آرمان میرزانژاد، شاعر و منتقد ادبی نوشت: در زمانه ما، دیگر سلیقه ادبی فرد را فقط منتقدان، استادان دانشگاه، نویسندگان و شاعران اثرگذار تعیین نمیکنند، الگوریتمهای پیشنهاد دهنده اینستاگرام، کتابفروشیهای آنلاین، صفحات تلگرامی و بسیاری از پدیدههای جدید هم نقش دارند. جدای از این مسأله، در دنیای معاصر سلیقه ادبی ما شکل ثابتی ندارد، هر دوره تاریخی در نسبت با دورههای پیشین، ما دچار تغییر در حوزه سلایق میشویم، سلیقه شعری خود را در بیست سالگی به یاد بیاورید و مقایسه کنید با سی سالگی، چهل سالگی و... در دروان پیشا اینترنت، ورود در دنیای سلیقه ادبی هر فرد، مشروط به در نظر گرفتن چند عامل میشد:
تربیت والدین، فضای آموزشی، مجلات، کتابها، رادیو تلویزیون و تبلیغات خاص احزاب سیاسی که در ایجاد سلیقهای عام یا خاص یک یا چند نسل سهیم بودند. برای مثال در دوران معاصر دهه سی تا دهه پنجاه گستره نفوذ شعر نیمایی آنچنان وسیع بود که حتی شاعران سنت گرایی، چون شهریار و سایه را به سمت خود میکشید، حلقه نیمایی سرایان غالب بر شعر معاصر بود. بعدتر شعر سپید شاملویی، شعر حجم یدا... رویایی، از جریان سازان عرصه شعر مدرن در محافل و روزنامهها بودند و در موازات اینها هم جریانات دیگری، چون موج نو، شعر دیگر، موج ناب، شعر گفتار، غزل پست مدرن، شعر زبان در دهه هفتاد که شعر متکثر و متفاوتی بود سلایق خوانندگان شعر را دگرگون کرد.
اما در دنیای فوران دادهها و در عصر فناوریهای دیجیتال، ما با تکثر روایتها و سلایقی مواجهایم که لزوما دیگر از منابع ادبی قدیم و حتی منابع معاصر خود تاثیر نمیپذیرند. به عبارتی دیگر سلیقه ادبی ما را عوامل انسانی صرفا شکلنمیدهند، هرچند عوامل انسانی به کلی محو نشدهاند، اما نظام نیرومند الگوریتمها در شبکههای اجتماعی نیز در شکل بخشی سلیقه ادبی ما ناخودآگاه سهیم شدهاند انتخاب ها، مکثها و اسکرول کردنهای ما هم نیز به این جریان کمک میکنند. در چنین وضعیتی ما مستقیما انتخاب کننده نیستیم دامنه انتخاب ما را عوامل متعدد انسانی و غیر انسانی شکل میدهند.
امروزه عوامل هوشمند دیگری در کنار جنگ، تحریم، فقر و فقدان رفاه و آزادیهای فردی و جمعی، بر ایجاد واقعیت اجتماعی و سلیقه ما دخیل شدهاند. این نکته را هم باید اضافه کرد که امروزه مرجعیت تخصص گرایان، اساتید دانشگاه ادبیات و منتقدان مرجعیت فاتح در میدان ادبیات و سلایق رایج نیست، که در این صحنه در شکل بخشی به سلیقه ادبی ما موثر باشند.
از سوی دیگر دیگر دغدغه امروز، دیگر اعمال دیدگاه تکنوکراتها بر شکل و محتوای سلیقه ادبی ما نیست، بلکه ردپای نقش تکنولوژیها نیز هست. ما در گذشته نچندان دور با چنینوضعیتی روبهرو نبودهایم که نقش فناوری را به سلیقه خود واکاوی کنیم. امروز شعری روی صفحات شبکههای اجتماعی ما میآید که لزوما بر اساس معیارهای متخصصان حوزه زبان و ادبیات نیست، الگوریتمها بر اساس توجه و تعامل کاربران با آن پست، شعری یا داستان کوتاهی را در ابعادی وسیع بازنشر میکنند که لزوما با معیارها و سلایق ما جور در نمیآید.
دستهای نامرئی غیر انسانی، موتورهای جستوجو، مدلهای زبانی و سامانههای هوش مصنوعی، الگوریتمهای شبکههای اجتماعی، و کارکرد اینها میتواند موجب اثرگذاری عمیقی بر زندگی ما و دیگران شود و شوربختانه در این مسیر عده کثیری از ما نیز وابسته به این موارد شدهایم و نمیدانیم چه بر سر سلیقه ما آمده است، در چنین دورهای بیش از هر شعر یا متن عمومی شدهای، به منتقدان تیزبین و بی تعارف نیازمندیم که این خواست، باز بر اساس اقتصاد توجهی که الگوریتمها و ساختار شبکههای اجتماعی، پیشنهاد میدهند در زیر سایه مطالب کم بازدید قرار میگیرند و آنچنان که بایست دیده و خوانده نمیشوند! به راستی در چنین وضعیتی، آیا سلایق ادبی ما را خودمان شکل میدهیم یا بیشمار عوامل انسانی و غیر انسانی دیگر؟