فریبرز ناطقالهی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه زلزلهشناسی، در گفتوگو با خبرنگار فارس با اشاره به وضعیت گسلهای تهران و زلزلههای اخیر در شرق پایتخت، تأکید کرد که تقریباً بیشتر گسلهای ایران فعال هستند و گسل غیرفعال به گسلی گفته میشود که در بازهای بسیار طولانی، یعنی حدود ۱۰ هزار سال یا بیشتر، هیچ حرکتی نداشته باشد. به گفته او، بنابراین باید اصل را بر فعال بودن گسلها گذاشت، هرچند شدت فعالیت برخی بیشتر و برخی کمتر است.
وی با اشاره به زلزله اخیر در محدوده بومهن، پردیس و رودهن گفت: بر اساس دادههای موجود، کانون این زمینلرزه در همین محدوده بوده و عمق آن نیز حدود ۸ تا ۱۰ کیلومتر برآورد شده است.
ناطقالهی افزود: وقوع دو زلزله پیاپی در فاصله دو هفته گذشته نشان میدهد که این منطقه در حال آزادسازی انرژی انباشتهشده است، اما این موضوع به هیچوجه به معنای امکان پیشبینی زلزله بعدی نیست.
این استاد پژوهشگاه زلزلهشناسی تصریح کرد: تاکنون هیچکس در دنیا نتوانسته است با قطعیت بگوید زلزله بعدی بزرگتر خواهد بود یا کوچکتر، و هرکس چنین ادعایی داشته باشد، صرفاً بر اساس حدس سخن میگوید.
وی تأکید کرد که به جای تمرکز بر این پرسش که زلزله دقیقاً کجا و با چه شدتی رخ داده، باید این واقعیت را پذیرفت که ایران کشوری زلزلهخیز است و گسلهای آن فعالاند.
ناطقالهی با انتقاد از رویکردهای موجود در کشور درباره مدیریت خطر زلزله گفت: از حدود ۴۰ سال پیش پژوهشگران نسبت به شرایط بحرانی تهران هشدار دادهاند و اسناد و مطالعات متعددی نیز در این زمینه ارائه شده است.
وی توضیح داد که خود در سال ۱۳۷۴ یک مطالعه جامع درباره آسیبپذیری تهران انجام داده و در آن، برای سناریوی زلزله در پایتخت ۱۰ میلیونی، اعدادی در حدود یکونیم میلیون کشته و بیش از چهار میلیون و ۳۰۰ هزار زخمی برآورد شده بود.
وی افزود: حتی اگر این برآوردها را کاملاً دقیق ندانیم و فقط ۱۰ درصد آن را محتمل فرض کنیم، باز هم با اعدادی بسیار نگرانکننده روبهرو هستیم؛ بهطوری که ۱۰ درصد از آن سناریو نیز میتواند به حدود ۱۵۰ هزار کشته و صدها هزار مجروح منجر شود. او تأکید کرد که مسئله اصلی، صرفاً عدد و رقم نیست، بلکه این است که با وجود چنین هشدارهایی، چرا در چهار دهه گذشته برنامه جدی و مؤثری برای کاهش آسیبپذیری تهران اجرا نشده است.
به گفته ناطقالهی، در این مدت نهتنها سیاستی برای تمرکززدایی از پایتخت اتخاذ نشده، بلکه روند توسعه، تراکم جمعیت و گسترش ساختوساز در تهران بیشتر هم شده است.
ناطقالهی همچنین با اشاره به سامانههای پیشهشدار و هشدار سریع زلزله گفت: این سامانهها هرچند در برخی نقاط دنیا در حال توسعهاند، اما این موضوع نباید بهانهای برای بیعملی باشد و شهر باید بهطور موازی برای مواجهه با زلزله آماده شود.
وی در بخش دیگری از سخنان خود درباره آمادگی تهران در برابر زلزلههای با بزرگای مختلف گفت: حتی زلزلهای با بزرگای ۵ ریشتر نیز در تهران، بهویژه در بافتهای فرسوده و ساختمانهای قدیمی، میتواند خسارتزا باشد. به گفته وی، زلزله ۶ ریشتری خسارتهای بهمراتب بیشتری به بار خواهد آورد و زلزله ۷ ریشتری میتواند شهر را عملاً به سمت تعطیلی و اختلال گسترده بکشاند.
ناطق الهی توضیح داد که در صورت وقوع چنین زلزلهای، حتی آسیب به ساختمانهای فرسوده و متروکه نیز میتواند باعث توقف بخشهای مختلف شهر شود، زیرا بسیاری از زیرساختهای حیاتی تهران نیز فرسودهاند.
ناطقالهی با اشاره به وضعیت شبکه آب شهری گفت این شبکه هماکنون نیز با نشتی و فرسودگی مواجه است و در صورت وقوع زمینلرزه، احتمال از کار افتادن آن وجود دارد.
وی همچنین شبکه گازرسانی تهران را یکی دیگر از نقاط آسیبپذیر دانست و گفت: در شرایطی که شهر در گذشته بهجای حرکت به سمت برقرسانی گسترده، به سمت گازرسانی رفته، اکنون بسیاری از نقاط تهران با شبکههای زیرزمینی پرخطر روبهرو هستند. به اعتقاد او، در چنین شرایطی، هر زلزلهای میتواند به بحرانهای ثانویه گستردهتری مانند آتشسوزی، قطع خدمات و اختلال در امدادرسانی منجر شود.
این استاد پژوهشگاه زلزلهشناسی در پایان تأکید کرد که تهران و دیگر شهرهای کشور باید از مرحله هشدار عبور کنند و وارد مرحله اقدام شوند؛ از جمله مقاومسازی ساختمانها، نوسازی بافتهای فرسوده، اصلاح زیرساختهای حیاتی، کاهش تمرکز جمعیت و تدوین برنامههای عملیاتی مدیریت بحران.