آرمان ملی آنلاین - متاسفانه سخنان بسیار مهم «آنتونیو گوترش» در مجمععمومی سازمانملل خصوصا راجع به تغییرات اقلیمی و هشدارهای دیگر وی در زمینه آبوهوای جهان آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفت و بازتاب شایسته خود را در رسانههای دنیا پیدا نکرد. هرچند اغلب دولتها هم تا زمانی که بلایای طبیعی ابعاد وسیع اقتصادی و اجتماعی پیدا نکند و فشار افکارعمومی سببساز نشود توجه چندانی به محیطزیست ندارند ولی احتمالا یکی دیگر از دلایل به حاشیه راندن این انذارها منافع سرمایهداران و کارتلهای بزرگ اقتصادی است که رسما حاضرند کرهخاکی را قربانی منفعتپرستی خود کنند و میلیونها نفر را به مسلخ ببرند. حتی اگر دبیرکل سازمانملل هیچ نگوید و آمار تکاندهنده از وضعیت وخیم آب وهوایی جهان ارائه نکند همه شاهدیم که سیلها و طوفانها وآتشسوزیها و خشکسالیهای فراگیر از اروپاگرفته تا آسیا و آمریکا و آفریقا بیوقفه در جریان هستند و متخصصین هم از روند افزایش این بلایای طبیعی خبر میدهند. بنا به گفته دبیرکل سازمانملل دهه گذشته داغترین دههای بود که تاکنون ثبت شده است و گازهای خطرناک گلخانهای در سطوحی افزایش یافتهاند که در سه میلیون سال گذشته شاهدش نبودیم. دمای جهان هماکنون یک و دو دهم سانتیگراد افزایش یافته است و بهسرعت به سمت آستانه فاجعهآمیز نزدیک میشود. وی اضافه میکند: ما شاهد افزایش سطح آب دریاها و شاهد دمای هوای بسیار سوزان هستیم، شاهد طوفانهای استوایی ویرانگر هستیم، شاهد آتشسوزیهای جنگلی بسیار مهیب هستیم. ما به یک سیاره سبز نیاز داریم، اما دنیا در حالت هشدار قرمز قرار دارد. ما در آستانه پرتگاه قرار داریم. شوربختانه این همه وجود دارد ولی انسان این موجود غافل وخودخواه بهجای چارهیابی سخت با خویش درگیر است و دولتها بهجای تشریکمساعی برای نجات کرهخاکی مسابقه تسلیحاتی به راه میاندازند، ملتهای خویش را درگیر جنگ میکنند وظرفیتهای عظیم و امکانات گسترده برای بهرهگیری بیشتر از زمین را بهکار میگیرند. بشریت در حال فشردن زمین است و رسما به جنگ با سیاره خویش برخاسته است و از عواقب اقدامات خود هراس ندارد. آقای گوترش در هشداری دیگر اعلام میکند که 30 میلیون نفر فقط در سال گذشته بر اثر بلایای ناشی ازتغییرات اقلیمی آواره شدهاند و90 درصد از آوارگان ازکشورهای بسیار آسیبپذیر هستند. وی از اوضاع کنونی تعبیر وحشتناکی ارائه و آن را جنگ «خودکشی» علیه جهانطبیعی توصیف میکند. البته اگر عدالتی در جهان بود سازمانملل باید رئیسجمهور پیشین آمریکا را برای خروج از معاهده تاریخی آبوهوایی پاریس که سبب کندی فعالیتهای مثبت کم کردن گازهای گلخانهای شد را متهم درجه یک اعلام میکرد و خواستار محاکمه او در یک دادگاه بینالمللی میشد ولی اگر دراین زمینه یک درک عمیق و مشترک بشری حاصل نشود جهان در پرتگاه هولناکی سقوط خواهد کرد که عواقب کامل آن مشخص نیست. اما ایران بهعنوان یکی از کشورهای بلاخیز جهان هم در احاطه و تهدید بلایای طبیعی است، هم اکنون 57 درصد مخازن سدهای کشور نسبت به مدت مشابه سال گذشته خالی است و کارشناسان ، زمستانی خشکتر از تابستان امسال را پیشبینی میکنند. آتشسوزی جنگلها یکی پس از دیگری به وقوع میپیوندند و امکانات موجود برای جلوگیری از بروز این حوادث گسترده هرگز کافی نیست. اگر به آمار وضعیت خشکسالی و بیآبی مراجعه کنیم، اگر زمینههای آماده برای آتشسوزی در جنگلها و مراتع را درنظر آوریم، اگر سرعت بیابانزایی درکشور را بسنجیم و اگر سیلهای ویرانکننده بازهم مثل سال 97 از راه برسند این نتیجه قاطع و بدون چون وچرا حاصل خواهد شد که جامعه از دولت تا ملت باید همه اشتغالات خود را کنار بگذارند و برای نجات کشور از بلایای محتمل آماده باشند. خشکسالی شدید،کشاورزی را تهدید میکند و امکان بیکار شدن انبوه کشاورزان و سرازیر شدنشان به حاشیه شهرها و خلق بحرانی بزرگ هرگز احتمالی اغراقآمیز نیست. وضعیت آب کشور ضرورت تجدیدنظر در کل حوزه کشاورزی را گوشزد میکند و اگر دیر به این مهم پرداخته شود ته مانده آبهای زیرزمینی هم از بین خواهند رفت و مصیبت آنکه این بلا طی یک یا دو دهه قابل رفع نخواهد بود و هیچ آبی وجود ندارد که سفرههای زیرزمینی را سیراب سازد و جایگزین آب مصرفی کشاورزی شود. شاید پذیرفتنش سخت و تلخ باشد ولی منابع آبی کشور دیگر توان پاسخگویی به نیاز کشاورزی را ندارد و آنها که از کوچک شدن این حوزه فرار میکنند و گاهی با شعار توخالی با آن مواجه میشوند هرآینه از جفاکاران به طبیعت کشورند ومستحق طرد و انزوا هستند. اگر دبیرکل سازمان ملل در زمینه آبوهوای جهان وضعیت قرمز اعلام میکند آژیر این وضعیت برای ما چند سال است که به صدا درآمده است و باید برای آن چارهیابی کنیم. در این حوزه پربلا جایی برای جناحبندیهای سیاسی نیست و حتی فرصت از دست دادن یک روز را نداریم. برای مواجهه با انواع بلایای طبیعی که زلزلههای محتمل تنها یکی از آنهاست ما نیازمند منابع مالی گسترده هستیم و باید در جهت رفع توقیف اموال ملت ایران و رفع تحریمهای ستمکارانه آمریکا تعجیل کنیم. چالش اصلی حال و آینده بشر محیطزیست و تغییرات اقلیمی است، اگر دولت و ملتی توان و دانش درک آن را نداشته باشد باید از انحطاط خویش بترسد.