در این میان جدای از تندروها که در هر شرایطی دیدگاه خود را بر خواست و مطالبات جامعه ارجح میدانند و به همین دلیل معمولا موجب افزایش هزینههای سیاسی و اجتماعی شدهاند؛ صداوسیما نیز بهعنوان رسانهای فراگیر بهجای ایجاد وحدت و انسجام و نشستن در جایگاه و موقعیت رسانهملی که صدای همه اقشار و سلایق جامعه باشد، اغلب بر این تفرقه و دوقطبی دامن زده و حتی در لفظ هم انسجام ملی را رعایت نکرده است. نگاهی به برنامهها؛ کارشناسان و اظهاراتی که در صداوسیما ارائه میشود بهخوبی نشان میدهد که چرا کسر قابلتوجهی از مردم دیگر این رسانه را بهعنوان منبع مراجعاتی خود چه به لحاظ خبری یا محتویات رسانهای در نظر نمیگیرند و شبکههای اجتماعی یا حتی رسانههای بیگانه را جایگزین کردهاند. واقعیت این است که رویکرد مدیران صداوسیما بیش از اینکه پوششدهنده همه سلایق باشد بیشتر جریانی و جناحی بوده و تاکنون پوششدهنده منویات یک جریان خاص بوده است. نگاهی کلی به سیر تحول صداوسیما طی دو تا سه دهه گذشته نشان میدهد هر چه به جلو آمدهایم، رویکرد نخبگانی جای خود را به نگاه غیرکارشناسانه و تصمیمات گعدهای جریان خاص داده است. جدایی بسیاری از چهرههای مشهور و محبوب جامعه طی سالها و دهههای اخیر از این رسانه نشان میدهد که صداوسیما بهجای روند صعودی رو به افول و نزول حرکت کرده است. چنانکه کمتر برنامهای را میتوان یافت که از مخاطب بالایی برخوردار باشد و به واقع اگر نباشد مسابقات فوتبال یا پخش برخی سریالها باید گفت عملا مخاطبان صداوسیما به کمترین حد خود رسیده است. جالب اینکه برای اصلاح این رویه اقدامی صورت نمیگیرد و گویا همین رویه که ما هر چه بسازیم مخاطب مجبور است ببیند و عدم احترام به ذائقه مخاطب، مطلوب مدیران این رسانه است.
* بیاخلاقی یا نمک بر زخم؟
جامعه امروز به جهت اتفاقات اخیری که در اعتراضات اخیر رخ داده و به قرائت آمارهای داده شده جانباختگان زیادی داشته و هنوز ملتهب است. کسانیکه در این اتفاقات به هر نحوی عزیزی از دست دادهاند، امروز داغدار از دسترفتن عزیزان خود هستند. از همینرو کمترین اقدامی که میتواند از التهابات جامعه کم کند، همدردی با مردم و خانوادههایی است که عزیزی از دست دادهاند. اتفاقی که در ادبیات برخی مسئولان نیز شاهد و ناظر بودیم. با این حال، اما برخی جریانات و رسانهها بیش از اینکه با جامعه همراهی کرده و انسجام ملی را تقویت کنند، تلاش کردهاند با برخی اقدامات و اظهارات بر نارضایتی مردم بیفزایند. اقداماتی که پس از چندبار دیگر نمیتوان آنها را اتفاقی دانست، بلکه گویا هدفی در پس این نوع کارها تعریف شده است. هرچه باشد چنین رفتارهایی اگر نگوییم دهنکجی، میتواند بیاحترامی محض به جامعهای باشد که داغدار است. در همین راستا روزگذشته بود که ویدئویی در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی منتشر شد که طی آن مجری برنامه «خط خطی» جانباختگان حوادث دیماه را دستمایه طنز و شوخیهای هجوگونه قرار داد که با واکنش گستردهای روبهرو شد. آنچه در ویدئوی منتشر شده دیده میشود فراتر از یک شوخی و بیشتر نوعی حرکت تمسخر و به استهزاءگرفتن اندوه خانوادهها و پیکر جانباختگان است و اصلا چطور از ذهن آنها گذشته که چنین موضوعی را دستمایه یک مسابقه پیامکی کنند؟ چرا باید برای دیدهشدن به هر قیمتی دست به هر کاری زد و هر محتوایی تولید کرد؟ بر اینگونه محتواها نامی جز ابتذال رسانهای در جهت دیدهشدن و استیصال در جذب مخاطب نمیتوان گذاشت. جدای از هر نگاه سیاسی موافق یا مخالف، این اقدام نه تنها توهین به جانباختگان، بلکه دهنکجی به عواطف جریحهدارشده ملتی است که در اتفاقات اخیر شاهد اتفاقات بوده است و حداقل حق خود میدانند که در رسانهای که با بودجه عمومی اداره میشود، احترام ببیند. این دست اقدامات چیزی جز عبور از انسانیترین اصول اخلاقی نیست. گرچه پیش از این نیز شاهد این دست برنامهها در شبکه افق بودهایم. جاییکه با پخش برنامه جعبه سیاه به مهمانان برنامه کفن و آگهی ترحیم خودشان داده میشد که با واکنش اغلب مهمانان مواجه شده بود و در برنامهای که هادی عامل، مجری و کارشناس کشتی بهعنوان مهمان دعوت شده بود او در اعتراضی تند این حرکت را بیاحترامی به مهمان خواند تا جاییکه روابط عمومی برنامه از وی عذرخواهی کرد. باید اذعان داشت که برنامهسازی و پروراندن سوژه خوب و بکر کاری است که از دست هر کسی بر نمیآید و به قول معروف کننده کار میخواهد و هر کسی از پس برنامهسازی بر نمیآید؛ لذا بهتر است صداوسیما بهجایی رویکردهای یکجانبه و پرداختن به یک جریان خاص، فضا را به نحوی باز کند تا همه برنامهسازان خوشفکر و توانا بتوانند در این رسانه مشغول شده و کارهای فاخر و ارزشمندی تولید کنند تا دیگر شاهد چنینی محتواهای مبتذل و غیراخلاقی نباشیم.
* از عزل تا توقف
پس از پخش برنامه «خط خطی» از شبکه افق که طی آن مجری این برنامه با عبور از اخلاقیات اظهاراتی به زبان آورد که باعث خشم جامعه و واکنشهای بسیاری شد. صداوسیما به این موضوع واکنش نشان داد. در همین راستا روابط عمومی سازمان صداوسیما در پی پخش برنامهای از شبکه افق با محتوای موهن نسبت به شهدا و جانباختگان حوادث دیماه، اطلاعیهای صادر کرد. در متن این اطلاعیه آمده است: «در پی پخش برنامهای از شبکه افق با محتوای موهن نسبت به شهدا و جانباختگان حوادث دیماه، مدیر این شبکه بهدلیل سهلانگاری و بیتوجهی در مدیریت محتوای برنامه «خطخطی» عزل و پخش این برنامه متوقف شد. روابط عمومی سازمان صداوسیما ضمن ابراز همدردی مجدد با خانوادههای مصیبتدیده تأکید میکندشان و جایگاه رسانهملی چنین بیدقتیهای فاحش در مدیریت محتوا حتی بدون نیت سوء را برنمیتابد و با آن برخورد قاطع مینماید.» این اقدام صداوسیما در گام اول اقدامی بجا و حداقلی بود که باید صورت میگرفت. اما نکته مهمتر اینکه با توجه به پیشینه قبلی شبکه افق در ساخت چنین برنامههایی باید نظارت ویژهای به ساخت برنامهها در این شبکه صورت گیرد تا دوباره این نوع برنامههای موهن را که صرفا نارضایتی و نفرت جامعه را افزایش میدهد، مشاهده نکنیم. شاید اکنون فرصت مناسبی باشد که شاهد تغییر رویکرد جدی نه در شبکه افق بلکه در ساختار و کالبد صداوسیما باشیم.