در همین زمینه، با تیم بازرگانی وانیکس درباره تجربه این مجموعه در مدیریت ریسک واردات از چین و راهکارهایی که میتواند به فعالان اقتصادی برای عبور از شرایط پیچیده امروز کمک کند، گفتوگویی انجام دادهایم.
واردات از چین همچنان میتواند یک فرصت اقتصادی باشد، اما دیگر نمیتوان با مدلهای قدیمی فعالیت کرد. در شرایط فعلی که اقتصاد ایران با تورم، کاهش قدرت خرید، نوسانات ارزی و بحرانهای مقطقهای مواجه است، سودآوری واردات به میزان توانایی واردکننده در تحلیل و مدیریت ریسک بستگی دارد.
از نگاه ما، اشتباه بزرگ برخی واردکنندگان این است که هنوز فقط به قیمت خرید از چین توجه میکنند؛ اما در شرایط فعلی، معیار اصلی موفقیت قیمت تمامشده و امکان فروش در بازار ایران است.
وارد کننده حرفهای قبل از ثبت سفارش باید موارد زیر را بررسی کند:
آیا مشتری توان خرید این کالا را دارد؟
اگر نرخ ارز تغییر کند، سود معامله حفظ میشود؟
اگر حمل طولانی شود، سرمایه چقدر درگیر خواهد شد؟
آیا بازار ایران ظرفیت جذب این محصول را دارد؟
بنابراین واردات از چین همچنان فرصت است، اما این فرصت متعلق به کسانی است که با تحلیل بازار، انتخاب درست کالا و مدیریت ریسک وارد تجارت میشوند.
تجربه ما نشان داده که سه عامل از جمله ریسک ارزی، ریسک حملونقل و ریسک انتخاب کالا بیشترین تاثیر را روی موفقیت یا شکست یک معامله وارداتی دارند که یکی یکی توضیح میدهیم.
در بازار ایران فاصله زمانی بین تصمیم برای خرید کالا، پرداخت به فروشنده چینی، حمل محموله و ورود کالا به بازار میتواند باعث تغییر قابل توجه قیمت تمامشده شود؛ به همین دلیل، ممکن است وارد کننده در زمان خرید، حاشیه سود مشخصی برای محصول خود پیشبینی کند؛ اما چند ماه بعد با افزایش هزینه تامین ارز یا تغییر شرایط بازار، آن سود کاهش پیدا کند یا حتی معامله زیانده شود.
بسیاری از کالاهای وارداتی ایران از مسیرهای دریایی وارد کشور میشوند و هرگونه اختلال در مسیرهای تجاری میتواند باعث افزایش زمان حمل، رشد هزینههای بیمه، افزایش کرایه حمل یا تاخیر در تحویل کالا شود. تجربه ماههای اخیر درباره حساسیت مسیر تنگه هرمز نشان داد که مسائل ژئوپلیتیکی میتواند مستقیما روی زنجیره تامین اثر بگذارد و هزینه تجارت را افزایش دهد.

در شرایطی که تورم و کاهش قدرت خرید باعث تغییر رفتار مصرفکنندگان شده، دیگر هر کالایی که در چین ارزان تولید میشود، الزاما بازار مناسبی در ایران ندارد. گاهی واردکننده بدون بررسی دقیق تقاضای بازار، اقدام به خرید محصولی میکند که در زمان سفارش جذاب به نظر میرسد، اما هنگام ورود کالا با کاهش قدرت خرید مشتریان، افزایش رقابت یا پایین بودن حاشیه سود مواجه میشود.
نوسان ارز شاید مهمترین ریسک تجارت خارجی ایران باشد، زیرا کوچکترین تغییر در نرخ ارز میتواند ساختار قیمت تمامشده کالا را تغییر دهد. اشتباهی که برخی واردکنندگان انجام میدهند این است که فقط قیمت خرید کالا در چین را بررسی میکنند. در حالی که قیمت واقعی یک محصول شامل چندین بخش است:
قیمت خرید از کارخانه یا تامینکننده
هزینه حمل
هزینه بیمه
هزینههای گمرکی
هزینه انتقال پول
هزینه خواب سرمایه
ریسک تغییر نرخ ارز تا زمان فروش کالا
مدیریت این شرایط نیازمند چند اقدام همزمان است. نخست اینکه واردکننده نباید تمام سرمایه خود را روی یک خرید بزرگ متمرکز کند. تقسیم سفارشها و مدیریت نقدینگی میتواند ریسک کاهش ارزش سرمایه را کمتر کند.
دوم اینکه باید زمانبندی خرید بر اساس تحلیل بازار انجام شود. خرید هیجانی در دورههای پرنوسان ارزی ممکن است باعث شود کالا با قیمت بالا وارد شود اما هنگام عرضه، قدرت خرید بازار کاهش پیدا کرده باشد.
تورم باعث شده مدل سنتی واردات تغییر کند. در گذشته برخی کالاها صرفا به دلیل اختلاف قیمت بین چین و ایران وارد میشدند، اما امروز این معیار کافی نیست. در شرایط تورمی، سوال اصلی این نیست که «چه کالایی ارزانتر است؟» بلکه باید پرسید:
«کدام کالا در شرایط اقتصادی فعلی ایران همچنان مشتری دارد؟»
به همین دلیل، تحلیل نیاز بازار اهمیت بیشتری پیدا کرده است. کالاهایی که مشکل واقعی مصرفکننده یا کسبوکارها را حل میکنند، معمولا مقاومت بیشتری در برابر کاهش تقاضا دارند.
برای مثال، تجهیزات مرتبط با انرژی، ابزارهای صنعتی، قطعات مورد نیاز تولید، تجهیزات تعمیراتی و کالاهایی که به افزایش بهرهوری کمک میکنند، در بسیاری از شرایط اقتصادی میتوانند فرصتهای بهتری ایجاد کنند.
جنگ و بحرانهای منطقهای نشان داد که زنجیره تامین جهانی تا چه اندازه به مسیرهای حملونقل وابسته است. حتی زمانی که کارخانه در چین آماده تولید باشد، اختلال در مسیرهای دریایی، افزایش هزینه بیمه یا تغییر شرایط حمل میتواند کل برنامه واردات را تغییر دهد.
گزارشهای اقتصادی نیز نشان میدهد که تنشهای منطقهای میتواند بر تجارت ایران و چین و مسیرهای انرژی و حملونقل اثرگذار باشد. در چنین شرایطی، واردکننده باید فقط به قیمت کالا توجه نکند. انتخاب روش حمل مناسب، همکاری با مجموعههایی که تجربه لجستیک بینالمللی دارند و داشتن چند سناریوی حمل، اهمیت زیادی پیدا کرده است. باید بگوییم، یک تصمیم درست در مرحله حمل میتواند میلیونها تومان اختلاف هزینه ایجاد کند.
بزرگترین اشتباه، تمرکز بیش از حد روی قیمت پایین است. گاهی یک فروشنده چینی قیمت بسیار مناسبی پیشنهاد میدهد، اما مشکلاتی مانند کیفیت پایین، عدم تطابق محصول با استانداردهای بازار ایران، تاخیر در ارسال یا مشکلات اسناد باعث میشود هزینه نهایی چند برابر شود.
واردکننده حرفهای قبل از خرید باید موارد مختلفی را بررسی کند:
اعتبار تامینکننده
سابقه صادرات کارخانه
نمونه محصول
کنترل کیفیت قبل از ارسال
شرایط پرداخت
امکان پیگیری حقوقی یا قراردادی
در واقع، ارزانترین خرید همیشه اقتصادیترین خرید نیست!
بازار چین بسیار گسترده است و تفاوت بین تولیدکنندگان حرفهای و واسطهها زیاد است. یکی از روشهای کاهش ریسک، انجام بررسیهای اولیه قبل از پرداخت است. بسیاری از مشکلات واردکنندگان زمانی ایجاد میشود که بدون شناخت کافی، مبلغ زیادی را به یک تامینکننده پرداخت میکنند.
بررسی کارخانه، دریافت نمونه، کنترل مشخصات فنی، مذاکره دقیق درباره قرارداد و استفاده از تجربه تیمهای بازرگانی محلی میتواند احتمال خطا را کاهش دهد.

بله، اما با یک شرط مهم؛ واردات باید هدفمند باشد! چین همچنان یکی از مهمترین مراکز تولید جهان است و تنوع بالای کالا، ظرفیت تولید گسترده و امکان تامین محصولات مختلف، آن را به یکی از مقاصد مهم تجارت جهانی تبدیل کرده است؛ اما مدل موفقیت در سال ۱۴۰۵ با گذشته تفاوت دارد. دیگر نمیتوان هر کالایی را صرفا به دلیل قیمت پایین وارد کرد.
واردکننده موفق کسی است که سه موضوع را همزمان بررسی کند:
نیاز واقعی بازار ایران
توان مدیریت ریسک مالی
انتخاب مسیر مطمئن تامین و حمل
در شرایط امروز، موفقیت در واردات بیشتر از آنکه به سرمایه عظیم وابسته باشد، به تصمیمگیری حرفهای وابسته است. واردکننده باید مانند یک مدیر ریسک فکر کند. یعنی قبل از هر خرید، سناریوهای مختلف را بررسی کند:
اگر ارز افزایش پیدا کرد چه میشود؟
اگر فروش کالا کمتر از انتظار بود چه؟
اگر مسیر حمل تغییر کرد چه؟
اگر تامینکننده نتوانست به تعهدات خود عمل کند چه؟
اگر جنگ همچنان ادامه داشته باشد چه؟
کسبوکارهایی که برای این سوالها پاسخ دارند، در شرایط سخت اقتصادی نیز میتوانند ادامه مسیر دهند. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که تجارت بینالمللی دیگر فقط خرید و فروش کالا نیست؛ بلکه ترکیبی از تحلیل بازار، مدیریت سرمایه، شناخت قوانین و کنترل ریسک است.
در اقتصادی که تورم، نوسان ارز و بحرانهای منطقهای به بخش جداییناپذیر فضای کسبوکار تبدیل شدهاند، واردات موفق از چین نیازمند رویکردی فراتر از خرید محصول است. تجربه مجموعههایی مانند وانیکس نشان میدهد که مدیریت ریسک، انتخاب تامینکننده مناسب، شناخت بازار و برنامهریزی مالی، چهار ستون اصلی تجارت پایدار در سال ۱۴۰۵ هستند.