بستن
کد خبر: ۱۵۱۷۱۱۱

بنزین؛ از مناقشه قیمت تا معمای امنیت انرژی

بنزین؛ از مناقشه قیمت تا معمای امنیت انرژی
مریم آقایی - هر بار که سخن از «اصلاح قیمت بنزین» به میان می‌آید، فضای عمومی به سرعت به دو روایت آشنا تقسیم می‌شود؛ گروهی واقعی‌سازی قیمت را تنها راه مهار مصرف و کاهش فشار بر بودجه می‌دانند و گروهی دیگر معتقدند تا زمانی که زیرساخت‌های حمل‌ونقل، کیفیت خودروها و نظام حکمرانی انرژی اصلاح نشده، افزایش قیمت تنها هزینه بیشتری را بر خانوارها تحمیل خواهد کرد. واقعیت این است که هر دو روایت بخشی از حقیقت را بیان می‌کنند، اما هیچ‌یک به تنهایی پاسخگوی مسأله امروز ایران نیست.

مصرف بنزین طی سال‌های اخیر با سرعتی بیش از رشد ظرفیت پالایش کشور افزایش یافته است. در مقابل، ناوگان حمل‌ونقل عمومی هنوز پاسخگوی نیاز شهرهای بزرگ نیست، بخش قابل توجهی از خودروهای کشور فرسوده یا کم‌بازده هستند و شدت مصرف انرژی در ایران همچنان فاصله قابل توجهی با استانداردهای جهانی دارد. در چنین شرایطی، طبیعی است که بخشی از جامعه بپرسد چرا پیش از اصلاح ساختارها، باید از مردم انتظار پرداخت هزینه بیشتر داشت. 
در مقابل، نمی‌توان از کنار روند فزاینده مصرف نیز به سادگی عبور کرد. ادامه وضع موجود، کشور را با افزایش نیاز به واردات فرآورده، فشار بر منابع ارزی و کاهش انعطاف‌پذیری نظام انرژی روبه‌رو می‌کند. این مسأله دیگر تنها یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه به تدریج به مسأله‌ای راهبردی برای امنیت انرژی کشور تبدیل می‌شود. 
تحولات ماه‌های اخیر نیز نشان داد که مفهوم امنیت انرژی، تنها به تولید نفت و گاز محدود نیست. هرگونه اختلال در زنجیره تولید، پالایش، انتقال یا توزیع می‌تواند آثار گسترده‌ای بر زندگی روزمره مردم و فعالیت‌های اقتصادی بر جای بگذارد. تجربه بحران‌های اخیر نشان داد آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، تاب‌آوری شبکه انرژی و توان مدیریت شرایط اضطراری است؛ موضوعی که صرفاً با تغییر قیمت سوخت محقق نمی‌شود. از همین رو، پرسش اصلی امروز نباید این باشد که «قیمت بنزین چقدر باشد؟» بلکه باید پرسید «چگونه می‌توان مصرف را بدون آسیب به معیشت مردم و بدون کاهش امنیت انرژی مدیریت کرد؟»
پاسخ به این پرسش، نیازمند مجموعه‌ای از سیاست‌های هم‌زمان است. نخست، اصلاح نظام سهمیه‌بندی و هدایت قیمت‌گذاری به سمت مصرف مازاد؛ به گونه‌ای که مصرف متعارف خانوارها تحت فشار قرار نگیرد و در مقابل، مصرف‌های غیرمتعارف سهم بیشتری از هزینه واقعی سوخت را بپردازند. دوم، سرمایه‌گذاری گسترده در حمل‌ونقل عمومی، نوسازی ناوگان فرسوده و ارتقای بهره‌وری خودروها. تا زمانی که شهروندان جایگزین مناسبی برای خودروی شخصی نداشته باشند، افزایش قیمت به تنهایی نمی‌تواند رفتار مصرفی را به شکل پایدار اصلاح کند. سوم، توسعه سامانه‌های هوشمند مدیریت توزیع سوخت و پایش لحظه‌ای شبکه، به‌گونه‌ای که در شرایط بحرانی بتوان عرضه را بدون ایجاد التهاب اجتماعی مدیریت کرد. چهارم، تبدیل مدیریت مصرف به یک مشارکت عمومی. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که اطلاع‌رسانی شفاف، مشوق‌های اقتصادی و مشارکت مردم، در کنار اصلاحات فنی، اثربخشی بیشتری نسبت به اتکای صرف بر ابزار قیمت دارد. 
در نهایت، باید پذیرفت که مسأله بنزین دیگر صرفاً موضوعی اقتصادی یا بودجه‌ای نیست. امنیت انرژی، تاب‌آوری زیرساخت‌ها، بهره‌وری مصرف و عدالت اجتماعی، چهار ضلع یک مسأله واحد هستند و پرداختن به یکی بدون توجه به دیگری، راه‌حلی پایدار به همراه نخواهد داشت. اگر قرار است اصلاحی صورت گیرد، باید بخشی از یک برنامه جامع حکمرانی انرژی باشد؛ برنامه‌ای که هم مصرف را مدیریت کند، هم زیرساخت‌ها را ارتقا دهد، هم از اقشار آسیب‌پذیر حمایت کند و هم تاب‌آوری کشور را در برابر بحران‌های آینده افزایش دهد. زمان آن رسیده است که از جدال همیشگی بر سر «گران شدن یا نشدن بنزین» عبور کنیم و درباره مسئله مهم‌تر گفت‌وگو کنیم؛ اینکه چگونه می‌توان با کمترین هزینه اجتماعی، بیشترین امنیت انرژی را برای کشور به ارمغان آورد.

انتشار :
آخرین اخبار