آرمان - اگر بخواهيم مورد احترام باشيم ميبايست حرمت اموري را نگه داريم. اين حرمت نگهداري، همان چيزي است كه در قالب عمل به كارهاي معروف و پسنديده و ترك كارهاي زشت و ناپسند خودنمايي ميكند. پس براي اينكه حرمت ما را نگه دارند، ميبايست حرمت نگه داريم. مهمترين موضوع در اين وادي، حفظ حرمت الهي است. از اين رو خداوند در آياتي برلزوم حفظ بزرگي و احترام او از سوي انسانها تاكيد كرده است (انعام، آيه ۱۰۸؛ فتح، آيه ۹؛ رحمان، آيات ۲۷ و ۲۸؛ نوح، آيه ۱۳؛ علق، آيه ۳). اين بدان معناست كه انسان ميبايست با حفظ حرمت الهي و تكريم و تعظيم خداوندي، گام بزرگ تكريم و حرمت نگه داشتن خود را بردارد. به اين معنا كه هر انساني بايد بداند كه خداوند او را بزرگ داشته و به عنوان خليفه برگزيده و متخلق به صفات و اسماي خود نموده است. پس كاري كند كه اين كرامت حفاظت شود و خدشهاي بدان وارد نشود و بر خلاف خداوند و اهداف آفرينش گام برندارد. به سخن ديگر، كسي كه ميخواهد محترم و مكرم باشد، بايد خود، حرمت خويش را حفظ كرده و با تخلق به اخلاق الهي و مظهريت در آن بكوشد تا محترم باشد و خداوند و موجودات هستي، او را تكريم نمايند. خداوند ضمن بيان كلياتي درباره چگونگي احترام گذاشتن، موارد و مصاديق جزئي را نيز مطرح ميكند تا انسانها بياموزند كه چگونه بايد حرمت نگه دارند و احترام كسي را بجا آورند و تكريم نمايند؛ چرا كه انسان با عمل اخلاقي، نشان ميدهد تا چه اندازه فضايل اخلاقي در او رسوخ كرده است. تقديم سلام و با خوشرويي با شخص مواجه شدن، خود نوعي از تكريم و حرمت نگه داشتن است كه خداوند در برخي از آيات بدان اشاره كرده است. از جمله در داستان حضرت ابراهيم (ع) و ورود فرشتگان به منزل ايشان، فرشتگان بر ايشان سلام ميفرستند و اينگونه تكريم ميكنند. آن حضرت (ع) نيز با پذيرايي كامل و انداختن سفره غذا ميكوشد تا نسبت به ميهمانان خود تكريم روا دارد و احترام و حرمت ايشان را نگه دارد (ذاريات، آيات ۲۴ و ۲۵؛ هود، آيه ۶۹؛ حجر، آيات ۵۱ و ۵۲). از جمله شيوههاي تكريم و احترام به ميهمان آن است كه در جاي خوش و بهترين مكان او را بنشانيم و به استقبال و بدرقه او برويم (همان و نيز يوسف، آيه ۱۰۰). مراعات مكان ميهمان و ايجاد امنيت، آرامش و آسايش و رفاه (همان و نيز هود، آيه ۷۸؛ حجر، آيات ۶۸ و ۶۹) از ديگر كارهايي است كه شخص ميتواند در مقام تكريم ميهمان انجام دهد. احسان و كمك به والدين و پرهيز از نشان دادن خستگي در پذيرايي و مواظبت و مراقبت از ايشان در سالخوردگي و ناتواني، از ديگر شيوههاي تكريم و احترام بزرگهاست كه در آياتي از ۹۹ و ۱۰۰ سوره يوسف و آيات ۲۳ و ۲۴ سوره اسراء به آن اشاره شده است. حرمت و احترام قانونهاي مكتوب و شفاهي كه در قالب آداب و رسوم و هنجارهاي اخلاقي و عقلايي در جامعه رواج يافته و نيز تكريم و احترام اماكن مقدس نيز از مصاديقي است كه در قرآن به آن اشاره شده است. به هرحال، انسانها، موجودات داراي كرامت و احترام هستند و نميتوان بيدليل بيحرمتي درباره ايشان روا داشت. از اين رو خداوند همه بشر را مورد تكريم كلي قرار داده مگر اينكه خلاف آن ثابت شود. خلاف آن نيز زماني ثابت ميشود كه شخص خود كرامت و حرمت خويش را از ميان بردارد و كارهاي ناشايست و پست و رذيلتهاي اخلاقي را انجام دهد. البته شخص با هر هنجارشكني و بيحرمتي به همان ميزان از حرمت و كرامت خود ميكاهد و زماني ميرسد كه ديگر از انسانيت كاملا ساقط ميشود و دوزخي ميگردد. به سخن ديگر، تكريم هر انساني، يك اصل است و حرمت وي ميبايست نگه داشته شود. هرچه انسان اخلاقيتر و فضايل اخلاقي در او و زندگي اش نمودارتر باشد، از احترام و كرامت بيشتري برخوردار است و هرچه برخلاف هنجارهاي اخلاقي و شرعي عمل كند و قوانين را زيرپا گذارد و هنجارشكني كند به همان ميزان نيز از كرامت و حرمت او كاسته ميشود و ارزش و اعتبارش كاهش مييابد. در حقيقت خود انسان است كه كرامت و حرمت خويش را از ميان ميبرد و خود را سزاوار اهانت ميكند. خداوند به عنوان نمونه در آيه ۱۸ سوره حج بيان ميكند كه افرادي كه در نزد خداوند خوار شدند، فاقد هرگونه احترامي هستند، چرا كه خود حرمت خويش را نگه نداشتند و از كرامت الهي سود نبردند پس سزاوار بيحرمتي هستند.