بستن
کد خبر: ۲۱۲۲۳

چرا انتخابات اخیر فرصتی تکرارنشدنی است؟

چرا انتخابات اخیر فرصتی تکرارنشدنی است؟
دکتر سیدعلی میرباقری - استاد دانشگاه و مشاور پارلماني وزارت كشور

آرمان - انتخابات 29 اردیبهشت از این جهت یک رویداد بی‌بدیل تاریخی نام گرفت که ارزشمندترین فرصتی است که به روحانی و همه طالبان اصلاح و توسعه ایران رو کرده است. نتیجه‌ای که از مصاف سخت دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا در این انتخابات به‌دست آمد در عین غرورانگیزبودن، بسی خطیر و حساس است. این سنت همیشه تاریخ است که توده‌های مردم به همان اندازه که سیل‌آسا به یک جریان و تفکر روی می‌آورند و چشم امید می‌بندند، اما در صورت اهمال در وظایف و مسئولیت‌ها، به همان سرعت نیز روی برمی‌گردانند. تاریخ سیاست به‌ویژه در ایران‌زمین بر اساس همین اقبال سیاسی مردم رقم خورده است. این درس سیاست به گوش همه رجال سیاسی ایرانی آشنا است؛ از جناح چپ و اصلاح‌طلب تا راست و اصولگرا، هر کدام در کارنامه خویش دورانی از اعتماد و بی‌اعتمادی مردم را تجربه کرده‌اند. به نظر می‌آید این روزها جناح پیروز میدان انتخابات، اصلاح‌طلبان و اعتدالیون، بیش از همه باید این پند تاریخ را نصب‌العین قرار دهند که توده مردم در یک روز رای اعتماد خویش را تقدیم آنها می‌کنند اما برای نگه‌داشتن آنها باید 4 سال سخت کوشش کنند. انتخابات اردیبهشت داغ ایران برای طیف اصلاح‌طلبان و اعتدالیون از هر نظر فرصتی تکرارناشدنی است تا از یک سو در برابر موج ادعاهای حریف ثابت کنند که در اداره جامعه بیش از حریف خویش شایسته و توانمند هستند و از سوی دیگر اثبات کنند که به رأی اعتماد شهروندان وفادارند. در گرماگرم مبارزات انتخاباتی میان روحانی و حریفانش جمله‌ای کلیدی و مهم بر زبان برخی صاحب‌نظران جاری شد که گفتند «جامعه ایران بعد از این همه افت‌وخیز پرخسارت در مدیریت سیاسی دیگر فرصت آزمون و خطا ندارد»؛ اکنون در فردای انتخابات می‌توان گفت مردم پیام این جمله طلایی را گرفتند که در رأی خود راه را بر ورود نورسیدگان و افراد خام‌دست به صحنه مدیریت بستند. اما اکنون نوبت مدیران و دولتمردان است که وجه دیگر این پیام را دریابند که دیگر اجازه خطاکردن و لغزش ندارند. بنابراین در فردای انتخابات می‌بایست همه نخبگان جریان اصلاحات و اعتدال را به تامل جدی در این امر مهم فراخواند که دولت مولود انتخابات ماه اردیبهشت در یک بزنگاه تاریخی ایستاده است و درجه اهمیت و مسئولیت آن با هیچ دولتی در گذشته قابل قیاس نیست، به چند دلیل روشن؛ اول، در این انتخابات خطر بزرگ پوپولیسم از بیخ گوش دولت و جامعه گذشت. آحاد مردم ایران با احساس چنین خطری به صحنه آمدند. اکنون تنها راهی که برای دورکردن این خطر و مصون‌ساختن مدیریت سیاسی از این نیروی مهاجم پیش رو است، همانا نوع عملکرد دولت دوازدهم است. هر گونه اهمال و سستی در کار و بار دولتمردان جدید در حکم دمیدن خون تازه به کالبد خمودشده پوپولیسم است. دوم، در یک آگاهی تاریخی، شهروندان بر ضعف‌ها و کاستی‌های دور اول دولت روحانی چشم اغماض بستند. مردم به‌ویژه بعد از شنیدن حرف دو طرف مناظرات انتخاباتی پذیرفتند که بسیاری از فرصت‌های دولت روحانی در دور اول به امر مهم برجام و آواربرداری از ضایعات مدیریتی دولت پیشین سپری شده است اما در دولت دوازدهم دیگر دلیلی بر چشم‌پوشی و اغماض و ارفاق مردم نسبت به دولت نیست و بدون‌شک هرگونه غفلتی از حل مشکلات جامعه یا فراموشی مطالبات آنان عقوبت خاص خود را می‌تواند درپی داشته باشد.چنانکه رئیس جمهوری و معاون اولش تصریح کرده‌اند، در روند کار دولت اعتدال در چهار سالی که گذشت، پاره‌ای ضعف‌ها و ایرادات بروز کرد که ادامه و تکرار آنها به‌طور جدی موقعیت دولت را دچار تهدید خواهد کرد. در این مدت ضعف‌هایی در عملکرد مدیریت‌های میانی و بخش‌های ستادی و رسانه‌ای بروز کرد که باعث رنجش دوستداران و همراهان روحانی شد. خروجی کار شماری از نهادها و مدیران دولت به‌روشنی گویای آن است که آنها پایین‌تر از حد انتظار حامیان روحانی ظاهر شده‌اند. البته جای امیدواری است که روحانی در ایام انتخابات وعده اصلاح این روند و نوسازی ناوگان دولت را داده است. بدون‌تردید دولت آینده با فرمان دولت سابق و با ترکیب گذشته نمی‌تواند این راه سخت را طی کند و بی‌شک نیازمند نوسازی است. سوم، روحانی برخلاف گذشته حریفی سازمان‌یافته پیش رو دارد؛ حریفی که فقط با موج حضور قدرتمند مردم عقب نشسته است. این حریف از این پس در کمین، منتظر اشتباهات و لغزش‌ها می‌ماند. تنها یک راه وجود دارد تا دولت دوازدهم فشارها و هجمه‌های آنها را خنثی کند و آن مدیریت درست و ساماندهی به اوضاع و بالابردن راندمان دستگاه‌ها و مدیریت‌های مختلف است. رضایت مردم از خدمات دولت در 4 سال آینده تنها تکیه‌گاهی است که روحانی می‌تواند با امید به آن، آینده سیاسی جریان اصلاحات و اعتدال را ترسیم کند. چهارم، قطعا هیچ‌کس در این دوره انتظار معجزه ندارد و همه آنچه به‌عنوان وعده‌های روحانی یا مطالبات مردم مطرح شده است، محقق نمی‌شود اما دستکم بخشی از این مشکلات قابل‌حل است؛ مواردی مثل شکستن رکود، رسیدگی بیشتر به طبقات ضعیف که این‌بار به شکل عجیب مورد طمع جریان‌های سیاسی قرار گرفت، خنثی‌کردن بمب خطرناک بیکاری و حرکت‌دادن چرخ‌های تولید مراکز و اصلاح سیستم بانکی، اشتباهات در انتخاب مدیران و تصمیم‌گیران در مرکز و استان‌ها. در نهایت باید این درس را هر روز دوره کرد که انتخابات اخیر فرصتی تاریخی آفریده است و چنان چه این فرصت از دست برود پیامد آن فقط به ناکامی روحانی محدود نمی‌شود. این انتخابات به‌درستی انتخاب میان راه و بیراهه خوانده شده است. شکست در این دوره، از دست‌رفتن یکی از امیدها به توسعه ایران است و ممکن است نه فقط در انتخابات بلکه تا دهه‌های بعدی چنین فرصتی به‌دست نیاید.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار