آرمان - مطابق با آنچه در قانون آمده، وظیفه انتخاب شهرداران با منتخبان شوراهاست و اعضای هر یک از دورههای شورای شهر باید در انتخاب شهردار از استقلال عقیده و رأی برخوردار باشند، اما اهمیت نقش و جایگاه شهردار تهران بهعنوان عالیترین مدیر محلی کشور موجب میشود تا در آستانه روی کار آمدن شورای پنجم پایتخت، حرف و گمانهزنی در این باره افزایش یابد. از جنبه مشورتی و در مقام وکیل ملت در مسند نایبرئیسی کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس شورای اسلامی، به نکاتی در جهت کمک به انتخاب هر چه شایستهتر شهردار پایتخت اشاره میکنم.
1- نخست آنکه منتخبان شورا باید با تمام توان و قاطعانه، استقلال رأی خود را حفظ کنند. گرچه مشورتپذیری در هر امری نیکوست، اما دخالت در تصمیمگیری که مسئولیتش به عهده دیگری است، از جنبههای مختلف خسارتآفرین است که عدم انتخاب شهردار مطلوب و صدمه به رأی و اعتماد مردم، مهمترین آن است.
2- نکته دوم، پرهیز از درگیر شدن بیش از حد شورا در موضوع انتخاب شهردار است. همانطور که اشاره شد، موضوع انتخاب شهردار تهران از اهمیت ویژهای برخوردار است. مدیریت قریب به 70هزار کارمند در اشکال مختلف قراردادی و انجام بیوقفه حوزههای ماموریتی متنوع و متکثر در شهری 9میلیون نفری، کار بسیار دشوار و پیچیدهای است که بر اهمیت این انتخاب میافزاید. با این حال اگرچه انتخاب شهردار بسیار مهم است، اما مهمترین وظیفه شورا نیست. نباید فراموش شود که اساسا وظیفه هر نوع کار شورایی در قالب یک پیوستار تعریف میشود، نه یک انتخاب، و انتخاب شهردار صرفا سرآغاز این پیوستار است.
3- نکته سوم، نداشتن نگاه سیاسی به مسئولیت شهرداری تهران است. شهردار تهران نباید شهرداری را سکوی پرتابی برای رسیدن به جایگاههای بالاتر چون ریاستجمهوری تلقی کند. این بزرگترین تهدید برای شهر، شهروندان و مدیریت شهری آینده پایتخت است. اگرچه نمونههای مشابه خارجی وجود داشته که برخی روسای جمهور یا نخستوزیران، از شهرداری شهرهای مهم به آن جایگاه رسیدهاند، اما آن روال لزوما در هر ساختاری جوابگو نیست. مناسبات موجود میان سطوح حاکمیتی در کشور ما با قوانین کنونی در حوزه مدیریت شهری، استقلال زیادی برای این سطح از مدیریت قائل نیست. شهردار، منتخب مستقیم مردم نیست. از این رو نباید به دنبال تحقق آرزوهای خود از طریق شهرداری باشد. چنانچه این دیدگاه حاکم شده و شهردار با امید دستیابی به ریاستجمهوری روی کار بیاید، اولین آسیب به شهر وارد خواهد شد، چرا که اقدامات شهرداری همانگونه که در سالهای اخیر شاهد بودیم، عمدتا سازهای، کالبدی، بزرگمقیاس و در جهت نمایش و جلوهگری در مقابل عامه مردم به هر قیمتی، پیش خواهد رفت که این مساله شهر را با ناپایداری مواجه میکند و اصلاح آن بسیار زمانبر و هزینهبر است.
4- چهارمین نکته در موضوع انتخاب شهردار تهران، برخورداری وی از سابقه اجرایی مطلوب بهویژه در حوزه شهری است. شهردار آینده پایتخت باید مدیر اجرایی باتجربه و کارکشتهای باشد. تعادل منابع و مصارف و مدیریت بهینه هزینه ها جزو چالشهای مهم شهرداری تهران است و حل این چالش نیاز به تجربه و توان بالای کار اجرایی دارد. از سوی دیگر فعالیتهای شهرداری عمدتا از نوع توقفناپذیر و 24ساعته هستند و در چنین فضای کاری سیالی، تحقق برنامهها، طرحها و اهداف ازپیشتعیینشده در قالب اجرای درست و کامل قوانین ذیربط، مجموعه مدیریت اجرایی توانمندی را میطلبد که رأس آن شهردار خواهد بود.
5 - نکته پنجم، توان درک تفاوت میان سیستم شهری و سیستم یک مجلس، یک سازمان یا وزارتخانه است. سیستم شهری، بسیار چندذینفعی، چندکارکردی و چندهدفه است. کار کردن در این سیستم پیچیده و متنوع از هر حیث، نیاز به داشتن درک صحیح و متناسب از آن دارد. در غیر این صورت اثربخشی فعالیتهای شهردار و شهرداری تهران پایین خواهد آمد. 6- نکته ششم، توان درک تفاوتهای تهران با سایر شهرها و کلانشهرهای کشور است. شهردار آینده پایتخت باید تهران را خوب بشناسد. مشکلات و مسائل خاص مدیریت شهری در تهران را لمس کرده، دریافته و با آنها درگیر شده باشد تا بتواند برای حلشان، چاره ارائه کند. عدم برخورداری از این عامل که یا از عدم داشتن تجربه کار مدیریتی در حوزه شهری و یا از عدم وجود تحصیلات دانشگاهی مرتبط با مدیریت شهری برمیآید، باعث خواهد شد تا ماههای اول مدیریت شهردار جدید پایتخت عمدتا صرف احصا و شناخت مسائل اصلی شهر توسط وی شده و زمان برای پیشبرد برنامهها از دست برود که این مساله به معنای کاهش کارایی مدیریت شهری خواهدبود. 7-نکته هفتم، توجه به برنامهمحوری است. شهردار تهران باید برای مدیریت شهر برنامه داشته باشد. در اینجا نکته ظریفی وجود دارد. منظور از برنامه، این نیست که شهردار مثلا میخواهد برای حمل و نقل یا ایمنی شهرچه کار کند.