به گزارش آرمان ملی آنلاین، این بازیگر که خانهاش در جنگ اخیر (حمله آمریکا و اسراییل به ایران) دچار آسیب شده است، در بخش های از نوشتاری نوشت: «هشت فروردین، یک پیام ساده در اینستاگرام. از همسایهای که ما را میشناخت: «اگر وسیله مهمی دارید بردارم؟ در ندارید» در نداریم؟ چرا در نداریم؟ و بعد، حقیقتی که از من پنهان کرده بودند: خانهام بر اثر موج انفجار تخریب شده. ۱۷ اسفند یعنی ۲۳ روز قبل. همسرم، مونا و بابام به من گفتند «شمالیم». فقط برای اینکه من کمتر گریه کنم. چون من هر روز برای خانههای مردم گریه میکردم. برای کشورم. و آنها میترسیدند اگر بفهمم خانه خودم هم. من دیگر از پا بیفتم. و من حالا صدای نفسزدنهای همسرم را میشنوم. وقتی ۷ طبقه را دویده بالا. با نفسهای بریده. با هجومِ بهت. با سنگینیِ فرو ریختنِ یک زندگی در سینهاش.
چیزی در من شکست که هیچ دارویی درمانش نمیکند. من همیشه ضد جنگ بودم. وقتی خیلیها فریاد میزدند «بزنید تا آزاد شویم»، میگفتم: جنگ آزادی نمیاره، فقط ویرونی میاره. میگفتم: اول میگن فقط اهداف نظامی. ولی بعد زیرساختها. بعد کارخانهها. بعد پلها بعد بیمارستانها و در نهایت، جانِ مردم. گفتند اغراق میکنی. گفتند خائنی. گفتند نمی فهمی اما امروز. من دارم ویرانی را زندگی میکنم، نه تحلیل. روز اول جنگ، تنها در بوداپست سه روز گریهام بند نمیآمد. هر روز یک خبر. هر روز یک ضربه و هر بار، یک تکه از من فرو ریخت. تا اینکه فهمیدم خانهام دیگر «خانه» نیست. یک سوال دارم. آن روزها که به من میگفتید «خائن» چون ضد جنگ بودم. حالا چه میگویید؟
من خائنم؟ یا آنهایی که برای جنگ، مشروعیت ساختند؟ آنهایی که رویا فروختند؟ آنهایی که گفتند «فقط چند هفته. فقط اهداف نظامی»؟ ما شبیه لیبی نشدیم؟ شبیه عراق؟ شبیه سوریه؟ یا هنوز هم میخواهید بگویید: «فرق داریم ؟ آخه اونا مردم شون ضد غرب هستن،مافرق داریم ؟آخه اونا اکثرشون بیسوادن ،مافرق داریم؟ آخه اونا عربن ما آریایی هستیم مافرق داریم؟» من دیگر بحث سیاسی نمیکنم. این، روایت یک انسان است. وقتی انسانیت درون انسان فرو میریزد… میتوانند خطرناک شوند. فروپاشیِ درون اگر درمان نشود، میشود ویرانیِ بیرون.»