بستن
کد خبر: ۴۶۳۷۹۲
حجت‌الاسلام رسول منتجب‌نیا در گفت‌وگو با «آرمان ملی»:

شرایط بحرانی امروز نتیجه عدم شایسته سالاری است

شرایط بحرانی امروز نتیجه عدم شایسته سالاری است
حمید شجاعی: معمولا برای بررسی و ارزیابی عملکرد دولت‌ها ابتدا نگاهی به شرایط جامعه و میزان رضایتمندی مردم از دولت‌ها به خصوص در حوزه اقتصادی و مسائل معیشتی انداخته می‌شود و به میزان رضایت جامعه از لحاظ اقتصادی می‌توان به عملکرد دولت نمره داد.

آرمان ملی آنلاین - هر چند که نباید عملکردهای دولت در حوزه‌های بسیار پر اهمیت سیاست داخلی، سیاست خارجی و مسائل فرهنگی را هم نادیده گرفت، اما به واقع مشکل همه دولت‌های پس از انقلاب مساله حل مشکلات اقتصادی بوده است. چیزی که امروز دولت سیزدهم نیز با آن دست و پنجه نرم می‌کند و به رغم وعده‌های اقتصادی هنوز موفقیتی در این امر حاصل نشده است. به اذعان بسیاری از کارشناسان و صاحب‌نظران اگر دولت با برنامه‌ریزی درست و مدون و تغییر برخی افراد در تیم اقتصادی خود به سمت حل مشکلات برود بسیار موفق‌تر خواهد بود و این مهم فقط عزم دولت برای حل این مشکلات را می‌طلبد. در این راستا برای بررسی عملکرد دولت، وضعیت جامعه و تغییرات اخیر در دولت «آرمان ملی» با حجت‌الاسلام رسول منتجب‌نیا، دبیرکل حزب جمهوریت ایران و فعال سیاسی اصلاح‌طلب به گفت‌و‌گو پرداخته است که می‌خوانید.

انتقاداتی به نوع عملکرد دولت به ویژه در حوزه اقتصاد و معیشت مردم وارد است؛ اساسا تحلیل شما از عملکرد دولت تاکنون چگونه است؟

43سال از پیروزی انقلاب گذشته و ظرف این 43سال مسئولانی کم یا زیاد و خوب یا بد در قوای سه گانه و همین‌طور نهادهای انقلابی کشور انجام وظیفه کرده‌اند. اگر کمی و کاستی وجود داشته و دارد این به پای همه کسانی که به نوعی مسئولیت داشتند نوشته می‌شود و اگر نقطه قوتی هم بوده و کارهای مثبتی هم انجام شده که قطعا هم زیاد بود امتیازش به همه مسئولان برمی‌گردد. مگر کسی که واقعا جنبه مثبت کمی داشته باشد که نتوان از وی دفاع کرد. اینکه ما بیاییم و برای توجیه کردن عمل خودمان تمام عملکرد گذشته را زیر سوال ببریم و هر نقطه ضعفی در کشور وجود دارد به مسئولان گذشته پاس بدهیم اقدامی غیرمنصفانه است. زمانی شخصیت بزرگواری رئیس قوه‌ای شده بود و اعلام کرد به یک ویرانه و خرابه‌ای وارد شدم. یعنی همه کارهایی که بعد از انقلاب انجام شده را به ویرانه و خرابه توصیف کرد که این واقعا توصیف درستی نبود. قطعا هر کدام از دولت‌ها نقاط قوت و ضعفی داشته‌اند و دولت و مجلس فعلی نیز از همین قاعده پیروی می‌کنند. اینکه ما به جای اینکه از کارهای مثبت خودمان دفاع کنیم و مردم را آگاه کنیم و اگر نقطه ضعفی هم هست آن را جبران کنیم و تمام نقطه ضعف‌ها را به دوش دولت‌های گذشته بگذاریم من این را یک نوع فرافکنی سیاسی می‌دانم. در دوره آقای احمدی‌نژاد نقاط ضعف زیاد بود و همه ما ایراد و اشکالات زیادی به آن دولت داشتیم. آقای روحانی که آمد و ریاست جمهوری را به عهده گرفت چند مرتبه به دولت گذشته اشاره می‌کرد که رسانه‌های منتقد دولت به شدت آقای روحانی را زیر سوال بردند و گفتند که شما برای توجیه کار خود از دولت گذشته انتقاد می‌کنید. آقای روحانی اگر از دولت گذشته انتقاد می‌کرد که بسیار هم وارد بود از دید رسانه‌های منتقد دولت روحانی این کار درستی نبود اما اگر آقای دولت سیزدهم از آقای روحانی و دولتش انتقاد کند و همه کاستی‌ها را به عهده دولت روحانی بگذارد کار درستی است؟ من فکر می‌کنم این نوعی فرافکنی است. به هر حال باید بپذیریم رئیس جمهور کمتر مسئولیت اجرایی داشته و آنچه از مسئولیت‌ها در پس از انقلاب عهده‌دار بوده در قوه قضائیه بوده که اساسا حوزه و حیطه کارش با کارهای اجرایی کاملا متفاوت است.

برخی معتقدند که برخی افراد در دولت عملکردهای چندان موفقی از خود نشان نداده‌اند و راه موفقیت از تغییر برخی افراد در دولت می‌گذرد؛ شما چه نظری در این خصوص دارید؟

برخی از مدیران در قد و قواره پست انتصابی نیستند و نمی‌دانم با چه توجیه و دلیلی افرادی که در حوزه‌ای آشنایی نداشتند و برخی حتی در کارهای اجرایی هم سابقه چندانی نداشتند مسئولیت سنگینی برعهده‌شان می‌گذارند. هرچند که منظور من فقط وزرا نیست و مسئولیت‌های دیگر نیز همین‌طور است. وقتی ملاک شایستگی، تجربه نباشد همین می‌شود که می‌بینیم و نتیجه کار این است که دولت کمتر از یک سال از عمرش گذشته انتقادات زیادی به آن وارد است. البته این اول راه است. من معتقدم اگر این روند همچنان ادامه پیدا کند و آقای رئیسی در کادر، وزرا و ستاد اقتصادی خود تجدید نظر نکند در آینده مشکلاتی در پیش خواهد بود. این گفته نه فقط نظر بنده که نظر اقتصاددان‌ها و صاحب نظرهاست. به هر جهت آقای رئیسی با شعار شایسته‌سالاری و فراجناحی وارد صحنه شد ولی چیزی که در برخی انتصاب‌ها مشاهده شده مبین این شعار نیست. نمی‌دانم چه ملاکی برای این انتصابات وجود داشته چون صرفا اصولگرایی تنها را ملاک قرار نداده‌اند، چراکه خیلی از اصولگرایان حتی تندتر از ما انتقاد می‌کنند و ناراضی هستند. پس ملاک‌های دیگری در میان بوده که من نمی‌دانم بر چه اساسی کشور را در اختیار مجموعه‌ای بگذارند که برخی از آنها تجربه لازم را برای انجام امور ندارند.

دولت سیزدهم با شعارهای مختلفی از جمله حل مشکلات اقتصادی روی کارآمد و جامعه نیز منتظر تحقق این وعده بوده، اما آنچه مشخص است به گواه و قرائت کارشناسان این وعده تاکنون محقق نشده است؛ این مسأله را چطور تشریح می‌کنید؟

من معتقدم که نه این شعار بلکه به برخی دیگر از شعارهای مطرح شده نیز هنوز جامه عمل پوشانده نشده است. با توجه به آنچه گفتم که مسئولانی که انتصاب شده‌اند برخی تجربه، اشراف و حتی دانش کافی ندارند طبیعی است که حرف‌هایی بزنند و فردا حرف خود را تکذیب کنند یا شخص دیگری حرف‌های آن را نقض کند. من همیشه گفته‌ام که اگر مسئولان اجرایی دانش و تجربه کافی نداشته باشند آن وقت است که افراد فرصت طلب دور آنها جمع شده و آنها را مدیریت می‌کنند. آنها تصمیم‌سازی کرده و به ایشان اعلام می‌کنند و یک مرتبه می‌بیند که برخلاف آن عمل شده و مجبور می‌شود که دومرتبه حرف خود را پس بگیرد.

مجلس یازدهم در سال گذشته در عین تعامل با دولت به عملکرد وزرا نیز نظارت داشت و حتی برای استیضاح برخی امضاهایی نیز جمع شده اما یکباره رویکرد مجلس نسبت به دولت تغییر کرد؛ اساسا نوع رویکرد مجلس به دولت سیزدهم را چگونه می‌بینید؟

باید از مجلس انتظار داشت که در راس همه امور و قوا باشد و مجلسی در راس همه امور است که افراد و نمایندگانش همه از نخبگان و خبرگان و دارای شایستگی‌های لازم باشند. وقتی مجلس چنین احساسی می‌کند که نماینده اکثر مردم نیست. نماینده اگر شایستگی لازم و استقلال لازم را نداشته باشد جایگاه خود را از دست می‌دهد و به سادگی می‌توانند با او لابی کنند. گرچه آن دورانی که ما نماینده بودیم این مسائل مطرح نبود ولی دورا دور شنیدیم که این مساله کم و بیش وجود دارد. به هر صورت مجلس مستقل قدرتمند در راس امور و اگر مجلس ما مجلس قدرتمند باشد همه مسائل حل می‌شود. اگر نمایندگان نماینده اکثریت مردم باشند مجلس قدرتمندتر می‌شود و به قول حضرت امام (ره) در راس همه امور قرار می‌گیرد. اما اگر مجلس نماینده اکثریت مردم نباشد آن زمان است که نمایندگان بر‌ای ماندن خود ناچارند که لابی کنند. تقریبا یک سال قبل از انتخابات این مسائل و واسطه‌گری در مجلس رواج پیدا می‌کند و نمایندگانی هم که اهل این چیزها نباشند به سراغشان می‌آیند بلکه بتوانند آنها را با مسئولان اجرایی هماهنگ کنند.

سال آینده انتخابات مجلس دوازدهم را خواهیم داشت و قطعا نمایندگان کنونی و افراد مختلف در جریان‌های سیاسی در تلاش خواهند بود که بتوانند رای مردم را برای حضور در بهارستان اخذ کنند؛ با توجه به شرایط فعلی و عملکرد مجلس، نوع رویکرد جامعه به مجلس را چطور می‌بینید؟

من فکر می‌کنم نگاه برخی از نمایندگان به دستگاه‌هایی است که آن را تایید و رد می‌کنند. اگر مبنا این باشد که بخواهند رای اکثریت را در نظر بگیرند جا دارد که سراغ نظر و خواسته‌های مردم بروند. اما اگر نگاه به مردم نباشد مشکل پیش خواهد آمد. اگر مجلس ضعیف شود دولت نیز ضعیف خواهد شد اما اگر مجلس قدرتمند باشد همه‌چیز حل خواهد شد. لذا نمایندگان نمی‌توانند خود را از اشکال‌هایی که در دستگاه اجرایی است مبرا بدانند. بیشتر مسائل به خود نمایندگان و نظارت نکردن بر امور جاری کشور بر می‌گردد.

طی روزهای اخیر شاهد برخی تغییرات در تیم اقتصادی دولت بودیم که آقای محسن رضایی معاون اقتصادی و آقای صولت مرتضوی معاون اجرایی رئیس‌جمهور از کمیسیون اقتصادی دولت کنار گذاشته شدند؛ اساسا این تغییر را گامی در جهت بهبود تیم اقتصادی می‌بینید؟

پیش بینی می‌شد که این اختلاف نظر بروز پیدا کند و رفته رفته آثار آن ظاهر ‌شود. به هر حال این مساله‌ای است که چندان غیرمترقبه نیست. مساله دیگر این است که برخی در معاونت‌ها که سابقه و تجربه بیشتری از تیم اقتصادی و وزرای دولت دارند و به هر حال نظر دارند. هر چند که نمی‌خواهم بگویم نظر آنها صائب است اما به هر صورت تجربه آنها در این مسائل بیشتر است. وقتی می‌بینم مسئولی کم‌تجربه است و می‌خواهند تذکر دهند و آن مسئول نیز از موضع خود می‌خواهد دفاع کند طبیعی است که این مسائل به وجود می‌آید. رئیس‌جمهور نیز نمی‌تواند دائما این مسائل را حل کند. نکته‌ای در این میان وجود دارد که فکر می‌کنم می‌تواند منشاء برخی از اختلافات در بخش اقتصادی باشد که آن مساله معاونت اقتصادی است. آقای روحانی یک معاونتی را تحت عنوان معاونت اقتصادی ایجاد کرد و همان موقع بحث و گفت‌وگو و اختلاف بین وزیر اقتصاد و معاون اقتصادی پیش آمد که وزیر به حسب رای مجلس و معاون هم به جهت حکم انتصاب رئیس‌جمهور حوزه را مختص خود می‌دانستند. اما من هرچه فکر می‌کنم نمی‌دانم که معاونت اقتصادی قرار است چه کار کند. زمانی شخصی نقش هماهنگی ستاد اقتصادی بدون دخالت را دارد که بحث دیگر و مقطعی است، اما زمانی رئیس‌جمهور برای فردی حکم می‌زند و معاون اقتصادی می‌کند و اختیاراتی می‌دهد که به جهت تداخل وظایف و اختیارات اختلاف به‌وجود می‌آید. ضمن اینکه مشخص نیست با بودن وزرای اقتصادی در دولت، معاون اقتصادی چه معنایی دارد.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی