بستن
کد خبر: ۳۲۴۰۴

پایان ایده‌آلیسم سیاسی در ایران

پایان ایده‌آلیسم سیاسی در ایران
کورش الماسی - روزنامه‌نگار

آرمان - گذشته سپری شده و آینده وجود ندارد. پس موضوع دغدغه‌ها حال و امروز است. واقعیت ملموس، عینی و در برخی موارد دردناک اینکه دشواری‌های جدی در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، روابط خارجه، تجاری، علمی، بهداشتی و... در کشور وجود دارد. بدون هیچ‌گونه غرض‌ورزی و به استناد شواهد می‌توان ادعا کرد ریشه بیشتر مشکلات کشور در ناهماهنگی میان سیاست‌ورزان در عرصه سیاسی کشور است. در یک نگاه سطحی می‌توان ریشه ناهماهنگی‌های عرصه سیاسی را تقابل منافع جناح‌ها و متنفذان دانست یا در این نکته که برخی سیاست‌ورزان خود را مقید به پاسخگویی در قبال عملکرد خود به شهروندان نمی‌دانند. اما به باور نگارنده ریشه عمیق‌تر بیشتر ناهماهنگی‌ها، ناکارآمدی‌ها، اختلاف‌نظرها و در برخی موارد آشفتگی‌ها در عرصه سیاسی و مدیریتی کشور در تقابل ایده‌آلیسم سیاسی با واقعگرایی سیاسی نهفته است، چراکه صرف‌نظر از کیفیت طرح‌ها، راهکارها و راهبردها، سیاست‌ورزان از برخی اندیشه‌ها و باورهای خاص پیروی می‌کنند. از این‌رو، برای روشن‌تر شدن تقابل مذکور لازم است تبیینی مختصر و سطحی از مفهوم ایده‌آلیسم و ایده‌آلیست ارائه شود. ایده‌آلیست به افراد یا گروهایی (از جمله سیاست‌ورزان) اطلاق می‌شود که رفتار، عملکرد، اهداف، آرزوها و حتی احساسات خود را بر مبنای ایده‌ها، اندیشه‌ها و باورهای خاص شکل می‌دهند. اصولگراها از هر نوعی تبلور ایده‌آلیسم سیاسی بوده و هستند. ایده‌ها به عنوان راهکارهایی برای حل‌و‌فصل امور و مشکلات گوناگون انسانی، پدیده‌های ذهنی هستند. تولد انسان در محیط خاص خود موجب می‌شود امور عینی در تعامل فرد با محیط پیرامون، به پدیده‌های ذهنی تبدیل شود. در برخی موارد به دلایل گوناگون (تحلیل و تشخیص غلط امور، اشتیاق وافر به قدرت، شیفته امور دنیوی بودن، اولویت منافع فردی و گروهی بر منافع جمعی و...) ایده‌های سیاسی برگرفته از تعامل فرد با شرایط عینی و ملموس محیط‌زیست نیستند و به همین دلیل گاه عملکرد سیاست‌ورزان ایده‌آلیست ناکارآمد و موجب اختلال در عرصه سیاسی و اجتماعی می‌شود. روند تکامل بسیاری از سیاست‌ورزان که امروز به عنوان اصلاح‌طلب، اعتدالگرا نامیده می‌شوند فرایند تحول و تکامل ایده‌آلیست‌های اصولگرا را به‌وضوح نشان می‌دهد. اعتبار، ارزش و اهمیت ایده‌ها از هر نوعی در نتایج ملموس و قابل سنجش و قابل ارزیابی است که در زندگی روزمره و عینی شهروندان وجود دارد. ساده‌ترین نتیجه‌گیری استدلال فوق، اینکه سیاست‌ورزانی که توان و اراده تطبیق خود با شرایط متغیر اجتماعی و سیاسی را دارند، به بقای سیاسی ادامه و آنهایی که توان، خواست یا اراده همراهی با تحولات و تغییرات عینی و ملموس اجتماعی را ندارند، ضرورتا به حاشیه رانده می‌شوند و در صورت اصرار بر ماندن در عرصه سیاست‌ورزی صرفا موجب آشفتگی، اختلال، ناامنی، ناامیدی و تحمیل هزینه‌های گزاف در حوزه‌های مدیریت سیاسی و اجتماعی می‌شوند. در بازار سیاست‌ورزی، راهکارها، طرح‌ها و راهبردهای گوناگونی از سوی سیاست‌ورزان عرضه می‌شود، اما بنا بر شواهد عینی که زندگی شهروندان آشکار‌ترین نمود آن است، راهکارها، طرح‌ها و راهبردهای ایده‌آلیستی، پیامدهای عینی، ملموس، زمینی، قابل فهم و قابل ارزیابی در زندگی روزمره شهروندان نداشته است. به چند دلیل ازجمله منافع و امنیت ملی، سیاست‌ورزان ایده‌آلیست ضرورتا و الزاما باید در اندیشه‌ها، باورها و خواسته‌های خود تجدیدنظر کنند و از آسمان، تخیلات و صرفا درون‌نگری و خودمحوری به عالم محسوس، قابل سنجش و قابل فهم و زمینی نقل‌مکان کنند. شهروندان دچار مشکلات متعدد و گوناگون ازجمله مشکلات معیشتی هستند. اصرار بر این نگاه که ارتباطی با جهان عینی، ملموس و روزمره شهروندان ندارد، نظام اخلاقی در جامعه را به‌طور جدی و خطرناک دچار آسیب می‌کند. اینکه اخلاق بنیاد زندگی اجتماعی است و بدون نظام اخلاقی کاربردی هیچ جامعه بشری در بلندمدت پایدار نخواهد بود. هیچ حکومتی در طول تاریخ بشر بدون انسجام مدیریتی توان بقای بلندمدت نداشته است. انسجام مدیریتی برآیند واقعگرایی محض است. با در نظر گرفتن مشکلات گوناگون ازجمله مشکلات معیشتی و اقتصادی، آشفتگی منطقه‌ای به دلیل نفوذ کشورهای فرامنطقه‌ای و تحولات مربوط به جابه‌جایی قدرت‌های جهانی، واقعگرایی محض یعنی انسجام مدیریتی کلان در کشور شرط لازم و ضروری ثبات، پایداری، توسعه و اقتدار ملی بلندمدت است. دشمنان پیوسته شرایط کشور را رصد می‌کنند و براساس ارزیابی از شرایط داخل کشور در حوزهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، دفاعی، علمی و... برای دخالت، نفوذ و استثمار برنامه‌ریزی و طراحی می‌کنند. شاید برخی‌ مخالف این گفته باشند، اما می‌توان ادعا کرد که با برهم‌خوردن و از بین رفتن انسجام مدیریتی که به سهم خود مشکلاتی را برای بخش قابل توجهی از شهروندان ایجاد می‌کند، دشمنان، بیگانگان و بدخواهان کشور شاید کار دشواری برای نفوذ و ضربه زدن نداشته باشند. بخشی قابل توجهی از سیاست‌ورزان ایده‌آلیست با هر اسمی ارتباط خود با شریط عینی و ملموس را از دست داده‌اند. به همین دلیل راهکارها، طرح‌ها و راهبرد‌های آنها ناکارآمد و در برخی مواقع مغایر منافع و امنیت ملی است. به این دلیل و بنا بر نتایج انتخابات‌های گوناگون نه فقط از سوی شهروندان هیچ اقبالی به آنها نشده، بلکه چه بسا به‌مرور از صحنه سیاسی بازنشسته هم بشوند. نهایتا اینکه تقابل تاریخی ایده‌آلیسم سیاسی با واقعگرایی سیاسی به پایان رسیده است. شهروندان تشنه راهکارها، طرح‌ها و راهبردهای موثر هستند که نتایج ملموس، عینی و کم‌هزینه برای آنها داشته باشد.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی