آرمان - نگین باقری: گاهی اوقات در اوج ناامیدی مرور زندگی برخی افراد برایت تلنگر میشود. تلنگری از جنس اینکه نباید در هر شرایطی امید را از دست داد، به ویژه اگر آنها با وجود نقض عضو سختیها و موانع را از سر راهشان برداشته باشند، چون دقیقا همینجاست که عبارت «معلولیت محدودیت نیست» معنا مییابد. «آرمان» در این گزارش به سراغ معلولانی رفته است که با وجود نقص عضو مدارج ترقی را به بهترین شکل طی کردهاند.
یک فاجعه، یک سانحه، یک اتفاق و یک چشم برهمزدن، دستهایشان را گرفت؛ دستانی که نماد اندام تنومندشان بود و هیکل ورزشکارانه شان را به رخ میکشید. آنها در عنفوان جوانی با سهل انگاری عضوی را از دست دادند که لازمه کارشان بود، دستانی که وزنه را بالا میبرد و نانآور خانواده بود. مردانی که درعمق فاجعه تنها دو راه داشتند؛ اینکه یا برای همیشه ورزش پرورش اندام را بوسیده و کنار بگذارند و تنها با خاطرات آن زندگی کنند یا با تمرین و ممارست و با دستان نداشته به جنگ با موانع ورزشی بروند. گرچه راه دوم منتخب آنها بود، اما روزهای سختی را پشت سر گذاشتند که تنها به چشم اطرافیانشان و مربیانشان آمد. تمرینات سنگین و پی در پی، بی خوابی، فشار ناشی از نقض عضو و... نه تنها آنها را از پای درنیاورد، بلکه با صبر به رویاهای خود نیز جامه عمل پوشاندند. حمید و مهران برای ادامه دادن تنها به تواناییهای خود تکیه کردند. آنها زمین خوردن خود را با تمرین، تلاش و پشتکار پایان دادند و روی شانس در زندگی خود خط بطلان کشیدند، چرا که با تک دست و بدون داشتن مچ و انگشت هم میتوان به آرزوها دست یافت. فقط کافی است که خود را باور داشت. اینک آنها نماد مقاومتند، برای معلولانی که جای پیدا کردن مسیر به خانه نشینی اکتفا میکنند، چرا که معلولیت نابهنگام این دو ورزشکار نشان داد که موفقیت حاصل تصمیم افراد است و دستخوش شرایط موجود نیست؛ معلولیتی که در آن محدودیتی وجود ندارد و تنها باید برای رسیدن به رویاها عزم را جزم کرد. «آرمان» در این گزارش از طرفی واقعه تلخ معلولیت این دو ورزشکار را بازتاب داده و از طرف دیگر به ادامه زندگی و رسیدن به موفقیت پس از معلولیت پرداخته است.
هرگز برای شروع دیر نیست
«وحید مرادی» 9 سال پیش، سر کار بود و داربست ساختمان میبست که لوله داربست متصل شد به سیم فشار قوی. سیمی که تا داربست تنها 20 سانتی متر فاصله داشت و او را مثل آهنربا کشید، بهگونهای که وحید روی پشتبام پرت شد و از هوش رفت. البته جای شکرش باقی است برادر کوچکش که همراه او کار میکرد متوجه برق گرفتگیاش شد و آمبولانس را خبر کرد. وحید 31ساله و ساکن استان کرمان و شهرستان جیرفت است و آن روزها را در گفتوگو با «آرمان» مرور میکند: بعد از حادثه به دلیل نبود امکانات در بیمارستان شهرستان جیرفت مرا به کرمان انتقال دادند. بعد از دو هفته در بیمارستان پزشکان قصد داشتند دستانم را قطع کنند که من نگذاشتم و به بیمارستان شهید مطهری تهران آمدم، اما بی فایده بود. او ادامه میدهد: سرانجام مچ هر دو دست و انگشتان پای راستم را قطع کردند و پای چپم نیز مورد چند عمل جراحی قرار گرفت که خدا را شکر قطع نشد. گرچه وحید روزها و شبهای سختی را گذراند، ولی بعد از سه سال از وقوع این حادثه با دستهای مصنوعی کم کم شروع به تمرینات رشته بدنسازی کرد و اکنون دو سالی است که مرتب و با جدیت این ورزش را دنبال میکند. او معتقد است که شکست خوردن و بر زمین افتادن اتفاقی است، اما بلند شدن و ادامه دادن یک انتخاب است. این ورزشکار میافزاید: زندگی ام را مدیون ورزش بدنسازی هستم، چون با آن دوباره جان گرفته و صاحب انگیزه شدم. وحید عاشق تمرینات سنگین است، چرا که او را در برابر سختیها و مشکلات محکم تر میکند. او با بیان اینکه بدنسازی تنها راهی است که با آن خود را تخلیه میکنم، اظهار میکند: مهر سال 87 برای من تولد دوباره بود، تولدی که با یک حادثه شروع شد. حادثهای که شاید دستانم را گرفت و مرا به زمین زد، اما زمینگیرم نکرد. او توضیح میدهد: هر چند اکنون توان پاهایم کمی کمتر شده و راه رفتن برایم دشوار شده است، اما همچنان شوق پریدن امانم نمیدهد. او بیان میکند: باید جنگید و از روی مشکلات، سختیها، تنبلی، هوای نفسانی و... عبور کرد. وحید تاکید میکند: به لطف خدا و با کمک عزیزانم هر روز با ایمانی قویتر و تلاشی بیشتر در حال نبرد با هر آنچه مرا از تجربه حس شیرین زندگی منع میکند، هستم. البته باید بگوییم که توانمندیهای وحید به ورزش ختم نشد. او بعد از بدنسازی شروع به رانندگی کرد و اکنون با شرایط سخت و دستهای مصنوعی دوچرخه سواری میکند. وحید اکنون مدیریت شغل قبلی خود را برعهده دارد و معلولیتش او را محدود نکرده است. این ورزشکار توانمند عنوان میکند: تا زمانی که نفس میکشیم هرگز برای شروع دوباره دیر نیست. درست است که دستانم را از دست داده ام، اما همچنان امیدوارم. وحید میگوید: این اتفاق باعث شد که به خدا و توانایی هایم توکل کرده و از صفر شروع کردم. او خاطرنشان میکند: گاهی باید به همه تلخیها یک لبخند زیبا زد و از آنها تشکر کرد که به خود تکیه کردن را به انسان یاد میدهند.
خود را به خودم ثابت کردم
اهل تهران است و 28 سال دارد. سالها ورزشکار بود تا اینکه در یک سانحه تصادف دست راستش را از دست داد. مهران بیرامی در گفتوگو با «آرمان» میگوید: سال ١٣٨٨ در حال آمادگی برای مسابقات استانی زيبایی اندام بودم. در آن سالها اوقات فراغتم را با موتور پر میكردم. يک روز بعد از گردش و تفريح با يكی از دوستانم، هنگام برگشت به خانه در اتوبان به دلیل تركيدن لاستيک جلوی موتور زمين خورديم، وقتی چشمانم را باز كردم متوجه شدم كه از آن حادثه حدود يک ماه میگذرد و دست راستم را به دلیل قطع شدن شريان اصلی از بالای آرنج از دست دادم و پای راستم نیز آسيب جدی ديده بود كه با جراحیهای بسيار مثل روز اول شد. البته خدا را شکر دوستم لطمهای ندید. مهران معتقد است چیزی که مهم است از الان به بعد است نه از الان به قبل. وقتی امید داشته باشی هر چیزی ممکن میشود. او ادامه میدهد: من به اميد موتورسواری و آماده شدن برای مسابقه از بستر بلند شدم و امروز هم به لطف خدا برای آمادگی مسابقه برون مرزی سال 2017 در حال تمرین هستم، يعنی فراتر از روياهام گام برداشته ام. مهران در زمان استراحت پنج روز در هفته روزی يک ساعت و نيم ورزش میکند و قبل از مسابقه هفت روز هفته را روزی دو الی سه مرتبه حدود يک ساعت و نيم در رژیم به سر میبرد. او تاکنون در مسابقات شمال غرب استان تهران سال 94 و مسابقه کشوری سال 95 صاحب دو مدال طلا شده است. مهران بارها به علت سنگینی تمرینات خسته، عصبی و بی طاقت شده، اما تسلیم نشده است. از او میپرسیم که چگونه با این حادثه روحیه خود را از دست نداده و به ورزش ادامه داده است که میگوید: میخواستم خود را به خودم ثابت كنم. اکنون دیدگاه اطرافیانم به گونهای است که من به هر چه بخواهم میرسم.
سازماندهی ۱۲۰هزار ورزشکار معلول
در ماه جاری رئیس فدراسیون ورزشهای جانبازان و معلولان با اشاره به اینکه تعداد ورزشکاران سازمانیافته فدراسیون ورزشهای جانبازان و معلولان ۱۲۰هزار نفر است، گفت: فرد سازمان یافته، یعنی اینکه کارت بیمه ورزشی داشته و حرفهای در حال ورزش است. محمود خسرویوفا با بیان اینکه تعداد مدالهای ایران در رقابتهای پاراالمپیک ریو تکرار نتیجه ریو بوده که ۲۴ مدال طلا کسب شد، افزود: به دنبال این هستیم که از همه ظرفیتها در راستای کشف استعدادهای بالقوه بهره برده و ورزشکارانی زبده و کارآمد را برای حضور در میادین بزرگی چون پاراالمپیک آماده کنیم. او ادامه داد: امسال مسابقات قهرمانی وزنهبرداری جوانان و بزرگسالان در مکزیک برگزار میشود که خودبهخود پشتوانه خوبی برای این رشته ورزشی در آینده خواهد بود. رئیس فدراسیون ورزشهای جانبازان و معلولان حال فدراسیون ورزشهای جانبازان و معلولان را از نظر اعتبار خوب ارزیابی کرد و گفت: امروز ظرفیت خوبی در شورای علوم فرهنگی به وحود آمده است که در سال جاری مشکلی در تخصیص اعتبار به استانها نخواهیم داشت. ظرفیت ورزشهای پاراالمپیکی، ظرفیت قانونی است که در سال ۹۵ در پاراالمپیک، 11میلیارد تومان بود. این در حالی است که در سال ۹۶ این میزان ۱۰۰درصد افزایش یافته است. خسرویوفا از اعزام تیم وزنهبرداری جانبازان و معلولان به رقابتهای جهانی جوانان و بزرگسالان در مکزیک، اعزام تیم فوتبال هفتنفره به مسابقات آرژانتین، رقابتهای تیراندازی در آلمان و جمهوری چک و نیز چند رویداد دیگر خبر داد و به مهر گفت: فدراسیون ورزشهای جانبازان و معلولان جزو فدراسیونهای برتر در سطح کشور به شمار میرود که ثبت رکورد چهار ورزشکار پاراالمپیکی ما در گینس، حاکی از این مطلب است.