جلیل بیات در عصر ایران نوشت: در ۴۷ سال اخیر سرزمین ایران سه بار مورد تهاجم دشمن خارجی قرار گرفته است و هر بار بعد از پایان جنگ بحث دریافت غرامت از سوی مقامات جمهوری اسلامی مطرح شده، اما تاکنون سرانجامی نیافته است.
نخستین تهاجم در شهریور ۱۳۵۹ از سوی عراق انجام گرفت. جنگی که صدام معتقد بود سه روزه با تصرف تهران تمام خواهد شد، حدود هشت سال به طول انجامید و خسارات زیادی به طرفین وارد کرد. بعد از پایان جنگ، دبیرکل وقت سازمان ملل رسما عراق را مسئول شروع جنگ اعلام کرد و ایران بر همین اساس خواستار دریافت غرامت شد.
میزان خسارات وارد شده به ایران در این جنگ بر اساس گزارش رسمی سازمان ملل بیش از ۹۷ میلیارد دلار بود. (هرچند بعدها ارقام بالاتری از ۴۴۰ تا ۱۱۰۰ میلیارد دلار به نرخ روز هم به صورت غیررسمی از سوی ایران مطرح شد) با این حال تاکنون ایران در دریافت غرامت ناکام مانده و حتی بعدها با سقوط صدام و روی کار آمدن دولتی نزدیک به ایران دیگر آن را پیگیری هم نکرد. این در حالی بود که کویت دیگر همسایه عراق که بعد از ایران آماج حمله صدام قرار گرفته بود، توانست تمام مبلغ غرامت تعیین شده را از محل فروش نفت عراق دریافت کند.
تهاجم دوم مربوط به جنگ ۱۲ روزه در خرداد ۱۴۰۴ است که ایران از سوی اسرائیل و آمریکا متحمل خسارات فراوانی به خصوص در موضوع صنعت هستهای و دفاعی شد. بعد از برقراری آتش بس، برخی مقامات جمهوری اسلامی بحث دریافت غرامت را مطرح کردند، اما این موضوع چندان به صورت جدی و در قالبهای حقوقی یا سیاسی پیگیری نشد و به سرانجامی هم نرسید.اما تهاجم سوم که هنوز هم پایان نیافته است، مربوط به حمله دوباره و سنگینتر اسرائیل و آمریکا است که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شده است. با توجه به حجم بیشتر بمبارانهای هوایی از سوی این دو رژیم، پیش بینی میشود میزان خسارات به اماکن نظامی و غیرنظامی ایران در این جنگ بسیار بیشتر از تهاجم قبلی باشد.
اکنون که اخباری درباره احتمال مذاکره جمهوری اسلامی و امریکا برای پایان دادن به جنگ مطرح شده است، برخی رسانهها از شروط جمهوری اسلامی در این باره نوشتهاند که یکی از آنها تعیین تکلیف بحث غرامت به ایران میباشد.
از آنجا که این جنگ نقض صریح قوانین بین المللی محسوب میشود و هیچ توجیه قانونی برای آن وجود ندارد، درخواست جمهوری اسلامی برای دریافت غرامت به لحاظ مبانی و اصول حقوق بین الملل کاملا موجه و قابل دفاع است. منتهی در مناسبات بین المللی «مشروع بودن» یک درخواست با امکان «محقق شدن» آن کاملا متفاوت است. در شرایط کنونی تقریبا بعید مینماید دونالد ترامپ یا بنیامین نتانیاهو برای پایان یافتن جنگ حاضر به قبول چنین شرطی شوند؛ هرچند که آمریکا اساسا شروط خود را نیز مطرح کرده است؛ لذا برای آنکه خواسته مشروع ایران برای دریافت غرامت سرنوشتی مشابه دفعات پیشین نیابد میتوان با هوشمندی منبع دریافت غرامت را تغییر داد؛ به این معنا که ایران در مذاکرات احتمالی با آمریکا عنوان کند کشورهای عربی که در جنگ علیه ایران مشارکت داشتند میبایست غرامت ایران را بپردازند و توجیه، اقناع و عملیاتی کردن این موضوع وظیفه امریکا است.
نیازی به توضیح نیست که چنین پیشنهادی با این مفروض مطرح میشود که سایر شرط و شروطهای میان ایران و آمریکا حل و فصل گردیده و صرفا بحث غرامت به ایران باقی مانده و شرایط میدانی جنگ نیز به گونهای پیش میرود که امریکا به واقع خواستار پایان دادن به جنگ و بیرون کشیدن خود از این باتلاق باشد. در این صورت این احتمال که ترامپ برداشته شدن پرداخت غرامت از روی دوش آمریکا و انتقال آن به اعراب را بپذیرد کم نیست.
اگر چنین اتفاقی رخ دهد نه تنها آثار بسیار مهمی برای ایران از لحاظ اقتصادی و بازسازی خرابیهای ناشی از جنگ خواهد داشت، بلکه به احتمال بسیار زیاد باعث بازنگری جدی در استراتژیهای امنیتی و دفاعی اعراب هم خواهد شد؛ چراکه آنها خواهند دید با حمایت از جنگ علیه همسایه خود نه تنها متحمل خسارات مستقیم و غیرمستقیم بسیار زیادی شدند و پایگاههای آمریکا امنیتی برای آنها ایجاد نکرد، بلکه حالا میبایست غرامت جنگ با ایران را نیز بپردازند. این وضعیت ممکن است آنها را برای همراهی با ایده ایران جهت ایجاد ترتیبات امنیتی درون منطقهای ترغیب کند.
پینوشت: تاکید میشود تحقق چنین ایدهای در درجه نخست به شرایط میدانی جنگ بستگی دارد و دوم اینکه تفاهم میان ایران و امریکا درباره سایر شروط و موارد اختلافی حاصل شده باشد.