد و تنها مسیر باقی مانده برجام است. آنها بر این باور هستند که برجام مانع توسعه فعالیتهای هستهای ایران شده است و این را یک موفقیت برای خود میدانند زیرا راهحل جایگزین برای برجام، اقدامات نظامی و امنیتی است که این موارد میتواند کار را برای تمامی طرفها سخت کند. بنابراین احیای برجام از بعد روابط خارجی آمریکا هنوز هم یک گزینه خوب است زیرا گزینههای جایگزین به کلی موارد سخت و ناخوشایندی برای آمریکا هستند. به همین علت نمیتوان به صورت قطعی گفت که احیای برجام به ضرر دموکراتها در انتخابات است یا به نفع آنها تمام خواهد شد. امروز دولت آمریکا و دموکراتها مجبور هستند که ابعاد مختلف برجام را در ترازو بگذارند و نکات مثبت و منفی آن را مورد سنجش قرار دهند. آنها در یک سنجش اساسی باید به این نتیجه برسند که چگونه میتوانند هم مانع فعالیتهای هستهای ایران شوند و هم در داخل آمریکا جایگاه خود را از دست ندهند و تلاش برای احیای برجام را منطقی و اصولی جلوه دهند تا دست برتر را در داخل آمریکا داشته باشند.
مناقشاتی نظیر آنچه میان ایران و یونان بهوجود آمده ممکن است به تقابلی میان ایران و غرب بدل شود؟
در وهله اول باید توجه داشت که بحران اوکراین تمام توان غرب را معطوف به خود کرده و مشخصا نمیخواهند جبههای جدید از تنش برای خود ایجاد کنند و به همین علت آنها در این برهه زمانی به سراغ برخورد سخت نخواهند رفت. از نظر سیاسی این علاقه وجود ندارد تا مساله نفتکشها را سختتر کند. در مجموع بعید به نظر میرسد که تنشها از این سطح فراتر رفته و جنبه جدیتری به خود گیرد.