آرمان ملی آنلاین - «آرمان ملی» برای پاسخ به این سؤالات با حسین کاشفی، رئیس سابق خانه احزاب کشور و عضو حزب اتحاد ملت گفتوگو کرده است. کاشفی معتقد است: «در شرایط کنونی مردم میدانند که دولت با کسری بودجه مواجه است و از سوی دیگر نسبت به وضعیت درآمدهای کشور نیز اطلاع دارند. درنتیجه در چنین شرایطی نباید به شکلی تصمیمگیری کرد که همه فشارها روی مردم باشد. راههای دیگری نیز وجود دارد که میتوان از آنها استفاده کرد تا فشار کمتری به مردم وارد شود. سؤالی که امروز مردم از دولت دارند این است که چرا برجام را به نتیجه نرساندید؟ کسانی که تا دیروز با برجام مخالف بودند و معتقد بودند نباید با غرب مذاکره کرد امروز پای میز مذاکره با غرب نشستهاند.» در ادامه ماحصل این گفتوگو را میخوانید.
جریان اصلاحات برای وضعیت موجود کشور چه برنامهای دارد؟ آیا اصلاحطلبان آلترناتیوی برای وضعیت موجود طراحی کردهاند؟
جریان اصلاحات حتما برای عبور از چالشهای موجود برنامه دارد. بهعنوانمثال حزب اتحاد ملت در واکنش به تصمیم دولت درباره افزایش یارانهها بیانیهای صادر کرد. اینکه دولت عنوان میکند به دنبال جراحی اقتصادی و سامان دادن به وضعیت یارانههای پنهان است در حرف ساده به نظر میرسد اما در عمل با پیچیدگیهای زیادی مواجه است. در دولت اصلاحات هنگامیکه چنین موضوعی مطرح شد قرار شد این اتفاق با یک شیب ملایم صورت بگیرد. یارانهها مسألهای نیست که بتوان یک روزه و بهصورت دفعی آن را به نتیجه رساند، بلکه یک پروسه بلندمدت است. برای تصمیمگیریهای مهم اقتصادی باید نقشه راه وجود داشته باشد که کشور قرار است در 25 سال آینده به چه سمتی حرکت کند. مردم باید بدانند که در آینده چه اتفاقی قرار است در کشور رخ بدهد و مسئولان چه راهبردی را برای پیشبرد اهداف خود در نظر گرفتهاند. هنگامیکه مردم تحتفشار اقتصادی قرار دارند و با مشکلات معیشتی مواجه هستند نباید تصمیماتی گرفت که فشار به مردم بیشتر شود. دولت باید در مرحله اول تلاش کند جلوی قاچاق را بگیرد. همه مردم واقعیتهای موجود کشور را درک میکنند. امروز شرایط کشور به شکلی است که این سؤال بهطورجدی برای مردم مطرحشده که قرار است در آینده چه اتفاقی رخ بدهد. نکته دیگر اگر قرار است چنین تصمیماتی گرفته شود که به زندگی مردم ارتباط دارد باید با نخبگان و کسانی که دارای تخصص و تجربه هستند مشورت شود و نظرات آنها مورداستفاده قرار بگیرد. امروز مردم نگران وضعیت موجود هستند. مردم به دنبال آرامش و رفاه هستند. به همین دلیل باید بدانند که فردایی بهتر در انتظار آنها قرار دارد.
چرا مردم با این سؤال مواجه هستند که در آینده قرار است چه اتفاقی رخ بدهد؟
هنگامیکه مردم با تورم لجامگسیخته در کشور مواجه هستند این سؤال برای آنها پیش میآید که قرار است در آینده چه اتفاقی رخ بدهد. کشور از نظر درآمد مردم، بیکاری و ضعف تولید بهجایی رسیده که تنها عده محدودی امکان زندگی مناسب دارند و اغلب مردم با مشکلات معیشتی مواجه هستند. اگر درگذشته طبقات اجتماعی متوسط و فرودست وجود داشت امروز کار بهجایی رسیده که طبقه متوسط نیز دچار مشکل شده است. از سوی دیگر در شرایط کنونی مردم بیشتری نسبت به گذشته زیرخط فقر زندگی میکنند. خط فقری را عنوان میکنم که خود مسئولان عنوان میکنند و برای آن رقم در نظر گرفتهاند. واقعیت این است که دولت نمیتواند بهتنهایی مشکلات را حل کند و بلکه باید از نخبگان و متخصصان کشور در زمینههای مختلف استفاده کند. در شرایط کنونی دولت باید از ظرفیتهای جریان اصلاحات برای حل مشکلات مردم استفاده کند. اصلاحطلبان حاضر هستند برای حل شدن مشکلات مردم به دولت کمک کنند و این موضوع را بارها تکرار کردهاند. امروز وضعیت کشور به شکلی نیست که بخواهیم خط کشیهای سیاسی را ملاک قضاوت قرار دهیم. آنچه امروز حائز اهمیت است حل مشکلات مردم و کشور است و تفاوتی ندارد که این مشکلات توسط اصلاحطلبان حل شود یا اصولگرایان. هدف اصلی مردم در انقلاب57 این بود که وضعیت زندگی آنها بهتر شود. باید به وضعیت اقتصادی و کرامت انسانی مردم توجه بیشتری شود. حضرت امام(ره) نیز همواره به نقش کلیدی مردم در تعیین سرنوشت خود تأکید میکردند و عنوان میکردند مردم باید سرنوشت خود را تعیین کنند.
اگر جریان اصلاحات برای عبور از چالشهای موجود برنامه دارد آیا آن را در اختیار رئیسجمهور و دولت قرار خواهد داد؟ آیا سازوکاری برای ارتباط دولت با اصلاحطلبان تعریفشده است؟ برنامه اصلاحطلبان برای وضعیت موجود معطوف به چه اهدافی است و به چه میزان جنبه کاربردی دارد؟
برنامهای که اصلاحطلبان برای وضعیت موجود جامعه دارند به دو بخش تقسیم میشود. نخست در سطح کلان و تئوری است و بخش دولت در مرحله اجرا و عملیاتی شدن این برنامه است. هنگامیکه دولت قصد داشت چنین تصمیماتی را بگیرد باید همه جوانب و مسائل آن را در نظر میگرفت. این در حالی است که در شرایط کنونی کشور با مسائل بینالمللی مهمی مواجه است. دولت هنوز در عرصه بینالمللی به اهداف خود نرسیده و موفق نشده برجام را به نتیجه برساند. مشخص بود که در چنین شرایطی نمیتوان چنین تصمیماتی را اجرایی کرد. به همین دلیل نیز مردم نسبت به این تصمیمات واکنش نشان دادند. نگاهی که امروز در برخی مدیریتهای کشور وجود دارد مبتنی بر خودی و غیرخودی است. این کشور متعلق به همه است و همه نسبت به آینده آن نگران هستند. ما در یک ملک مشاع زندگی میکنیم. در تصمیمگیریهای کشور باید همه نظر بدهند. جریانهای سیاسی نیز در این زمینه باید محل مشورت قرار بگیرند. بههرحال جریان اصلاحات دارای تجربیات و نخبگانی است که میتوانند برای عبور از چالشهای فعلی کشور برنامه ارائه کنند. هنگامیکه قرار است تصمیمات مهمی درباره کشور گرفته شود باید قبل از تصمیمگیری در میزگردها و هماندیشیها نقاط ضعف و قوت این تصمیمات مشخص شود. به همین دلیل دولت باید عنوان کند برای تصمیمات اخیر با چه کسانی مشورت کردهاند. منظور از مردم نیز نمایندگان مردم در جریانهای مختلف فکری و سیاسی است که باید در تصمیمگیریهای سیاسی کشور نقش داشته باشند. جریان اصلاحات نیز در چارچوب قانون اساسی از دغدغههای قانونی مردم حمایت خواهد کرد. دولت باید گفتوگو با نخبگان را در دستور کار خود قرار بدهد.
دولت چگونه میتواند با نخبگان جامعه گفتوگو کند؟
کسانی که نسبت به گرانیها و تورم انتقاد دارند حق طبیعی آنهاست که در چارچوب قانون و با احترام به قانون اساسی دغدغههای خود را با مسئولان مطرح کنند. دولت باید با مردم گفتوگو کند و آنها را نسبت به آینده امیدوارتر کند. اگر فضا برای گفتوگو فراهم شود تنشهای اجتماعی کاهش پیدا میکند و مردم میدانند از چه طریقی دغدغههای خود را مطرح کنند. این در حالی است که درصورتیکه این اتفاق رخ ندهد هرکسی برای خود به شکلی که دوست دارد تصمیمگیری میکند و به همین دلیل سطح تنش افزایش پیدا میکند. باید نسبت به کسانی که فضای انتقاد را از بین بردهاند و اجازه ندادهاند بین دولت و مردم گفتوگو ایجاد شود انتقاد داشت. در شرایط کنونی مردم میدانند که دولت با کسری بودجه مواجه است و از سوی دیگر نسبت به وضعیت درآمدهای کشور نیز اطلاع دارند. درنتیجه در چنین شرایطی نباید به شکلی تصمیمگیری کرد که فشارها بیشتر شود. راههای دیگری نیز وجود دارد که میتوان از آنها استفاده کرد تا فشار کمتری به مردم وارد شود. سؤالی که امروز مردم از دولت دارند این است که چرا برجام را به نتیجه نرساندید؟ کسانی که تا دیروز با برجام مخالف بودند و معتقد بودند نباید با غرب مذاکره کرد امروز پای میز مذاکره نشستهاند. چرا درحالیکه درگذشته مذاکرات به نقطه قابل قبولی رسیده بود هنوز تحریمها لغو نشده است تا به اقتصاد کشور کمک شود. این سؤالاتی است که دولت باید به آنها پاسخ بدهد