سراغ هدف قرار دادن زیرساختهای کشور رفته است. هدف قرار گرفتن انیستیتو پاستور و پل B ۱ کرج شاخصترین آنها است. اما در حالی که تنش میان ایران و ایالات متحده به سطحی کمسابقه رسیده، رد پیشنهاد گفتوگو از سوی جمهوری اسلامی، آن هم در فاصله کوتاهی پس از تهدیدهای نظامی آمریکا و ضرب العجل ۴۸ ساعته، نشانهای از ورود بحران به مرحلهای حساس تلقی میشود. دونالد ترامپ در روزهای اخیر با ادبیاتی تند، از احتمال هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی ایران سخن گفته و حتی تهدید کرده که ایران را «به عصر حجر» بازمیگرداند؛ عبارتی که یادآور دکترینهای نظامی مبتنی بر تخریب گسترده زیرساختی است.
این تهدیدها، اگرچه ممکن است در نگاه نخست بخشی از جنگ روانی تلقی شود، اما با توجه به سابقه تصمیمگیریهای ناگهانی در دولت ترامپ، از سوی برخی تحلیلگران جدی گرفته شده است. برآوردها نشان میدهد که تنها حمله به چند نیروگاه کلیدی میتواند تا یکچهارم تولید برق کشور را مختل کند؛ رخدادی که پیامدهای آن نهتنها در حوزه انرژی، بلکه در کل ساختار اقتصادی و اجتماعی کشور قابل مشاهده خواهد بود. بازسازی چنین زیرساختهایی نیز فرآیندی زمانبر است و ممکن است سالها طول بکشد.
در همین چارچوب، نگرانیها درباره تبعات اقتصادی جنگ نیز رو به افزایش است. تجربه جنگهای اخیر در منطقه نشان داده که هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی، از شبکه برق گرفته تا تأسیسات صنعتی و دارویی، میتواند اقتصاد یک کشور را برای مدت طولانی وارد رکود عمیق کند. این سناریو برای ایران، با توجه به شرایط تحریمی و شکنندگی برخی بخشهای اقتصادی، میتواند ابعاد پیچیدهتری داشته باشد.
در داخل کشور نیز همزمان با تشدید تهدیدها، شکاف سیاسی بر سر نحوه مواجهه با جنگ پررنگتر شده است. بخشی از جریانهای معتدل، از ضرورت «پایان عزتمندانه» سخن گفتهاند؛ رویکردی که با واکنش تند جریانهای رادیکال مواجه شده است. در این میان، حسن روحانی با طرح این مفهوم، خواستار آمادگی برای پایان دادن به جنگ در چارچوبی شده که منافع ملی را تأمین کند.
روحانی این جنگ را «شرورانه، جنایتکارانه و غیرقانونی» توصیف کرده و آن را مصداق جنایت علیه بشریت دانسته است. او همچنین با اشاره به نقش اسرائیل در شکلگیری این تقابل، تأکید کرده که هدف از این روند، کشاندن آمریکا به درگیری مستقیم با ایران بوده است. با این حال، او در کنار تأکید بر مقاومت، بر ضرورت آمادگی برای پایان جنگ نیز تأکید کرده و هماهنگی همه ظرفیتهای کشور برای جلوگیری از آسیب به مناطق حساس، بهویژه جزایر خلیج فارس و کنترل تنگه هرمز را «حیاتی» خوانده است.
در سطحی دیگر، پیشنهادهای دیپلماتیک نیز در حال شکلگیری است. محمدجواد ظریف، که از او به عنوان معمار توافق هستهای یاد میشود، طرحی جامع برای صلح را در نشریه فارن افرز منتشر کرده است. این اقدام، بهجای تمرکز بر مخاطب داخلی، مستقیماً نخبگان سیاسی و تصمیمسازان آمریکایی را هدف قرار داده است.
در این طرح، ظریف ۱۲ گام بیسابقه پیشنهاد داده که از جمله آنها میتوان به توقف دائمی توسعه سلاح هستهای، تضمین باز بودن تنگه هرمز، انعقاد پیمان عدم تجاوز و اعمال محدودیتهایی در حوزه موشکی اشاره کرد. در مقابل، از آمریکا نیز ۱۳ اقدام درخواست شده که شامل لغو تحریمها، بازسازی زیرساختهای آسیبدیده، خروج نیروهای نظامی و جبران خسارات غیرنظامیان است.
ظریف در این طرح هشدار داده که ادامه جنگ، هرچند ممکن است از نظر روانی برای برخی رضایتبخش باشد، اما در عمل به تشدید تلفات انسانی و تخریب بیشتر زیرساختها منجر خواهد شد. او همچنین تأکید کرده که آمریکا و اسرائیل، در پی ناکامی در دستیابی به اهداف خود، بهطور فزایندهای به هدف قرار دادن تأسیسات حیاتی و حتی غیرنظامیان روی آوردهاند.
بحران فعلی در نقطهای ایستاده که هر دو مسیر «تشدید» و «مهار» بهطور همزمان فعال شدهاند. از یک سو، تهدیدهای نظامی و رد گفتوگو، احتمال ورود به فاز درگیری مستقیم و گسترده را افزایش میدهد؛ از سوی دیگر، طرحهایی مانند پیشنهاد ظریف یا مواضع روحانی، نشانههایی از تلاش برای گشودن مسیر دیپلماتیک هستند. با اینحال مجال اندک است و کمتر از ۲۴ ساعت تا عملی شدن تهدید آمریکا باقی مانده است.
با این حال، واقعیت بنیادین این است که هیچ جنگی بدون توافق پایان نمییابد. پرسش اصلی نه «آیا» بلکه «چه زمانی» و «با چه هزینهای» است. در شرایطی که زیرساختهای حیاتی میتوانند در ساعات آتی هدف قرار گیرند، اما بازسازی آنها سالها زمان ببرد، هر تصمیم سیاسی میتواند تبعاتی بلندمدت برای اقتصاد و جامعه ایران داشته باشد.