آرمان ملی آنلاین -در این رابطه غلامعلی رجایی، فعال سیاسی اصلاحطلب، به گفتوگو با «آرمان ملی» پرداخته است که در ادامه میخوانید.
آقای رئیسی پیش از انتخابات بر وعده شایستهسالاری و انتخاب افراد کارآمد به عنوان شعاری مهم، تاکید بسیار کردند، حال آیا کابینــه و وزرای انتخاب شده را جلوهای از تحقق این وعده میبینید؟
اکنون زمان مناسبی برای داوری نیست و سابقه افراد نیز چندان در داوری نسبت به عملکرد پیشرو نمیتواند تعیین کننده باشد، منصفانه این است که در انتظار بنشینیم. اما میتوان نقدهایی را از زوایای دیگر به دولت وارد دانست. نخست آنکه عدم حضور حتی یک زن در کابینه به نگران کننده است. برای مثال شنیده شده رئیسدانشگاه سوره رشته نمایش بانوان را حذف کرده، توصیهای به دولت داشتم که فورا این مساله را ابلاغ و مصوبه را لغو کنند. همچنین از دست دادن چهرههای شاخصی چون آقایان زنگنه و ظریف به منزله خسارت برای کشور است، چراکه این افراد کارآمدی خود را اثبات کرده بودند و قطعا تصمیم در جایگزینی این افراد در جهت تبدیل به احسن کردن نیز نبوده است. برخی از این افراد منتخب در کابینه ممکن است موفق شوند و برخی دیگر با توجه به نداشتن مدیریت کلان ممکن است نتوانند به توفیقات لازم دست یابند. اما باید به خاطر داشت که در مسابقات هیچگاه اسبهای برنده تعویض نمیشوند و این رویکرد که حتی یک نفر از دولت قبلی در این کابینه دیده نمیشود یک خطای آشکار است. گرچه تصمیمی است از سوی رئیس دولت که قاعدتا تبعات آن را نیز پذیرفتهاند.
برخی از افراد انتخاب شـده در دولت در مناصبی قرار گرفتهاند که هیچ تناسبــی با سابقه و تحصیلات آنها ندارد و همچنین برخی از دولت احمدینژاد به دولت سیزدهم آمدهاند، با این اوصاف چطور پیشبینی یا قضاوت را به بعد موکول میکنید؟
دولت باید سخنگوی خود را هرچه سریعتر تعیین کند تا ابهامات روشن شوند. هیچ فردی پاسخگوی این ابهامات به رسانهها و افکار عمومی نیست. باور دارم بعضی از این انتصابات که متناسب با تحصیلات نبودهاند میتوانستند با دقت بیشتری صورت گیرند. آقای اسلامیدر وزارت مسکن به خوبی عمل میکردند و مشخص نیست چه تناسبی بین تحصیلات او و انرژی اتمی وجود دارد و خود دولت باید پاسخگوی این موارد باشد. اما از این منظر که برخی اشاره میکنند این افراد نیروهای احمدینژاد بودهاند، باید بگویم که با این رویکرد مخالف هستم، چرا که احمدینژاد و افراد کابینهاش از آن سوی مرزها نیامده بودند و نیروهایی بودند که در داخل همین کشور به وزارت رسیده بودند و عملکرد آنها باید مورد نقد و داوری مجلس و رسانهها قرار گیرد. بنابراین حضور این افراد در کابینه نقطهای منفی نیست بلکه نقطه منفی آن است که چطور آقای رئیسی چنین رویکردی اتخاذ کردند و دولتی با افرادی متاثر از جبهه پایداری تشکیل دادند. از سلیقههای مختلف که آقای رئیسی اشاره میکردند، مثل اصلاحطلبان و اعتدالیون حتی یک نفر در این جمع دیده نمیشود. این سوالی است که باید در مصاحبههای مطبوعاتی از آقای
رئیسی پرسیده شود و تصور بر این است که او دلایل قانعکنندهای دارد.
انتصاب بانوان در مقامات دولتی و مورد توجه قرار دادن حضور و نقش آنان در تشکیل دولت نیز از وعدههای اساسی بود، آیا تشکیل کابینهای تا این اندازه مردانــه را ناشـی از فشارها میدانید؟ عدم حضور زنان چه عواقبی خواهد داشت؟
من فرد نزدیک به دولت نیستم و از اطلاعات پشت پرده آگاهی ندارم اما فشارها با این یکدستی حاکمیت باید به حداقل رسیده باشد و امری مانند حضور زنان که در دولتهای قبل شاهد یک یا دو نمونه از آن بودهایم، میتوانست تکرار شود. در دوره احمدینژاد وزیر بهداشت زن بود و در این دوره نیز حداقل همان یک جایگاه را میتوانستند ابقا کنند. یعنی در جامعه دانشگاهیان و میان زنان فردی این قابلیت را نداشت که وزیر علوم شود؟ چطور این تعداد بالا از کادر هیأت علمی و زنان نخبه وجود دارد اما هیچ فردی نمیتواند وزیر علوم شود؟ آیا باید وزیر آموزش و پرورش از مشهد آورده شود؟ یعنی در میان خانمها و کادر قدیمی وزارتخانه، هیچ گزینهای برای وزارت نیست؟ به نظر من وزارتخانههای آموزش و پرورش، بهداشت و آموزش عالی هر سه میتوانستند تحت وزارت خانمها باشند. این غیاب حتما تاثیرگذار خواهد بود و در رایآوری آقای رئیسی در دوره بعد حتما اثر خواهد داشت. حتما این قشر از جامعه نگاه مثبتی به این محرومیت از مناصب عالی دولتی نخواهند داشت. همه ما میدانیم که زنان شایستهای وجود دارند که باید حداقل بخشی از کابینه را تشکیل دهند. به نظر من حالا سخنگوی وزارت خارجه
و حتی سخنگوی دولت را میتوانند از میان خانمها انتخاب کنند، باید سنتشکنی صورت گیرد. قاعدتا آقایان قادر نیستند نگاه خانمها را به مسائل داشته باشند و بعضی مسائل مانند امور زنان کاملا مسائلی زنانه هستند اما موضوع از دید من فراتر از نگاه جنسیتی است. خانمها مدیریت، نظم و پاکدستی خود را نشان دادهاند. در این مدت کمتر شاهد محاکمه خانمهایی بودهایم که تخلفی را مرتکب شدهاند. به نظر من این تصمیم یک خطاست و امید است دولت حداقل آن را در مناصب دیگر جبران کند.
مشکل نبود بانوان در میان مدیران در دولت آقای روحانی نیز وجود داشت، چه تفاوتی میان این دو دولت و رئیس دولت برای منتقدان وجود دارد؟
آقای رئیسی نسبت به اصلاحطلبان و اعتدالیون خودیتر است. همان مراکزی که در آن زمان با حضور بانوان مخالفت کردند این بار نیز فعال بودند و قاعدتا با این مخالفت اعتراض کردهاند اما مشخص نیست چطور نتوانستهاند طرف خود را متقاعد کنند. یادمان نرود در خاطرات آقای هاشمی آورده شده در حدود سالهای 62 و 63 از قم به امام توصیه شد که جلوی حضور خانمها در نمایندگی مجلس گرفته شود. این تفکر کمرنگ و کمجان شده است اما همچنان ریشههایی دارد. این حضور در دولت ختم به وزرا ختم نمیشود. حالا آقایرئیسی میتوانند به شکلهای دیگری این حضور را با مقامات دیگری جبران کنند و معاون پارلمانی، سخنگو یا حتی سفرا را از میان زنان برگزینند.
همواره کارشناسان یکی از چالشهای پیش روی دولت را کسب اعتماد عمومی یا به عبارتی بازگرداندن آن دانستهاند، چه شرایطــی در حــال حاضــر بر جامعه حاکم است و چه سیاستهایی در نتیجه این جو از دولت طلب میشود؟
جامعه از سیاستهای اتخاذ و اعمال شده فاصله گرفته است، چرا که آرمانهای خود را در دولتهای قبلی نتوانسته است محقق ببیند و حالا بیشتر تماشاچی است. این امر در حضور کم مردم در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری واضح بود. باید به نیازها و خواستههای مردم بازگشت. برای مثال در حال حاضر یکی از خواستههای مردم حل مشکلات در ارتباط با دنیا و بهبود وضع معیشت است. مردم این امور را در شعارها بسیار دیدهاند اما در عمل نتوانستهاند شاهد باشند و تا این نشانهها برای مردم آشکار نشود چیزی تغییر نمیکند. باور عمومی از دست رفته به این سادگی بازنمیگردد، این امر را به سختی میتوان تامین کرد و اقدامات متنوع و پیچیدهای را طلب میکند که قاعدتا به زمان نیز بستگی دارد تا دولت به شکلی کارآمدی خود را نشان دهد. آقای رئیسی در قوه قضائیه در مبارزه با فساد و بازگرداندن مراکز صنعتی که خصوصی و به ناحق واگذار شده بود رویکردی داشتند و از او چشمانداز مثبتی در افکار عمومی با توجه به جدیت رسیدگی در پرونده طبری که از مدیران ارشد قوه قضا بود ایجاد شد. امیدواریم که این رویکرد در دولت ادامه یابد و در نتیجه ممکن است درصدی از افکار عمومی اعتباری را که
از دست رفته برای برخی نهادها قائل شود.
آیا سیاســتهای دولـــت در امور مهمی چون برجــام و FATF قابل پیشبینــی است؟ با تغییر افراد باید منتظر تغییر سیاستها باشیم؟
در ارتباط با برجام هر دولتی بهجای آقای رئیسی میآمد چارهای به جز حرکت در این ریل نداشت. این ریل درستی است. در این ریل گذاری هیچ راهحلی به جز ادامه مذاکرات نداریم و امید است این دست موانع از پیش پای دولت آقای رئیسی برداشته شود. اما رابطه ما با 1+5 یک رابطه منطقهای نیست بلکه یک رابطه جهانی و بینالمللی است. البته ما حرفهای خود را بیان خواهیم کرد اما به هر حال طرف مقابل ما نیز به سختی امتیاز میدهد و اینجاست که نقش افرادی چون آقای ظریف را نباید فراموش میکردیم و از این رو معتقد بودم و پیشنهاد داده بودم حداقل آقای رئیسی برای شروع کار خود این دیپلمات برجسته، که دیگر در تاریخ سیاست ایران ماندگار شده است، را حداقل برای مدتی تغییر ندهند. امید است دیپلماتهای بعد از آقای ظریف بتوانند حق ایران را در مذاکرات بگیرند. وزارت خارجه وزارتخانهای نیست که در آن وزیر تعیین کننده همه مسائل باشد، همانطور که آقای ظریف هم اشاره میکردند. این سیاستها از طرف نظام به دولت ابلاغ میشود و نظرات رهبری و مجلس تعیین کننده است و در نهایت وزیر خارجه بیشتر مجری است و درصدی از نقش این وزارتخانه مربوط به مذاکره و ارائه برنامه برای
رسیدن به اهداف است که از سوی وزیر و تیم آن صورت میگیرد. بنابراین وزارت خارجه مجری سیاستهای نظام است و از این جهت چندان جای نگرانی نیست، چرا که اگر نظام تشخیص دهد باید مذاکره انجام شود، وزیر باید به این سمت و سو برود و در بحث دیپلماسی منطقهای نیز همین شیوه برقرار است. جای نگرانی چندانی وجود ندارد و تنها نگران این امر هستیم که وزیر جدید نتواند مثل آقای ظریف عمل کند. نمیتوان به سادگی جایگزین فردی با 35 سال سابقه شد. فکر میکنم آقای امیرعبداللهیان نیز جز مصادیقی است که میگویند افرادی که بعد از فردی قدرتمند روی کار میآیند نخواهند توانست به درستی عمل کنند چون همه او را با فرد موفق پیشین میسنجند.
آیا ممکن است در نتیجه این تفاوتهای وزیر جدید با آقای ظریف در مراحـل چانهزنی و امتیاز گیری دچار خسارت و ضرر شویم؟
قاعدتا همانطور که ما در دوره آقای جلیلی و شورای امنیت توفیقی نداشتهایم و کار بیجهت ادامه پیدا میکرد، مجدد اگر وزیر به خوبی ظاهر نشود عرصهها و امتیازاتی را از دست خواهیم داد. هوش وزیر در کنار تجربه و تیمی که میچیند، میتواند تعیین کننده باشد. به هر حال یک عنصر سیاستهایی هستند که تعیین میشوند اما اینکه چطور بتوان آنها را محقق کرد و در میز مذاکره مورد قبول طرف مقابل قرار داد به ظرفیتهای فردی وزیر برمیگردد که به هر حال واضح است تفاوت و فاصله وجود دارد. امید است چندان مشکلی از این جهت ایجاد نشود.
در طول زمـان کسب رای اعتماد برای کابینه و اتخاذ دیگر تصمیمات شاهد برخی مخالفــتها در میان اصولگرایان بودیم و همانطور که اشاره کردید ممکن است عـدم حضور زنان نیز ناشـی از همین مســاله باشد اما آقـای رئیسی مواردی چون حضــور زنان را در شعارهای خود قرار دادند، آیا پیشبینی میشــود ایــن دست اختلافات ادامــه پیدا کنــد و سبب فاصله گرفتن بیشتر طیفها در این جناح شوند؟
نمونههای این مساله را همین حالا شاهد هستیم که برخی از اصولگرایان از همین حالا پشیمان هستند و حضور برخی وزرا در کابینه سبب گلایه و اعتراض خود افرادی شده است که زمانی در ستاد فعالیت داشتند. اوضاع به این شکل نخواهد ماند و به تدریج با روشن شدن علائم ناکارآمدی بعضی از وزرا صدای مجلس و حامیان بلند میشود. در زمان آقای روحانی نیز چنین شد و به تدریج عدهای، بهخصوص اصلاحطلبان، از او فاصله گرفتند. بنابراین احتمالا شاهد نارضایتی و فاصله برخی در نتیجه چینش کابینه و عملکرد آن خواهیم بود.