آرمان ملی آنلاین - سهیل ثابت: گرچه طی هفتههای گذشته اظهارات بسیاری از سوی طرفین مذاکره در وین شنیده شده که مذاکرات به اتمام رسیده و منتظر تصمیمات سیاسی هستیم اما رصد تحولات حاکم بر مذاکرات وین نشان میدهد که آنطور هم که گفته میشود همه چیز برای توافق فراهم نیست و هنوز اختلافاتی وجود دارند که رسیدن به توافق در گرو حل آن مشکلات است. در این راستا برای بررسی تحولات پیرامون احیای برجام، رسیدن به توافق و تحرکات اخیر روسیه «آرمانملی» با مهدی مطهرنیا آینده پژوه سیاسی و اجتماعی و تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
با وجود تاکید طرفین مذاکرات احیای برجام در وین به رسیدن به مرحله نهایی و لزوم اتخاذ تصمیمات سیاسی، اما شاهدیم که همچنان هیچ گونه توافقی میان طرفین رخ نداه است؛ اساسا این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
مذاکرات وین به واقع یک دلالت ضمنی همواره به پرونده ایران در نظام بینالملل دارد. آشفتگی کنونی نظام بینالملل سایه سنگین خود را بر پرونده هستهای ایران و به تبع آن مذاکرات وین انداخته است. این سایه سنگین به حدی بالا است که دیگر وقت تصمیم گیری سیاسی در ارتباط نه با پرونده هستهای ایران بلکه در ارتباط ایران با نظام بینالملل و نظامات حاکم بر این ارتباط در حال شکل گیری است. به عبارت دیگر اگر توافقی انجام شود یک توافق موقت و بسیار گذرا نه در ارتباط با پرونده هستهای ایران که در ارتباط با مساله ایران خواهد بود. موضع جدید بِرنز در مجلس سنای آمریکا که اگر حتی توافقی صورت بپذیرد ایران همچنان مهمترین مساله آمریکا باقی میماند در چنین فضایی نشان دهنده نوعی رویکرد جدید در دولت بایدن نسبت به گذشته است. به گونهای که به نظر میرسد کسانی مانند برنز، رابرت مالی و بلینکن که شخصیتهای دموکرات خواهان مذاکره بودهاند از مذاکره در باب پرونده هستهای عبور کردهاند و در پی آن هستند که مساله ایران را از زاویه دیگری مورد بررسی و تعمق قرار دهند. بالطبع دستیابی به یک توافق، بسیار نزدیک بسیار نزدیک و به همان اندازه بسیار دور است.
از این جهت بسیار نزدیک است که یک اراده سیاسی چه در واشنگتن و چه در تهران طلب میکند. اما نه واشنگتن قصد عقب نشینی از مواضع خود را دارد و نه تهران میتواند از مواضع خود عقب نشینی کند. تشکیل جامعه حکومتی در تهران، دولت یکدست شده و شعارهایی که دولت انقلابی و یکدست شده در جامعه حاکمیتی- حکومتی کنونی در دهه اخیر به ویژه در دوران روحانی و دولت یازدهم و دوازدهم در باب برجام داده است؛ فرامین روشن، شفاف و کاملا مشخص مقام معظم رهبری در تقابل با آمریکا و عدم مذاکره با آمریکا و اینکه بالاتر از برجام باید به دست بیاید و شروط نهگانه رهبری پس از امضای برجام که این بار باید توسط دولت انقلابی دنبال شود همگی کار را بر تهران سخت میکند. از طرف دیگر بایدن نیز اگر بخواهد که با شرایط ایران توافق کند در یک بافت موقعیتی بسیار سخت قرار میگیرد. چرا که در این بافت موقعیتی بسیار سخت دولت بایدن در آستانه انتخاباتی که احتمال بردن جمهوریخواهان در کنگره آمریکا و یکدست شدن کنگره، مجلس نمایندگان و سنا به نفع جمهوریخواهان بسیار بالا است و همین الان اگر انتخابات 2024 برگزار شود دموکراتها بازنده آن تلقی میشوند بالطبع بایدن را در یک
بافت موقعیتی نا مناسب قرار میدهد. از این جهت است که باید گفت بر اساس آنچه که به نظر میرسد دستیابی به توافق برای ایران و آمریکا نیازمند یک تصمیمگیری بسیار مهم سیاسی است. لذا مذاکرات تمام شده است و تصمیمگیری سیاسی نه برای پرونده هستهای بلکه فراتر از پرونده هستهای باید در این زمینه مورد توجه باشد.
موضعگیری اخیر روسیه در مورد درخواست تضمین از آمریکا با واکنشهای جدی تروئیکای اروپا، آمریکا و حتی ایران مواجه شده است؛ اساسا این رویکرد روسها از چه جهت است و چه میزان بر روی توافق احتمالی تاثیرگذار خواهد بود؟
روسیه امروز در باب ایران نقاب از چهره بر میدارد. سفیر روسیه در ایران اعلام میکند که رسانههای جمهوری اسلامی ایران باید عملیات ویژه به جنگ اوکراین اطلاق کنند. گویی آنها برای رسانههای ایران تصمیمگیر هستند. از طرف دیگر روسیه در حال حاضر در مذاکرات برجام به خوبی نشان میدهد که این جمله مطرح در تهران و مسکو که هر کدام طرفین را شریک استراتژی هم میخواندهاند یک تعارف استراتژیک بیشتر نیست. چرا که ایران و روسیه در بازار انرژی جهان و از منظر منطق استراتژیک رقیب استراتژیک هم محسوب میشوند و اکنون جنگ اوکراین به خوبی نشان داد که در بزنگاههای تاریخی این رقابت استراتژیک در بازار انرژی در بافت موقعیتی کنونی نمایانگر استفاده روسیه از ایران برای برگ امتیاز گیری از غرب در لایههای گوناگون کشمکشها و رقابتها و تعاملات مختلف میان قدرتهای بزرگ با یکدیگر است. این نقاب از چهره کاملا افتاده است و مواضع اخیر دولتمردان روسیه این را به طور کامل به نمایش میگذارد. از یک طرف روسیهای که قرار بوده کیف را 3 روزه تصرف کند امروز بیش از هفده روز از جنگ میگذرد و ما شاهد آن هستیم که روسها در یک موقعیت بسیار نامناسب قرار دارند.
یکی از قدرتمندترین ارتشهای جهان بدون ورود یک سرباز آمریکایی در جنگ به واسطه حمایتهای اقتصادی آمریکا از اوکراین و فرستادن سلاح برای اوکراینیها، اکنون در یک بحران معنادار و در یک جنگ حیثیتی جلو دیدگان مردم جهان شکست استراتژیک را پذیرا شده است. حتی اگر در هفتههای آینده نیز روسها موفق به اشغال کیف یا منطقهای از سرزمین اوکراین شوند تا به حال بازنده بودهاند چرا که نتوانستهاند در مقابل ارتش قوی و قدرتمندی که از ارتش چین هم قویتر محسوب میشده است را شکست دهند. لذا باید گفت که با توجه به این وضعیت در این بافت موقعیتی روسها تلاش دارند با برگ ایران در ارتباط با اهرم فشار خود در این جنگ بهره ببرند.
بسیار مطرح میشود که به جهت تحریمروسها و بستن نفت و گاز این کشور به روی اروپا این فرصت برای ایران یا برخی دیگر از شورها برای فروش نفت و گاز خود به اروپا فراهم است؛ تحلیل شما چگونه است؟
نفت و گازی که به هر تقدیر میتواند اهرم فشاری برای اروپا و آمریکا محسوب شود مدنظر پوتین است. این در حالی است که آمریکا دیگر به نفت خاورمیانه نیاز ندارد و تا حدودی نفت و گاز اروپا را هم تامین میکند. لذا در پی این معنا بر آمده است که ونزوئلا را از یک موقعیت رو در رویی خارج و با موفقیت نسبی در این زمینه روسها را بیشتر نگران کند. اکنون روسها از برگ ایران بهره میبرند. ونزوئلایی که رویکرد مارکسیستی و نگاه چپ آن هم در آمریکای لاتین به مسائل بینالمللی و نزدیکی با مسکو داشته است با اولین حرکت آمریکا دولت زندانی این کشور را آزاد میکند و اعلام مواضع بسیار صریح مادور و نشان دهنده پذیرش این معنا از سوی ونزوئلاییها وتاکید بر منافع ملی این کشور در وضعیت کنونی است. در حالی که در ایران ما شاهد گرایش شدیدی به مسکو در حمایت از این کشور و اعلام این معنا هستیم که جنگ اوکراین یک جنگ مثبت و به نفع حرکتهای ایدئولوژیک ما در ایران نیز محسوب میشود. فلذا باید گفت ایران به رغم آنکه وزیر خارجهاش از این معانی که منافع ایران نباید متاثر از فضای تحریم باشد صحبت میکند اما در عمل این روسیه است که در وین به جای ایران تصمیم
میگیرد.