آرمان ملی آنلاین - علیرضا پورحسین: پس از سقوط مزار شریف، جلالآباد و بامیان، طالبان موفق به ورود به مناطق غربی شهر کابل شده تا پایتخت افغانستان در آستانه سقوط قرار گیرد؛ اما وزارت کشور افغانستان با صدور اطلاعیهای عنوان کرده انتقال قدرت به صورت مسالمتآمیز انجام خواهد شد که به نظر میرسد این امر نیز با میانجیگری حامد کرزای از سوی طالبان مورد پذیرش قرار گرفته است. پس از این اتفاقات طالبان در بیانیهای اعلام کرد همه مناطق کشور تحتکنترل امارت اسلامی است اما از آنجا که پایتخت، شهری بزرگ و پرجمعیت است، طالبان قصد ندارند با زور یا جنگ وارد شهر شود. در ادامه این بیانیه آمده است مذاکرات در حال انجام است تا اطمینان حاصل شود روند انتقالی با خیال راحت و بدون هیچگونه خدشهای به جان و مال ساکنان کابل انجام شود. در همین راستا شنیدهها نیز حاکی از این است که علیاحمد جلالی، وزیر کشور سابق افغانستان بهعنوان رئیس دولت انتقالی این کشور منصوب شده است و نمایندگان گروههای مختلف با سفر به پاکستان و قطر درخصوص آینده افغانستان تصمیمگیری خواهند کرد. در
راستای بررسی آخرین وضعیت افغانستان و علل سقوط دولت اشرف غنی، «آرمان ملی» گفتوگویی با محمدجواد جمالینوبندگانی، نایب رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس دهم داشته است که در ادامه میخوانید.
چه عواملی سبب شده دولت اشرف غنی به سرعت کنترل سرزمینهای تحتحاکمیت خود را از دست دهد؟
دولت مرکــزی افغانستان به چنــد دلیل نتوانسته در مقابل طالبان ایستادگی کند. نخست اینکــه در آخرین مرحله انتخابات در افغانستان فقط 10 درصد مردم مشارکت داشتهاند و این عدمحمایت کافی سبب شده جایگاه دولت متزلزل شود. اشرف غنی از حمایت مردمی برخوردار نبود و عملا پایگاههای اجتماعی همچون گذشته در کنار دولت مرکزی نبودهاند. این ضعف را در عصه میدانی نیز میتوان مشاهده کرد و عملا قسمت قابلتوجهی از خاک افغانستان بیش از آنکه جنگ اخیر آغاز شود، تحتکنترل دولت افغانستان نبوده است. از سوی دیگر فساد حکمرانان افغانستانی و عدماعتماد مردم به آنها، به طالبان کمک کرده از این فرصت استفاده کنند و بر افغانستان مسلط شوند. دولت مرکزی افغانستان بسیاری از والیان خود را بر اساس مسائل قومیتی و مذهبی انتخاب کرده بود که غالبا نیز به دور از شایستگی انتخاب شده بودند و همین امر سبب شده طالبان با فشار اندکی بتوانند شهرها را به تصرف خود درآورند.
عوامل خارجی نیز در سقوط دولت مرکزی افغانستان نقش داشتهاند؟
در وهله نخست باید توجه داشت دولت مرکزی افغانستان از تکیه به ناتو و آمریکا نتوانسته بهرهای جوید. آمریکا با طالبان در دوحه توافق کرده و این اتفاقات از پیش مشخص شده بود. فشارها بر اشرف غنی نیز در روزهای اخیر زیاد بود و به نظر میرسد در واقع از اشرف غنی خواسته بودند هرچه سریعتر استعفا دهد. این امر در حوزه سیاسی نیز رقم خورده و عملا این احساس بهوجود آمده که آنها پشتوانه خود را از دست دادهاند. طالبان خود نیز تصور نمیکرد این خلأ بهوجود آید و بتواند با این سرعت پیشروی کند. طالبان از حکومت گذشته خود درسهایی گرفته است و با استفاده از آن تجربیات توانسته هم حمایتهای خارجی را جلب کند و هم راحتتر در شهرها نفوذ کند و به سمت پایتخت حرکت کند. اطمینانبخشی به همسایگان یکی از پروژههای طالبان بوده که با جدیت در هفتههای اخیر پیگیری شده است. طالبان درشهرها نیز اقدام به کشتن برخی شهروندان افغانستانی کرده اما به گستردگی قبل نبوده و توانسته به صورت کنترل شده پیشرفت کند. امروز طالبان صرفا دو تا سه ایالت از افغانستان را نتوانسته به تصرف خود درآورد که آنها نیز بهزودی تحتکنترل قرار میگیرند و بعید به نظر میرسد در
این عرصه برای آنها دشواری وجود داشته باشد.
به چه علت ایران در قبال اتفاقات افغانستان هیچ واکنشی از خود نشان نداده، در حالی که در سوریه به حکومت مرکزی این کشور کمکهای زیادی کرده است؟ تفاوت در چه مواردی بوده است؟
تفاوتهای زیادی میان بحران در افغانستان و سوریه وجود داشته است. ما در سوریه شاهد بودیم که عملا نیروهای خارجی و اسرائیل به دنبال تغییر جغرافیای خاورمیانه بودهاند و درصددند عراق و سوریه را به 6 کشور تقسیم کنند. امروز درست است که در میان طالبان نیز عناصر خارجی وجود دارد اما آنچه در مقابل دولت مرکزی سوریه قرار گرفته بود، غالبا نیروهای خارجی بوده که از آسیای میانه و اروپای شرقی آمده بودند. در سوریه رسما دولت مرکزی از ایران درخواست کمک کرده بود اما هنوز نیز افغانستان از ایران درخواست کمکی نکرده است. امروز ما در افغانستان شاهد هستیم که جمعیت داخلی با یکدیگر درگیر هستند و متفاوت از آن چیزی است که در سوریه رقم خورده است. ایران مشخصا نمیتوانسته درافغانستان دخالت کند. در همان زمان نیز که دیپلماتهای ایران در افغانستان توسط طالبان کشته شدهاند ایران به این جمعبندی نرسیده که ورود نظامی کند. افغانستان یک عرصه خطرناک است که کشورها و قدرتهای جهانی همچون شوروی و آمریکا نیز نتوانستهاند در آن موفق شوند. احساس میشود یک جریانی قصد دارد برای ایران در افغانستان دام پهن کند و ایران را گرفتار کند و ایران باید مراقب
این تلهها نیز باشد. مقایسه سوریه و افغانستان یک قیاس معالفارق است زیرا امروز شاهد هستیم که در افغانستان مقاومتی در مقابل طالبان صورت نگرفته اما سوریه شاهد یکی از سنگینترین درگیریهای خاورمیانه بوده و چندین کشور به صورت مستقیم در آن دخیل شدهاند. در سوریه مساله تجزیه این کشور مطرح شده بود و بسیار جدی بود و هنوز نیز پیگیری میشود اما افغانستان امروز با این مساله مواجه نیست و صرفا تغییر در دولت شکل خواهد گرفت و احتمالا پس از مذاکرات نیز این مساله صورت گیرد.