بستن
کد خبر: ۴۴۱۶۶۰

دلواپسان هنوز مخالف مذاکره هستند

دلواپسان هنوز مخالف مذاکره هستند
صلاح الدین هرسنی در گفت وگو با »آرمان ملی«:

آرمان ملی آنلاین - علیرضا پورحسین: از روزی که حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران در یک موضع رسمی اعلام کرده بود که اگر در روند مذاکرات به مرحله‌‌ای برسیم که رسیدن به یک توافق خوب با تضمین بالا لازمه‌اش این باشد که سطحی از گفت‌وگو را با آمریکا داشته باشیم، آن را نادیده نخواهیم گرفت. انعکاس و بازتاب این مواضع راهبردی و البته سازنده دستگاه دیپلماسی همچون گذشته مخالفت‌هایی را به ویژه از سوی محافظه‌کاران و جریان‌های دست راستی به دنبال داشته است. اینکه علت این مخالفت‌ها چیست و پشت این هجمه از هشدارها مبنی بر آمریکا گریزی در امر مذاکره مستقیم چه دلایلی وجود دارد؟ در گفت‌وگوی «آرمان‌ملی» با صلاح‌الدین‌هرسنی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل آمده است که در ادامه می‌خوانید.
علت اصلی مخالفت‌ها بابت مذاکره مستقیم با آمریکا در نشست‌های وین چیست؟
علت اصلی این گونه مخالفت‌ها در امر مذاکره مستقیم آن است که آمریکا ستیزی به بخشی از هویت محافظه‌کاران تبدیل شده است و رابطه آن‌ها با آمریکا‌ستیزی، یک رابطه هستی شناختی و آنتولوژیکال است. به نظر می‌رسد که اگر روزی ما بخواهیم فرش آمریکا ستیزی را از زیر پای این گروه‌ها بکشیم، گمان نمی‌کنم که آنها حرف دیگری برای گفتن داشته باشند. اساسا چنین راهبردی یعنی تمایل به مذاکره مستقیم با آمریکا، بخش عمده‌ای از منافع و مصالح الیگارشی حاکم یعنی همان محافظه‌کاران و جریان‌های دست‌راستی که در خط مقدم آمریکا ستیزی قرار دارند، را مورد تهدید قرار می‌دهد. بنابراین و در شرایطی که مصالح و منافع این محافظه‌کاران مورد تهدید قرار بگیرد، تردیدی به وجود نمی‌آید که ما بخواهیم به سرعت شاهد صف گسترده‌ای از مخالفان، هجمه‌ها، هشدارها، انذارها از سوی گروه‌ها و عناصری باشیم که منافع آن‌ها در آمریکا ستیزی است. در واقع می‌توانم بگویم که آمریکا ستیزی این گروه‌ها و جریانات در حکم هیزم خوبی برای گرم کردن تنور آمریکا ستیزی است.
در شرایط حاضر کدام گروه‌ها بیش از همه نگران مذاکره مستقیم با آمریکا در مذاکرات وین هستند؟
جریان اصول گرایی بیش از همه بر طبل آمریکا ستیزی می‌کوبد. البته به گمان من در انگاره و نگرش‌های برخی از اصول‌گرایان یک تحولی به وجود آمده است و نمی‌توان گفت که همه عناصر و گروه‌های اصول‌گرایی با مذاکره مستقیم با واشنگتن مخالفت دارند. به باور من این تغییر و تحول در انگاره‌ها و نگرش‌های اصول‌گرایان اتفاق مناسبی است. آنها در شرایط حاضر به این نتیجه رسیدند که نمی‌شود در عصر همگرایی‌های جهانی، مرزهای کشور را به سوی اقتصاد جهان بست. مثلا این اتفاق و تحول را می‌توان در جریانی موسوم به نو اصول‌گرایی مشاهده کرد. آنها به این باور رسیدند که ضمن تلاش برای منافع ملی امکان همکاری‌های بین‌المللی در یک ساختار معطوف به آنارشیک منتفی نیست. می‌توان حتی با آمریکا نیز مذاکره کرد اما آرمان‌ها و شعار قربانی نگردند اما در میان جریان اصول‌گرایی، جریان پایداری بیش‌ترین مخالفت‌ها و هجمه‌ها بابت مذاکره مستقیم با آمریکا اعلام داشته و حتی عملا به دبیر شورای امنیت ملی و حتی به وزیر امورخارجه قویا هشدار داده‌اند که از مواضع خود یعنی مذاکره مستقیم با آمریکا عقب‌نشینی کنند. در شرایط حاضر برخی از عناصر و بقایای گروه و جبهه پایداری در شورای سیاستگذاری و همچنین در مجلس ایران وجود دارند که تحت هیچ شرایطی مذاکره با آمریکا را بر نمی‌تابند و تلاش دارند که با پروپاگاندایی که به راه می‌اندازند، بر تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان دستگاه دیپلماسی تاثیر بگذارند.
اساسا در این برهه زمانی مذاکره با آمریکا ضرورت دارد؟
باید توجه داشت که نشانه‌هایی بابت مذاکره از سوی رهبری دیده شده است. رهبری در بزرگداشت قیام 19 دی تاکید کرده بود که مذاکره با دشمن به معنی تسلیم در برابر دشمن نیست. من این سخنان واقع‌بینانه رهبری را به مثابه چراغ سبزی برای امکان شکل‌گیری مذاکره مستقیم با آمریکا می‌دانم. ضمن اینکه سخت اعتقاد دارم که اگر قرار باشد که مذاکره مستقیم با آمریکا عملی و اجرایی شود این یک تصمیم خوبی است، چراکه بسیار کارآمدتر است و زودتر و بهتر می‌تواند ما را به نتیجه برساند و منافع مردم ایران را حفظ کند. حتی نباید نگران بود که چرا قفل مذاکره با آمریکا قرار است به دست یک دولت اصول‌گرا باز شود. مهم این نیست که مذاکره توسط کدام جریان صورت می‌گیرد، مهم این است که تابو مذاکره مستقیم با آمریکا شکسته شود، تحریم برداشته شود و گشایش‌های اقتصادی را به دنبال داشته باشد. چنین مذاکره‌ای ما را گرفتار رفتارهای سینوسی روسیه نمی‌کند. اگر قرار باشد که ما از طریق روسیه و متحدان اروپایی برجام در وین مذاکره کنیم، آمریکایی‌ها هیچ امتیازی به ما نخواهند داد. در واقع روش امتیازی‌گیری و امتیاز دادن در یک مذاکره در تراز بالا مانند نشست‌های وین بسته به آن است که شما بخواهید مستقیم با طرف مقابل مذاکره کنید.
مذاکره با آمریکا ممکن است آفت‌هایی برای کشور داشته باشد؟
به هیچ وجه نباید مذاکره با آمریکا به منزله عبور از آرمان‌ها تلقی شود. در شرایطی که ساختار نظام بین‌الملل معطوف به آنارشیک است و دولت‌ها فاقد دوستان و دشمنان دائمی هستند، مذاکره با هر دولتی برای تامین منافع ملی و برای بقا درجه‌ای از عقلانیت است. بنابراین منطق واقع‌گرایی حکم می‌کند که برای تامین منافع ملی و احیای پرستیژ تلاش کرد. بنابراین و در شرایطی که، اغلب دیدگاه‌ها و نگرش‌ها بر بی‌اعتمادی به آمریکا متمرکز است، الگوی تعامل با توجه به اقتضائات می‌تواند راهنمای عمل برای تصمیم‌گیران دیپلماسی در به بار نشاندن مذاکرات وین شود. مگر ما در راهبرد اتکا به شرق، از آرمان‌های خود عبور کردیم که بخواهیم با مذاکره آمریکا از آرمان‌های انقلاب عبور کنیم؟ مگر ما در رابطه با روسیه، جای مسجد را با کلیسای پرولتاریایی استالین عوض کردیم؟ مگر قرار است که ما در مذاکره با آمریکا، انگاره‌های دینی خود را کنار بگذاریم و به آموزه‌های آبراهام لینکلن پناه آوریم؟ نه. هرگز چنین چیزی نیست. بنابراین، اتخاذ الگوی مذاکره مستقیم با واشنگتن آنهم در یک جهان معطوف به آنارشیک، روی دیگر سکه نرمش قهرمانانه و عزتمندانه در قبال مناقشات دائمی و فرسایشی است. در حقیقت و با توجه به منطق واقع‌گرایی، نرمش قهرمانانه نه به معنای تسلیم و ناتوانی بلکه عین شجاعت و قهرمانی و فهم دقیق و موسع از منطق واقع‌گرایی است و به هیچ وجه به معنای عقب نشینی از آرمان‌ها و یا کوتاه آمدن از سر عجز نسبت به رویکرد‌های طرف مقابل نیست. در واقع الگوی نرمش قهرمانانه متضمن القای این پیام به طرف مقابل است که جمهوری‌ها بر خلاف آنچه که می‌گویند نباید آغازگر جنگ باشند و قدرت سیاسی الزاما از لوله تفنگ در نمی‌آید.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی