آرمان - چند روز بیشتر تا انتخاب مهم شهردار تهران توسط اعضای شورای شهر پنجم باقی نمانده است و کاندیداهای تصدی این پست در حال تدوین برنامههای خود برای ارائه به شورای شهر هستند. از میان هفت گزینه نهایی منتخب اما بیش از همه حضور یک زن نام آشنا در عرصههای علمی و سیاسی خودنمایی میکند و کاندیداتوریاش موجب اظهار نظرهای فراوان و توجه ویژه به چرایی حضور وی گردیده است. منتقدان حضور او تنها دو دلیل برای عدم اقبال خود از کاندیداتوری الهه کولایی جهت تصدی شهرداری تهران دارند، نخست خالی بودن رزومه ایشان از فعالیت در حوزه مدیریت شهری و دوم عدم توانایی در برخورد با سیستم پیچیده حاکم بر ساختار شهرداری و سازمانها و نهادهای دخیل در امر اداره کلانشهر تهران. پاسخ به دو نقد فوق ساده خواهد بود اگر ابتدا دو پیشفرض شکل گرفته در اذهان را کنار بگذاریم. پیشفرضهایی که یا ناشی از نگاه فیزیکی و ماشینی (و نه انسانی) به اداره شهر است که در نتیجه آن نقد نخست شکل میگیرد یا ناشی از نگاه مردسالارانه غالب بر جامعه است که نقد دوم را موجب میشود. اما در توجه به چرایی حضور الهه کولایی به عنوان تنها زن کاندیدا، نیازمند نگاهی عمیقتر و شکافتن پوسته کلیشههای ذهنی و تصور از شهرداری و مدیریت شهری کلان داریم. برای این منظور توجه به تفاوتهای شخصیتی و فکری این کاندیدا و شناخت و تعریف درست و دقیق از مفاهیم رویکردهای وی میتواند کارساز باشد و برای همین به ذکر چند نکته بارز بسنده میشود.
اول: برنامه و رویکرد متفاوت
رویکردی که الهه کولایی برای اداره شهر تهران به جامعه ارائه نموده است رویکردی نوین و متفاوت است که در آن به جای شهر و ادوات و آلات زندگی شهری و توسعه عمرانی آنها، انسان محور توجه است و توسعه فرهنگی انسانها راهگشای حل معضلات تهران خواهد بود. نگاه مادرانه به شهر که برای انسانها عدالت و برابری میخواهد و تبعیض و رانت را بر نمیتابد.
دوم: شناخت درست از شرایط
درک و شناخت دقیق از وضعیت و شرایط سیاسی و اجتماعی و ساختارها و پیچیدگیهای آن و در عین حال شناخت راهکارهای منطقی تعامل با همه نهادها به منظور پیشبرد برنامهها از ضروریات یک مدیریت کارآمد در شرایط فعلی کشور است. الهه کولایی با مجهز بودن به دو مولفه دانش و تجربه در این زمینه، ضمن داشتن رویکردی که تنها تامین منافع و رفاه مردم را درتعامل با نهادهای موثر درنظر دارد و باز هم به گواهی فعالیتهای وی، از زد و بند و رانت و رشوه در امان خواهد بود و گزینه کارآمدی برای شهرداری است.
سوم: تناسب صلاحیت و مسئولیت
منتقدان حضور الهه کولایی در بررسی اینتناسب، مقوله مسئولیت را کاملا ایستا و بر اساس چارچوبهای محدود ذهنی خود تعریف میکنند و تنها صلاحیت را بر آن مبنا در نظر میگیرند. از نظر آنها مسئولیت در اداره شهر تنها به امور عمرانی و ترافیک و چانهزنی و زد و بندهای مرسوم خلاصه میشود، در حالی که اگر مفهوم مسئولیت شهردار خارج از این چارچوبها در نظر گرفته شود و به انسانها و حیات مدنی آنها توجه بیشتری شود، صلاحیت فردی که سوابقش در حوزه علوم انسانی (و نه مهندسی) بوده، بیش از هر زمان آشکار میشود. مشکل اصلی منتقدان در عدم شناخت درست مسئولیت شهردار است.
چهارم: روحیه کار جمعی و مشورت
یکی از اساسیترین معضلاتی که منجر به ناکارآمدی مدیریت در ایران است فردمحوری مدیران و عدم توجه آنها به اهمیت مشورت و تعامل با گروههای مختلف است. شهردار تهران بیش و پیش از آنکه بخواهد فردی متخصص و با سابقه باشد باید فردی توانمند در تیمسازی، کار جمعی و اداره تیمهای مورد نیاز با تخصصهای متنوع در امر اداره شهر آن هم بهصورت شفاف و نه صرفا به منظور تامین منافع گروههای نزدیک به خود باشد. الهه کولایی با توان بهرهگیری از ظرفیت دانشگاهی و علمی و پژوهشی کشور و همچنین بهرهگیری از مشاوران بسیار در حوزههای مختلف و همچنین داشتن رویکرد بهرهگیری از تجارب مثبت در اداره کلانشهرها گزینه مناسبی برای یافتن راهکارهای علمی و عملی برای حل معضلات پایتخت است.به هر رو کاندیداتوری الهه کولایی ضمن اینکه حاوی رویکردی نوین و متفاوت و در عین حال مبتنی بر اقتضائات فعلی شهر در اداره کلانشهر تهران است، حامل پیام مهم وجود ظرفیت و توانمندی در جامعه زنان ایرانی هم هست که حضورشان بهعنوان نیمی از جامعه تسهیل کننده و فراتر از آن، ضرورت روند توسعه همه جانبه کشور است.