آرمان ملی آنلاین - علیرضا پورحسین: کاروان نظامی روسیه در شمال پایتخت اوکراین به طول ۶۴ کیلومتر دیده میشود که بسیار طولانیتر از صف ۲۷کیلومتری است که پیشتر گزارش شده بود. همچنین کاروانی از نظامیان روسیه به طول تقریبا ۶۵ کیلومتر به سوی کییف در حال حرکت است. گزارشها همچنین از استقرار نیروهای زمینی و یگانهای بالگرد تهاجمی در جنوب بلاروس که کمتر از ۳۲ کیلومتر با شمال مرز اوکراین فاصله دارد، خبر میدهد. چنین آرایش نظامی و فروکش کردن درگیریها نشان میدهد که روسیه منتظر دور دوم مذاکرات با اوکراین است تا پس از آن در خصوص عقب نشینی یا حمله تصمیمگیری کند. در راستای بررسی آخرین تحولات اوکراین، «آرمانملی» گفتوگویی با علیاصغر زرگر، تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل داشته است که در ادامه میخوانید.
ریشههای بحران اوکراین در چه مواردی است؟
حدود 30 سال پیش که اوکراین به استقلال رسید، نخستین جرقههای اختلاف زده شد. روسیه، آمریکا و غرب به این جمعبندی رسیده بودند که کشورهای عضو پیمان ورشو و جمهوریهای مستقل شده از شوروی نباید به عضویت ناتو دربیایند. علت وجودی سازمان ورشو و ناتو عملا در آن برهه زمانی از بین رفته بود زیرا یک قطب موجود در جهان دچار فروپاشی شده بود. دنیا شاهد دورانی بود که جنگ سرد به پایان رسیده و این ضرورت حس میشد زمانی که پیمان ورشو دیگر وجود ندارد عملا ناتو نیز نباید سیاستهای گذشته خود را ادامه دهد اما آنها این مسیر را طی کردند و ناتو با همان ماهیت گذشته به فعالیت خود ادامه داد و حتی سیاست گسترش به سمت مرزهای روسیه را نیز در پیش گرفت. روسیه بر این مورد تاکید داشت که خط قرمزی وجود دارد و آن نیز همین عدم عضویت جمهوریهای استقلال یافته در ناتو است. تحولات سالهای اخیر در اوکراین و گرایش این کشور به سمت ناتو و غرب سبب شد تا روسیه قسمتی از خاک اوکراین را به ضمیمه خود درآورد اما این پایان کار نبود و روسیه حاضر نبود نزدیک شدن بیشتر ناتو به سمت مرزهای خود را بپذیرد و همین امر سبب شد تا جنگ امروز بهوقوع بپیوندد.
کشورهای غربی از عدم دخالت در اوکراین هدف خاصی را دنبال میکنند؟
روسیه نزدیکی اوکراین به ناتو را عملا جنگ علیه خود میدانست. در این میان سوالات زیادی وجود دارد که جواب آن سوالات کار را به اینجا کشانده است. آیا اساسا امکان حل این مشکل از ابتدا از طریق مذاکره وجود نداشت؟ آیا غرب به دنبال ایجاد توطئه در کنار مرزهای مسکو بود؟ مشخصا فرضیه توطئه در این میان بسیار جدی است و به نظر میرسد غربیها به دنبال این بودند تا روسیه را وارد یک جنگ سخت کنند تا اقتصاد این کشور روند صعودی نداشته باشد و عملا غرب میخواهد اقتصاد روسیه را تخریب کند. در این میان حتی چین نیز روسیه را تنها گذاشته است و عملا روسیه به تنهایی در مقابل قدرتهای غربی ایستاده است و این مشخصا کار پوتین را سخت میکند و شاید روسیه را به سمت سختترین سالهای ممکنش پیش ببرد. به همین علت میتوان اذعان کرد که پوتین یک قمار بزرگ را در اوکراین آغاز کرده است و شاید سرنوشتی نامعلوم در پیش داشته باشد. تحریمها علیه روسیه شاید در کوتاه مدت برای این کشور مشکل ایجاد نکند اما در بلندمدت مانع رشد اقتصادی روسیه میشود. اروپا نیز مشخصا از منابع دیگر نظیر قطر و آمریکا انرژی خود را تامین خواهد کرد و بعید به نظر میرسد در زمستان بعدی
اروپا با مشکل مواجه شود. غرب امروز تمام توان خود را معطوف کرده است تا روسیه را وارد چالش اقتصادی کند و به نظر میرسد فکر همه جا را کردهاند. امروز صرفا کشورهایی در کنار روسیه هستند که خود با مشکلات زیادی همراه هستند. چین نیز مشخصا اقتصاد خود را بهخاطر روسیه به خطر نمیاندازد. چین سعی میکند یک موضع گیری میانه داشته باشد تا سود هنگفت خود از اقتصاد را از دست ندهد و همین مسیر را نیز در ادامه طی خواهد کرد.
سرانجام تنش میان روسیه و اوکراین به کجا خواهد رسید؟
اروپا و آمریکا پشتیبانی تسلیحاتی، سیاسی و مالی از اوکراین انجام میدهند تا جنگ را طولانیتر کنند و هزینه بیشتری به روسیه تحمیل کنند. امروز همه چیز به سیاست و برنامه پوتین و مشاورینش بستگی دارد و اینکه تصمیم بعدی آنها چه خواهد بود. غرب میخواهد روسیه را به انزوا بکشاند و هدف آنها بستگی به این دارد که روسیه گام بعدیش چه باشد. جهان پس از بحران اوکراین به سمتی خواهد رفت که کاملا چند قطبی خواهد بود و دیگر به صورت تک قطبی اداره نمیشود. در این عصر کشورهایی همچون برزیل و هندوستان نیز تبدیل به ابرقدرتهایی میشوند که از وضعیت موجود جهان سهم خواهی خواهند کرد و حتی شاید خواهان حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل شوند. این جهان چند قطبی اتفاقی است که خواه یا ناخواه بزودی شکل میگیرد و مشخصا هند و برزیل و چین در آن نقشآفرینی ویژهای خواهند داشت. روسیه مشخصا قدرت نظامی بالایی دارد و اگر بتواند در حوزه دیپلماسی نیز قدرت خود را ارتقا دهد شاید بتواند اندکی از فشار غرب را کم کند. موضع گیری ایران نیز تا به امروز خوب بوده است و باید از جنگ فاصله بگیریم. جهان پس از بحران اوکراین به گونهای خواهد بود که آمریکا سیاستهای
محافظه کارانه بیشتری از خود نشان خواهد داد تا هزینههای خود را کم کند تا بتواند با چین رقابت اقتصادی داشته باشد و مشخصا در این فضا قدرتهای جدید ظهور میکنند. این بهترین فرصت برای ایران است تا در این جهان چند قطبی به اقتصاد خود سر و سامان دهد و عقب افتادگیهای سالهای اخیر را جبران کند. مشخصا باید هوشمندانه و به دور از شتابزدگی گام برداشت و به سمتی حرکت کرد تا با تمامی کشورها رابطه خوبی داشته باشیم.