آرمان - در ٣١تير 1367، دژخيمان بعث عراق، با نقض تمامي كنوانسيونهاي بينالمللي، بدون هيچ دليلی و بهرغم اطلاع از اين امر كه منطقه زرده دالاهو كرمانشاه مسكوني يا مدني است، اقدام به بمباران شيميايي اين منطقه از كرند غرب كرمانشاه نمود. در جريان اين حادثه دردناك، بالغ بر ٢٨0 نفر شهيد و ١٢00نفر مصدوم شدند كه بهرغم گذشت ٣0 سال از آن روز تلخ هنوز شهروندان بيگناه اين ديار، از آثار دهشتناك بمباران شيميايي مذكور رنج ميبرند. پديداري تولد كودكان نارس، مريض، نادر، معلول و... از جمله يادگارهای اين پليدي است. شهروندان زرده را يارسانان اهل حق تشكيل ميدهند، كساني كه صلح طلبي، برابري و برادري، شرافت، حقطلبي، مهمان نوازي، سادگي، عشق، موسيقي و هنر، كرامت انساني، نيك پنداري را سرلوحه آيين، منش و كردار خود قرار داده و هرساله در بابايادگار جمع شده و با موسيقي تنبورنوازي زنان و مردان يارسان شور و شوق و عشق ميآفرينند. بمباران شيميايي زرده طبيعت، كشاورزي و دامداري ساكنين آن را دچار مصيبت تلخي كرده است. ماندگاري بمبهاي شيميايي، نفوذ آثار مواد شيميايي در گياهان و طبيعت در ساليان زيادي از آن روز موجب مشكلات و فلاكت ساكنان منطقه شده است. در آمد مردم اين منطقه بشدت وابسته به كشاورزي و دامداري است كه بر اثر آغشته بودن طبيعت و آب آن با مواد شيميايي حاصل از بمباران مذكور از بين رفته است، شوربختانه يكي از بمبها در آن زمان دقيقا بر منشأ آب شرب زرده و مناطق اطراف فرود آمده بود و متاسفانه همان زمان مردمان پايين دست مشغول شرب اين آب بودند كه جنايت تلخي اتفاق افتاد. سيدفريدون از اهالي زرده وقتي به منطقه ييلاقي خود در زرده ميرسد با جسد بيجان شش نفر از اعضاي خانواده خود مواجه ميشود و دادا حنيفه با جسد ٩ نفر از اعضاي درجه يك خانوادهاش روبهرو ميشود، مصدومان شيميايي زرده به علت هم زماني عمليات مرصاد و انسداد جادهها به سمت كرمانشاه امكان مداوا پيدا نميكنند و همين امر موجب افزايش تعداد شهيدان ميشود، روزگار اين مردمان به سختي در آن ايام ميگذشت، هنوز ٣0سال از آن روز ميگذرد ولي تاكنون به بسياري از شهروندان مصدومان حقوق قانوني جانبازي پرداخت نشده است و بسياري از آنان تعييندرصد جانبازي نشدهاند. كمبود امكانات، نبود درمانگاه تخصصي مصدومان شيميايي، گراني تجهيزات پزشكي خاص اين مصدومان، بيكاري، تورم و گراني و برخی نگرشها به این اقلیت موجب تداوم رنج بيشتر اين مردمان ستمديده شده است. بين سردشت و زرده نبايد تفاوت باشد كما اينكه بين سردشت و زرده و تهران نيز نبايد نابرابري باشد. تاكنون زرده دالاهو ناپيدا و ناشناخته بود و فشاری که به این مردم وارد میشد هويدا نبود. اكنون وقت آن است تا همگان از دولت تا ملت با همبستگي به ياري آنان برويم و بيشتر از اين آنها را تنها نگذاريم. بعد از سپري شدن ٣0 سال كه زمان زيادي است تازه براي آنان همايش و سمينار برگزار ميشود، يادمان باشد طبق اصل نوزدهم قانون اساسي شهروندان يارسان اهل حق با ساير شهروندان ايران زمين بايد يكسان و برابر نگريسته شوند و نبايد مورد تبعيض واقع شوند. ياد تمامي شهيدان زرده گرامي باد.